رفتن به محتوای اصلی

لزوم نام‌گذاری مراحل فعلیت تدریجی در حکم

 

من امروز می‌خواهم نکته‌ای را عرض کنم؛ اگر تصورش سر برسد. اگر با هم توافق کنیم تا تصورش سر برسد، شاید چیز خوبی شود. اما اگر تصدیق هم فرمودید بعد از تصدیق هم برای آن نام‌گذاری هم می‌کنیم. اگر تصدیق نشد دیگر راحت هستیم! وقتی تصدیق نکردیم نیازی به نام‌گذاری نداریم. آن چه که می‌خواهم امروز عرض کنم این است:

ببینید ما برای علم به حکم مطلبی را گفتیم؛ گفتیم که عدم علم به حکم، منافاتی با فعلیت حکم ندارد. جلسه قبل صحبت کردیم. این نزد هر متشرعهای واضح است. طرف یازده صبح به خواب رفته و ساعت هشت شب بیدار می‌شود، کل وقت نماز ظهر و عصر را خواب بود؛ از بچه و بزرگ بپرسید چه می‌گویند؟ می‌گویند نمازش دیگر گذشت یا باید قضا کند؟ باید قضا کند. خب قضا یعنی امر بالفعل نبود اما باید قضا کند؟ یا بالفعل بود؟ ارتکاز متشرعه این نیست که بالفعل نبود. می‌گویند نماز ظهر واجب شده بود؛ بر او هم واجب شده بود اما او خبر نداشت. بالفعل بود. و لذا می‌گویند «اقض ما فات»؛ «فوت» بر آن صادق است. در فوت باید یک چیزی باشد تا فوت باشد؛ اقض ما فات کما فات. خب همه این را می‌دانند در وقت زوال وجوب نماز ظهر برای این آقای خواب بالفعل است. اما خب خواب است و جاهل به این است که ظهر شده؟ عرض کردم واژه‌ای بگذاریم؛ مثلاً «فعال» نیست. وقتی که جاهل هستی وجوب فعال نیست. این یک اصطلاح بود.

نکته‌ای که الآن می‌خواهم عرض کنم و دنبال آن برویم تا بعد اسم آن را پیدا کنیم، این است: شارع که در عالم ثبوت موضوع حکم را در نظر گرفته مجموعه امور است. در مجموعه امور که حکم را روی آن آورده هیچ چیزی را فروگذار نکرده است. وقتی شما می‌گویید حکم، وجوب صلات ظهر است؛ وجوب حکم است. صلات ظهر، متعلق الحکم است. موضوع می‌شود مجموعه و همه چیزهایی که شارع در نظر گرفته و این وجوب را بر آن بار کرده؛ علیت تامه برای ترتب حکم دارد. به آن موضوع می‌گوییم. می‌خواهم قاعده کلی را عرض کنم؛ هر کدام از اجزاء این مجموعه وقتی محقق شد، وجوب نسبت به آن، یک اسم خاص نیاز دارد. حالا چه زمانی فضای بحث غنی شود و برای این‌ها اسم‌گذاری کنند تا خودشان مخلوط نکنند، نمی‌دانم چه زمانی می‌شود. ولی در هر صورت به اسم‌گذاری نیاز است.

خب چرا؟ چه نیازی دارد؟ مثلاً زوال یکی از اموری است که وجوب را می‌آورد. چه لزومی دارد برای وجوب عند الزوال نام گذاری کنیم. اذا زالت الشمس دخل وقت الصلاة. اذا زالت الشمس وجبت صلاة الظهر. کجایش مشکل دارد تا نام‌گذاری کنیم؟ ببینید وقتی سؤالاتی مطرح می‌شود و ارتکاز شما تحریک می‌شود می‌بینید که چرا عرض می‌کنم. زوال جزئی از موضوع است، الآن وقتی زوال شد و شما هم می‌گویید علم به وجوب دارد و همه این‌ها فعال است. فعال به چه معنا است؟ صلاة ظهر فعال است. یعنی این را بخوان.

شاگرد: عقاب می‌شود اگر نخواند.

