المصدود عن الحج یواعد اصحابه؛ شاهدی بر شخصیت میقات
(12:45)
در جلسه قبل یادم رفت عرض کنم؛ یک اشارهای کردم؛ جلسه قبل گفتم بهخاطر بی ادبی نیست؛ عرض حال میکنم. بهعنوان یک طلبهای که یک ذهنی دارد میگویم ذهن من به این صورت است. عرض کردم شما هم بگویید صد در صد اشتباه میکنید. من اصلاً مشکلی ندارم که بگویید اشتباه میکنید. ولی ذهن من بهعنوان یک طلبه این است: اگر بگوییم «لکل بلد رویتهم»، احتمال صدق این مبنا صفر است. شما میگویید صد در صد اشتباه میکنید، حرفی نیست. من کاری به اشتباه و درست بودنش نداریم. دارم عرض حال میکنم. یعنی حال من به این صورت است. یعنی من بگویم قم و کاشان، ساوه و قم، «لکل بلد رویتهم». آیه هم فرموده «يَسۡـَٔلُونَكَ عَنِ ٱلۡأَهِلَّةِۖ قُلۡ هِيَ مَوَٰقِيتُ لِلنَّاسِ وَٱلۡحَجِّ»[1]، یعنی میقات قم برای قم، میقات ساوه هم برای ساوه است؛ چه ربطی به هم دارند؟! الناس، یعنی ناس کل بلد. این را عرض میکنم که احتمالش در ذهن من صفر است. شاهدش را پیدا کردم. در دو جا است. هم در محصور است؛ جواهر جلد بیستم، صفحه صد و پنجاه و نه را نگاه کنید. شما ببینید مورد نص و فتوا در محصور در حج است. درجاییکه محصور نیست، در بلد خودش است، ولی ارسال هدی میکند. همراه حجاج هدی را میفرستد. در فقه و نص میگویند «یواعد اصحابه». میگوید شما بروید، مواعده من و شما این باشد که من فلان روز لباس احرام میپوشم، یوم النحر هم از احرام بیرون میآیم. این مواعده یوم النحر، آن هم با مسافت زیاد، اقلش در روایت فاصله بین مدینه و مکه است، و سائر بلاد، فتوا و نصوص مطلق است، [آیا] این مواعده با این میسازد که «لکل بلد رویتهم»؟! ارتکاز شما چیست؟! یوم النحر، یوم النحر است. اینجا مواعده میکنند و میرود. بحث هم کردهاند که اگر اختلاف شد، چه کنند. میخواهم بگویم ارتکاز یوم النحر و مواعده، این است که یوم النحر واحد است. ما مواعده میکنیم وقتی آن روز شد، از احرام بیرون میآید. دیگر کاری ندارد که اینجا صبر کند و بگوید من که هلال را که دیدم، در مکه هم دیده بودند یا نه. اگر «لکل بلد رویتهم» بود، مواعده معنا نداشت. باید بگویند شما صبر کنید. چه مواعده ای است؟! شما اگر در شهر خودت دیدی، از کجا میدانی یوم النحر مکه چه روزی است؟! مخصوصاً اگر سه روز اختلاف را بپذیریم. قبلاً عرض کرده بودم؛ صاحب هَیَویات در استدراکی که داشتند، فرموده بودند. محضر حاج آقا دو نامه نوشته بودند. در رساله دومشان که جواب میدهند فرموده بودند طبق اطلاعی که ما داریم سه روز نمیشود. وقتی در نامه دوم جواب میدهند، میفرمایند ملحقات نامه محضرتان! به نظرم دو تا از آنها در هیویات آمده است. یعنی دو ماه را همان جا آدرس میدهند که طبق ضوابط دقیق سه روز میشود. یعنی در کل کره طبق فتوای ایشان سه روز میشود. عدهای باید یک شنبه بگیرند، عدهای دوشنبه و عدهای سهشنبه. این را محضرشان ارسال میکنند. خب اگر سه روز باشد، با همه اینها «یواعد اصحابه فیُحلّ یوم المواعده». این را شاهد میآورم بر اینکه همین که ما در فقه مواعده داریم، مرتکز متشرعه هم کاملاً با آن موافق است، اینها دال بر این است که وقتی آیه را میخوانید «يَسۡـَٔلُونَكَ عَنِ ٱلۡأَهِلَّةِۖ قُلۡ هِيَ مَوَٰقِيتُ لِلنَّاسِ وَٱلۡحَجِّ»، روی مبنایی که شما میفرمایید «والحج» یعنی «ومکة». چون «لکل بلد رویتهم». در مکه و رؤیت آنها و خلاص! ربطی به جای دیگر ندارد. اما این مواعده میخواهد بگوید مواقیت للناس است؛ امور معاش آنها، معاملات آنها، «و الحج»؛ یعنی همین «الحج» هلالش میقات است برای مواعده. نفس المواعده ای که این قدر در کتب فقهی آمده، دال بر این است که «والحج» یعنی میقات للناس. نه ناس مکه. ناس همه بقاع. این عرض من است.
[1] البقره ۱۸۹
بدون نظر