لحظه طلائی، مرز تقویم محلی و جهانی
(12:38)
از اینجا بود که به لحظه طلائی رسیدیم. لحظه طلائی مرز بین تلفیق آفاق با تقویم جهانی بود. ساعت تقویم کلی جهانی مختلف نیست. روزش مختلف نیست. یک روز بیشتر ندارد. ولی محل های کره زمین مختلف بود. لذا وقتی ساعت محلی دقیق را در نظر میگرفتیم و به خط زمان نصف النهار جهانی میرفتیم، پای راست و چپتان یکی یک شنبه بود و دیگری دوشنبه بود. یکی مثلاً هفت و یک دقیقه ی دوشنبه بود، دیگری هفت و سه دقیقه ی یک شنبه بود. آنکه روزش عقب تر بود ساعتش بیشتر بود. توضیح اینها را عرض کردم.
خب وقتی شما در خط زمان، تقویم محلی را میآورید، یک پای شما یک شنبه میشود و پای دیگرتان دوشنبه میشود. اما اگر فقط ساعت محلی داشته باشید که ما یک شنبه و دوشنبه نداریم. ساعت جهانی است، میرسد و میشود ساعت یازده و پنجاه و نه دقیقه ی یک شنبه و تمام. ساعت بیست و چهار میشود. بیست و چهار که شد، بیست و چهار یک شنبه ی روزِ آن ساعت جهانی میشود. بعد از بیست و چهار صفر میشود. صفرِ چه روزی است؟ صفرِ دوشنبه ی ساعت جهانی است. هم صفرِ دوشنبه است و هم بیست و چهارِ یک شنبه است. قبلاً هم صحبتش شد.
معنای این لحظه طلائی چیست؟ این لحظه طلائی که ساعت نصف النهار واحد صفر شد، چرا طلائی بود؟ بهخاطر اینکه در تقویم جهانی که نگاه میکنیم در این لحظه محلی های کل کره همه یک شنبه هستند. یعنی در لحظه واحد کل کره دو روز ندارد. کل کره یک شنبه است. چطور یک شنبه است؟ کسانی که این طرف هستند صفرِ یک شنبه شان است، آن هایی که آن طرف هستند بیست و چهارِ یک شنبه هستند. خلاصه در یک لحظه همه آنها یک شنبه هستند. اینها که میخواهد شروع بشود، صفرِ یک شنبه است، در دست چپ که میخواهد پایان بیابد، بیست و چهارِ یک شنبه است. یک لحظه، بین یک شنبه و دوشنبه مشترک است. این لحظه هم صفر شروع است و هم بیست و چهار پایان است. قبلاً از این لحظه طلائی صحبت شد. این طلائی بودنش برای این است که در این لحظه در کل آفاق تلفیق هست باز یک روز بیشتر نداریم. یعنی از حیث برچسب زنی تقویم ایام هفته، کل آفاق محلی هم هنوز یک شنبه است. این لحظه طلائی است. به محض اینکه از لحظه بیست و چهارِ یک شنبه و صفرِ دوشنبه، که یک لحظه بود، رد بشویم، دیگر در آفاق دو روز داریم. نه اینکه در خود این ساعت جهانی دو روز داشته باشیم. در این ساعت جهانی که یک روز بیشتر نداریم.
بدون نظر