استاد: نه، غیر از عقاب. عقاب برای ترکش است. فعلاً الآن که می‌گوییم فعال است به چه معنا است؟ یعنی بلندشو و بخوان. خب حالا اگر وضو ندارد اگر نماز ببندد درست است؟! نه، پس چطور فعال است؟ فعال بودن وجوب صلاة ظهر به این است که بگوید کبّر؛ الله‌اکبر بگوید. خب او وضو ندارد. پس چطور فعال است؟ پس هنوز خیلی خیلی فعال نیست. هنوز بند این است که وضو را بگیرد تا بعدش من به تو بگویم «صلِّ صلاة الظهر». تا وضو نداشته باشی امر به صلاة ظهر به این درجه از فعالیت نیست که کبّر را هم بگوید. لذا فعلاً باید وضو را بگیرد.

مثلاً الآن حائض است و نماز ظهر شد. وجوب ظهر فعال هست یا نیست؟ فعال را معنا کردیم به علم به وجوب. زوال شده و او هم عالم است. الآن حائض است وجوب فعال هست یا نیست؟ نیست. اگر بگوییم که علم دارد، خب او علم دارد؛ با تعریف ما وجوب فعال است. یعنی وقتی علم پیدا کرد وجوب فعال است. اما مانع هست؛ او حائض است. از ناحیه علم هیچ مشکلی ندارد اما از ناحیه مانعی دیگر برای نماز مشکل دارد.

خب من الآن می‌خواهم این را عرض کنم، در تسمیه به فعال که برای وجوب آوردیم و گفتیم وجوب فعال، تنها علم را ملاحظه کرده بودیم. علم را که ملاحظه کردیم گفتیم وجوب دو جور است؛ یا فعال هست یا نیست. خب وقتی حیض را در نظر می‌گیریم چیزهای دیگری پیش می‌آید.

سؤالی که می‌خواهم مطرح کنم این است: الآن یک وجوبی هست که وقتش هست اما شک داریم آمده یا نیامده. مثل همین یوم الشک خودمان که نمی‌دانیم ماه مبارک آمده یا نیامده. اسم این وجوب چیست؟ البته اگر بعداً بفهمیم ماه مبارک بوده. می‌خواهیم اسم‌گذاری کنیم. شما گفتید که اگر علم داریم وجوب فعال است. اینجا علم آمده یا نیامده؟ خود شما می‌گویید که شک داریم. اینجا علم آمده یا نیامده؟ نیامده. پس وجوب فعال هست یا نیست؟ فعال نیست. حالا می‌توانید به رجاء و با همان استصحاب ماه مبارک و یا طبق بیان «ان کان و ان کان» می‌توانید روزه را بگیرید و بعداً هم بفهمید که ماه مبارک بوده و مجزی باشد؟ می‌توانید یا نه؟ با این حالی که به رجا احتیاط می‌کنید و احتیاطا یوم الشک را روزه می‌گیرید، این احتیاط به‌خاطر وجوب هست یا نیست؟ به‌خاطر چه وجوبی است؟ اگر فعال نیست پس چطور دارید احتیاط می‌کنید؟ اگر فعال هست شما که علم ندارید. اگر هم فعال نیست پس چطور احتیاط می‌کنید؟ چرا بیست و هشتم و بیست و هفتم چنین احتیاطی را نکردید؟ وجوب یوم الشک از نظر تحریک شما نحو الصوم چهجور وجوبی است؟ اسم آن را چه می‌گذارید؟

آن چه که ایشان فرمودند تحریک در آن نبود. گفتند وجوبی است که مشکوک است. فعلاً عنوان مشکوک کاری ندارد. می‌خواهیم یک عنوانی بگذاریم برای وجوب‌هایی که ولو فعال نیست اما درجه‌ای از شک در تحقق آن هست که می‌تواند فاعلیت داشته باشد. فعال نیست اما فاعل هست.

34:18

شاگرد: فعال هست اما طیفی است.

استاد: من همین را می‌خواهم بگویم. یعنی ما نسبت به حالات مکلف و اجزاء موضوع نام گذاریهای دقیق تعریف‌شده داشته باشیم که اگر گفتیم وجوب فعال یعنی وجوبی که علم داریم، دیگر از آن عدول نکنیم و بگوییم طیف است. طیف که دوباره ابهام می‌شود. الآن می‌خواهیم برای یک وجوبی که فعال به‌معنای معلوم نیست ولی اثر دارد و سر جایش هست. احتمال می‌دهیم که باشد و این احتمال ما را تحریک می‌کند به سمت احتیاط.