تنظیر تفکیک حیثیات وضعی و تکلیفی در صوم به مُحرم
من این را خلاصه کنم. سؤال مهمی است. نگاه ما به صوم از ابتدا میتواند دو نگاه باشد. نگاه وضعی؛ موضوع شرعیای که از وضعیت برخوردار است. و یکی هم نگاه تکلیفی است. مُحرم هم همینطور است. شما میگویید این آقا محرم است. یعنی یک حکم وضعی برای او در نظر میگیرید که اینها بر او حرام است. فقها هم بحث کردهاند. گاهی هم میگویید محرم است، یعنی این تروک بر او حرام است؛ دیگر وضعا محرم است معنا ندارد. چون ما چیزی جز تکلیف نداریم. به صوم هم همینطور نگاه میکنیم. میگویید این موضوعی است که از طلوع تا غروب، چیزی نخوردن، موضوعش است و بعد میگویید حالا واجب است. این نگاه وضعی به صوم است. نگاه تکلیفی این است: شارع میفرماید از طلوع تا غروب چیزی نخور.
اگر نگاه تکلیفی کردید خود شارع میگوید وقتی سهوا توجه نداشتی و خوردی، من آن را لااکل حساب میکنم. من شارع میگویم لااکل است. وقتی این اکل بالحکومة لااکل است، شما از کجا قطعاً به شارع نسبت میدهید که چون خورده اگر ساعت یازده هم به وطن رسید میتواند بخورد؟! چون ساعت ده به وطن رسیده است، الآن هم ساعت ده است و در وطن است، شما میگویید چون سهوا خورده دیگر خاطرت جمع باشد که میتوانی بخوری؟! اینچنین به شارع نسبت دادن جرأت نمیخواهد؟! میگوید من که اصلاً توجه نداشتم، بچه آمد و در دهنم گذاشت و فرو دادم؛مشغول مطالعه بودم و توجهی هم نداشتم، بچه آمده قندی در دهان من گذاشته و خوردم، حالا وقتی به وطن رسیدم دیگر تمام؟! اینها را نمیگویم که انتخاب کنیم. منظورم این است که در دیدتان به صوم این حیثیات از هم جدا شود.
شاگرد: انس ذهنی ما نگاه وضعی است… .
استاد: قطعاً همینطور است. اگر این را گفتم احتمالاتی است که کاملاً غیر متعارف است. یعنی اگر جای دیگر گفته شود میگویند این احتمالات جایی ندارد. ولی برای احتمال نفس الامریه و جمع کردن بسیاری از ادله شرعیه مفید است. اگر شما این فضا را داشته باشید گاهی بین ادله جمع میکنید. مثلاً زیر آب کردن سر مفطر هست یا نیست؟
شاگرد: اختلاف است.
استاد: اختلافی نبوده، اما با این دقت ها اختلاف شده و میگویند تکلیفا نباید سرش را زیر آب کند. زیر آب کردی اما چرا روزه تو باطل باشد؟! یعنی می شود یک مفطری که در ذهن عموم، روزه را با آن میشکستند - میگفتند وقتی این آمد روزه ی وضعی را شکست - آن را با لطافتی جدا کردند. میگویند روزه وضعی که باطل میشود، تکلیفا باید سر را زیر آب نکنی. اما اگر عمداً هم کردید آن وضع نشکست. حالا اگر نگاه تکلیفی آمد، برای اکل و شرب هم نگاه را وسیع کنیم. نظیرش هم هست.
مثلاً کسی که عطشان است؛ ذو العطاش؛ روزه اش باطل است یا صحیح است؟ خلاصه دارد میخورد، روزه اش باطل است یا صحیح است؟ خب باید روزه بگیرد یا نه؟ اگر گرفت باید بعداً قضا کند یا نه؟
بدون نظر