انواع متعلق المتعلق
(51:00)
استاد: استقبال شرط صلاة است
شاگرد۲: استقبال نه، خودِ قبله را عرض می کنم، جهت قبله
استاد: متعلق المتعلق در واقعیت جزء الموضوع است. در «اکرم العلماء»، عالم، متعلق المتعلق است. ولی جزء موضوع حساب میکنند. چرا؟ چون وجود عالم در خارج است که وجوب را به فعلیت می رساند.
شاگرد۲: مثلاً اگر مریض شدی آب سیب بخور… .
استاد: اگر سیب هست بالفعل میشود. متعلق المتعلق سیب میشود.
شاگرد۲: اگر سیب نبود نباید سیب را تحصیل کنیم؟ یعنی واجب التحصیل است و نمیتواند موضوع باشد. چون موضوع واجب التحصیل نیست.
استاد: اگر سیب نبود باید درخت آن را بکارد؟
شاگرد۲: اگر قادر هست بله.
استاد: اگر سیب موجود است، بله. ولی اینکه میگویند آب سیب بخور، یعنی باید درخت آن را هم بکاری؟!
شاگرد۲: مثلاً مغازه بغل سیب دارد.
استاد: خب آن وجود است. مثل چشم باز کردن و به دست گرفتن است. وقتی میخواهد سیب را بخورد، باید بردارد و تناول کند. این درست است. مثال آب؛ میگویند نماز واجب است و باید با آب وضو بگیری. آب چیست؟ نه متعلق است و نه حکم است. بلکه متعلق المتعلق است. تحصیل متعلق المتعلق در اینجا واجب هست یا نیست؟ این اشکالات شما را عدهای آوردهاند. مشهور میگویند واجب است و باید هم به دنبالش برود. به خلاف مثال «اکرم العلماء». واجب نیست مکلف حتماً راه بیافتد و حتماً عالم را پیدا کند. بلکه اگر زمینه آن پیش آمد «اکرم العلماء» میآید. یعنی متعلق المتعلق دو جور است. حالا باید روی دستهبندی آن فکر کنیم.
والحمد لله رب العالمین
بدون نظر