تهافت در استظهار سید از روایت اسحاق بن عمار
تهافت فرض عدم صوم در دو فقره اول با فرض صوم در فقره آخر
قبل از اینکه این مطالب را بگوییم سؤالات این حدیث را مطرح کنیم. ببینید یک سؤال این است: «اذا رایته وسط النهار فاتم صومه الی اللیل»، روی مبنای سید یک نحو تهافت در حدیث پیش میآید. سید باید این تهافت را جواب بدهند. چرا؟ تهافت از کجا است؟ در جواب خود امام علیه السلام. او پرسید «یغم علینا» و حضرت سه فقره فرمایش داشتند.
اول: «لا تصم الّا ان تراه»؛ روزه را نگیر. «ان شهد اهل بلد آخر فاقضه»، و اگر وسط روز دیدید صومش را تمام کن. خب حضرت که فرمودند روزه نگیر! یعنی در کلام حضرت ولو کسی میتواند شعبان را گرفته باشد اما در فرض کلام حضرت عدم روزه است. حضرت میفرمایند «لاتصم الّا ان تراه»؛ فرض این است که روزه نگرفته باشد.
جالب تر هم این است که اگر بعداً در شهر دیگر گفتند که دیدیم قضا کن. یعنی روزه نگرفته ای که باید قضا کنی. اگر گرفته بودی که قضا نمی خواست. قبلاً هم عرض کردیم همه میگویند اگر سی ام شعبان را به نیت شعبان گرفتید اگر بعداً معلوم شد ماه مبارک بوده مجزی است. پس اینکه حضرت میفرمایند «اقضه» یعنی فرض بر این است که روزه نگرفته ای. خب پس چطور میفرمایند: «اذا رایته وسط النهار فاتم صومه»؟! صومی مفروض نبود. این را عرض کردم بهخاطر اینکه قرینهای قوی بر فرمایش استادشان است.
شاگرد: اینکه میگویید اگر روز آخر را روزه گرفت مجزی است به یک دلیل دیگر است. ما روی این روایت استظهار میکنیم. ممکن است در این روایت حضرت بفرمایند وقتی به نیت ماه مبارک گرفته اشکال دارد. ولی نهی نکردند که به نیت روزه ماه شعبان نگیر. چون بحث در این است که به نیت ماه مبارک بگیرد، نباید بگیرد چون تشریع است.
استاد: فرمایش شما این است که منافاتی ندارد. یعنی ابتدا دارند صوم بما انه من شهر مبارک را میگویند که «لاتصم». اگر هم بعداً نگرفتی قضا بکن. اما اگر گرفتی و بعد در نهار رؤیت شد، حالا دیگر واجب است که سر برسانید.
شاگرد: یعنی مکفی است.
استاد: مکفی بودن آن به اجماع و …. .
شاگرد۲: فرمایش شما به این صورت میشود: «اذا رایتم وسط النهار» قرینه است که در موارد دیگر تا وسط نهار ندیده اند. چون تا وسط نهار دیده نشده حضرت فرمودند «لاتصم». در اینجا وسط نهار دیده ولی اضافهای که بایذد ما بگذاریم این است که حالت مراعی ای روی آن بگذاریم.
استاد: یعنی میخواهید بگویید «یغم علینا» برای فقره آخر نیست؟
شاگرد: تهافت را اگر بفرمایید.
استاد: سؤال این است: «سالته عن هلال رمضان یغم علینا»، همانی که در «اسألة حول رویة الهلال» به وسیله آن اطلاق را از دست ما گرفتند. «یغم علینا فی تسع و عشرین من شعبان فقال علیهالسلام لا تصم الّا ان تراه. فان شهد اهل بلد آخر انهم راوه فاقضه. و اذا راته وسط النهار فأتم صومه الی اللیل».
شاگرد: یعنی در آن موضعی که متوقع بوده ندیده ولی وسط نهار را دیده. یعنی موارد دیگر وسط النهار را شامل نمیشود.
استاد: روزه هست یا نیست؟ حضرت میفرمایند «فاتم صومه». مشکلی هم که فرمایش ایشان دارد و سؤال بعدی بود، این است که مرجع ضمیر «صومه» را چه چیزی قرار میدهید؟ «سالته عن هلال رمضان، فاتم صومه». اینها موید حرف بقیه است. اینها موید حرف وحید بهبهانی است.
شاگرد: مثل وضع تعیینی بالاستعمال است. یعنی حضرت با همین تعبیر میفرمایند این صومش شد. یعنی وقتی مراعی آوردید، فاتم صومه.
استاد: شبیه شرط متأخر است. یعنی قبلاً نبود ولی حالا که دیده شد، فاتم صومه.
شاگرد۲: در قسمت اول ندیده و دیگران دیدهاند، در اینجا ظاهر این است که روزه نگرفته است. ولی وقتی خودت وسط نهار دیدی احتمال میرود که روزه بوده.
استاد: یعنی چون ابر بوده نتوانسته ببیند و حضرت هم فرمودند «لاتصم»؛ یعنی بهعنوان ماه مبارک نگیر. اگر فردا خودت دیدی میفهمی که دیشب که ابر بوده بهخاطر ابر ندیدی و الّا بوده. اینطور می فرمایید؟
شاگرد: بله.
شاگرد۲: نمیتوانیم صوم را بهمعنای امساک بگیریم؟
استاد: ضمیر «صومه» را چه معنا میکنید؟
شاگرد۲: همان روزی که وسط النهار دیدی… .
استاد: ضمیر را به نهار میزنید. یعنی صوم نهار را، فاتم الی اللیل.
شاگرد۳: تا وسط نهار روزه بوده و گفته شاید ماه مبارک باشد، اگر وسط نهار هلال را دید روزه اش را ادامه دهد اما اگر ندید به نیت رمضان روزه بودن تشریع است.
شاگرد: حرام نبوده… .
استاد: حرام نبوده ولی بالاخره نهی داریم. قبلاً بحث کردیم. عدهای از اطلاق «لاتصم» حتی گفتند مکروه است. برخی هم حرمت را گفته بودند. چرا؟ چون شارع میفرماید «لاتصم الّا ان تراه»؛ خب ما چطور بگیریم!
شاگرد۲: غلبه رؤیت بوده که یوم الشک حساب میکردند، لذا حضرت هم در آن فضا میفرمایند.
استاد: بله. من روی حساب اقوال، گفتم.
شاگرد۳: شاید قبل از وسط النهار، پیشفرض بر این است که روزه نگیریم، اما در فقره سوم که «اتم صومه» را میفرمایند، پیشفرض تغییر میکند و این میشود: حالا که روزه گرفتی. یعنی قرینه داخلیه بر تغییر پیشفرض داشته باشیم.
استاد: بله، چون حضرت کلمه صوم را گفته اند.
شاگرد: یعنی نهی حضرت را گوش نداده است؟
بدون نظر