اراده در خداوند و انسان
شاگرد: داعی را توضیح میفرمایید. اراده خداوند متعال را هم تعریف به داعی میکنند.
استاد: اگر بحثهای کلامی اراده و داعی منظورتان است که خیلی گسترده است.
شاگرد: آن چیزی که شما از اراده تعریف میفرمایید را بفرمایید. هم در خداوند متعال و هم در انسان.
استاد: اراده و داعی در انسان دو چیز است. به نظرم در کلمات مرحوم اصفهانی بود. مراحل اشتداد شوق را که میگفتند اولین آنها علم بود. علم به مصلحت اولین مرتبه آن بود. بعد تصور حصولش و فوائدش و شوق اکید و در نهایت به اراده و تصمیم میرسید که علت مباشر فعل میشد. اینها را فرموده بودند. علیای حال داعی و اراده در دو مرحله منحاز و ممتاز از مراتب انجام یک کار هستند. اما اراده تشریعی و داعی –اگر درست باشد که در اینجا آنها را مطرح کنیم- در انشاء عالم ثبوت احکام شرعی فرق میکند. با عالم ثبوت کاملاً متفاوت است. نسبت به عملی که یک شخص انجام میدهد، آن جهتدهی کردن است و خود عمل اقدام خارجی برای وصول به غرض است. این کلیای است که در ذهن من است. حالا اگر بحث خاصی از آن در ذهن شریف شما هست، همان را مطرح کنید و من آن را تصور بکنم.
شاگرد: در خداوند متعال اراده را که همان داعی تعریف نمیکنید؟
استاد: نه، من اصلاً یادم نمیآید که برای خداوند متعال کسی داعی را گفته باشد.
شاگرد: در کشف المراد میگویند داعی یا همان علم به مصحلت.
استاد: آن، داعیای که ما میگوییم نیست.
شاگرد: بله در آن جا تعریف علم به مصلحت میکنند.
استاد: آن علم به مصلحت دقیقاً مساوی و معادل داعی است. یعنی در خداوند متعال علم به او مصحلت را تعبیر میکنیم به داعی. به تناسب مقام ربوبیت اینچنین است. نه اینکه در آن جا دو تا باشد.
شاگرد: اراده همان داعی است؟
استاد: بله، اگر اراده را صفت فعل بگیرید، دراینصورت آن وقت، وقت ظهورش است. و الا اگر شما علم -که صفت ذات است – را مرادف با داعی بگیرید در آن جا هم اراده مناسب با مقام ذات میشود. آن وقت در روایات خلاف آن هست. در روایات شاید حتی یک روایت بهعنوان صریح و عنوان اولی –نه به حمل شایع- پیدا نشود که اراده را صفت ذات بگیرد. به حمل اولی یعنی اسم آن را ببرد. آن چه که معروف از روایات اهل البیت علیهمالسلام است، این است که اراده صفت فعل است. لذا وقتی صاحب اسفار به اینجا میرسد مفصل بحث میکند و میگوید مبنای حکما و معروف نزد آنها این است که اراده صفت ذات است؛ معروف نزد اهل البیت علیهمالسلام این است که اراده صفت فعل است؛ حالا باید چه کنیم؟ ایشان بحث میکند که بین اینها بحث کند. علیای حال در اراده تشریعی مباحث خاص خودش را دارد. نمیدانم در اینجا خدمت شما بود یا جای دیگر بود که راجع به اراده تشریعی و توضیح آن و اینکه در خدای متعال آن را به چه صورت تصویر کنیم، به تفصیل مباحثه کردیم.
بدون نظر