احتمال تقیه بزرگان واقفیه
(49:05)
شاگرد: واقفیه چطور میشود؟ اعتراض نمی کردند که ما را کلاب ممطوره میخوانید ولی از اینها تقلید هم میکنید؟
استاد: بعداً باید از واقفیه بحث کنیم. ان شاءالله ذیل روایت عمربن یزید بحث میکنیم. حمید بن زیاد واقفیه است. آنها هم یک جور حرفهایی دارند. نه اصلشان که کلاب ممطوره هستند. اینکه چرا کلاب ممطوره گفته شده، باید نحوه بحث هایش را ببینید. ولی آیا از بین بزرگان واقفیه، کسانی بودند که همین حرفها برایشان بیاید؟ این محتمل است. یعنی بعضی از آنها هستند که وقتی آدم ریخت کار را نگاه میکند، احتمالش را میدهد. مثل حمید بن زیاد.
برای فردا سند روایت عمر بن یزید را ببینید. در روضه کافی در رأس سند حمید بن زیاد بود. ببینید یک واقفی ای است که چقدر روایت دارد. خب چطور آن واقفی کار و کذا است و این همه روایت نقل میکند؟! آیا اینها از واقفیه هایی هستند که کلاب ممطوره هستند؟ یا امر دیگری در کار بوده است؟ ما که فعلاً از ظاهر کتب دست بر نمیداریم. همینی را که علماء فرمودهاند میگوییم. ولی آن محتملات را بهعنوان چیزهایی که در آینده شواهد کمکش کند، ذکر میکنیم که گاهی برای اطمینان شخصی و گاهی برای جمیع هم نافع است.
شاگرد: اینکه فرمودید برای حفظ ساختار، تقیه بوده، الآن با خود عملکرد حضرت عسکری علیهالسلام نمیسازد. اگر این مسأله بود حضرت هم متوجه بودند باید تنها میفرمودند «خذوا ما رووا». ولی دیگر ادامه آن را که تنقیص بشود را نمی فرمودند.
استاد: خب کتابشان را چه کار کنیم؟ «ذروا ما رأوا» یعنی الآن آنها کاری کردهاند که حجیت نظر ندارند. چرا؟ چون از شرائط حجیت مقلُّد همین است.
شاگرد: از اول میدانستند که عبدالله افطح امام نبوده.
استاد: بدنه آنها که نمیدانستند.
شاگرد: خود بنی فضال را میگویم.
استاد: بنی فضال بهعنوان یک امر خصوصی میدانستند. همانطور که گفتند، ظاهراً ناقلش آقای نائینی هستند؛ که علامه مجلسی فرمودهاند که ما از نسل ابونعیم اصفهانی هستیم؛ بین خودمان و در بیتمان سینه به سینه نقل شده که جدّ ما ابونعیم شیعه بوده و تقیه میکرده است. گاهی یک چیزهایی است که سینه به سینه در بیت میرود.
شاگرد۲: این موجی که شما گفتید بعید است با این انکار احمد اتفاق بیافتد.
استاد: نه، این برای وقت وفات پدرش بوده است. اما بعدها میآمدند و میپرسیدند. یعنی چه بسا وقتی امامت امام عسکری شد، دوباره احمد بن حسن طوری بود که مورد سؤال از آن قضیه قرار میگرفت. دوباره پخش شده بود که او میگوید پدر من این جور است. امام فرمودند حالا که اینها در اعتقادشان راسخ هستند که من دوازدهم میشوم، حالا دیگر تمام. از شیعه و امامیه فاصله دارند. فتاوایشان هم حجیت ندارد.
والحمد لله رب العالمین
بدون نظر