جستجوی پیشرفته
نتایج جستجو
نتایج یافت شده 24
تفاوت مسأله اکتفاء به مسمای موضوع با مسأله تطبیق عرفی موضوعات بر مصادیق
(40:09) شاگرد: کسانی که تطبیق بر مصداق را بر عهده عقل میدانند، نمیتوان از کلام آنها استفاده کرد؟ استاد: آن فرمایش شما مطلبی است که علماء مکرر گفته اند. یعنی مسمای موضوع بدون هیچ ملاحظاتی موضوع است، ولی تطبیقش بر مصادیق کار عقل است. آن مسمی که شما میگویید...
ج) مسمای انعقاد حب در تعلق وجوب زکات
(32:23) مثال دوم، برای وقت وجوب و وقت اداء در حب است. «اکتفای به انعقاد حب در وقت وجوب زکات، هر چند هنوز وقت اداء نرسیده است، بنابر قول منسوب به مشهور»؛ میگوییم وقت آن چه زمانی است؟ همین که حب منعقد شد، وجوب میآید. مناسب بحث ما هم هست. یعنی هنوز فعلیت اداء...
ب ) مسمای حیات جنین به استهلال او، در ارث
(31:06) سه مثال هم من عرض کردهام. «بلی هر دوی این مثال مربوط به متعلق حکم است، نه موضوع حکم»؛ یعنی قنترس و حج. «ولی مثال برای موضوع حکم هم شاید باشد، مثلا اکتفای شارع به مسمای حیات در توریث جنین اگر یک لحظه در وقت وضع حمل، حیات داشت، انفصاله حیاً یا اندک است...
الف) مسمای حیض در بطلان صوم
(29:41) استاد: یعنی مسمای حیض در بطلان روزه. ولو یک لحظه نزدیک غروب باشد. بله، این مربوط به موضوع میشود. یعنی دقیقاً چیزی است که ربطی به او ندارد. نه حکم، نه متعلق حکم است، بلکه دقیقاً جزء موضوع است. این مثال خوبی است شاگرد۲: در غسل لیلی هم همینطور است. بر...
شواهدی بر اکتفاء شارع به مسمای تحقق موضوع
(18:28) اما اشکالی ذیل جلسه قبل مطرح کرده بودند، عرض کردم که اشکالی فنی است. ابتدای فرمایش ایشان این بود: «اکتفاء به صدق مسمی در مواردی است که فعل مکلف مسمای موضوع حکم را محقق کرده است». ما عرض کردیم اگر این نصف النهار واحد را فرض بگیریم، مثل سیدنی و بلاد شرق...
المصدود عن الحج یواعد اصحابه؛ شاهدی بر شخصیت میقات
(12:45) در جلسه قبل یادم رفت عرض کنم؛ یک اشارهای کردم؛ جلسه قبل گفتم بهخاطر بی ادبی نیست؛ عرض حال میکنم. بهعنوان یک طلبهای که یک ذهنی دارد میگویم ذهن من به این صورت است. عرض کردم شما هم بگویید صد در صد اشتباه میکنید. من اصلاً مشکلی ندارم که بگویید اشتب...
د) عدم امکان تعیین میقاتیت در مبنای نوعیت
(45:45) چهارمی؛ شاهد از خود این کتاب است. بینی و بین الله این رسالهای که مرحوم آقای تهرانی نوشته اند به استادشان، گویا سنگ اول و آخر است. یعنی همه حرفها را در آن زدهاند. بهخاطر اینکه تمام توان علمی خودشان را ثبوتا و اثباتا به کار گرفتهاند تا این مطلب را...
الف) اهلال هلال قبل از مغرب و ابهام در شروع ماه
(32:07) من عروه را الآن محضر شما میخوانم؛ همه شما با این مسأله مانوس هستید. من میخواهم شاهد بیاورم تا ببینید وقتی به این صورت صحبت کنیم چه چیزهایی متفرع میشود. فصل في أوقات اليومية ونوافلها وقت الظهرين ما بين الزوال والمغرب ويختص الظهر بأوله بمقدار أدائ...
غیر موافق بودن لوازم قول به نوعیت شهر با ارتکاز
(30:57) ببینید ایشان فرمودهاند: چه مانعی دارد که موضوع دخول شهر باشد؟! دخول شهر هم برای بقاع زمین متفاوت است؛ هر کدام مختلف است. اینکه مشکلی ایجاد نکرد. شما میگویید: «اذا اهلّ الهلال»، ما میگوییم: «اذا رئی الهلال دخل الشهر». خب «اذا رئی الهلال فی هذه البق...
ج) موضوعیت کسوف و اماریت اهلال هلال در ادله؛ شهر شخصی و کسوف آفاقی
(27:25) اصل حرف این است: ایشان فرمودند: خسوف و کسوف با طلوع قمر یکی شد. اساس بحث فقهی ای که الآن میخواهیم بگوییم این است: از منظر بحث فقهی خیلی تفاوت است بین خسوف و کسوفی که شما مطرح کردید، با خروج قمر از تحتالشعاع. چرا؟ فرض میگیریم همه فرمایشات شما درست ب...
ب) تبیین تفاوت اهلال هلال با کسوف و اثبات ظاهره سماوی بودن اهلال هلال
(9:26) ببینید اصل اینکه فرمودند (اینها) فرقی ندارند، یک ارتکازٌ مّایی در ذهن من هست که این دو فرق دارند. دیروز عرض کردم، البته آقایان مناقشه فرمودید. مناقشاتی بود که مورد احترام دقت علمی است. اما بدون اینکه طولش بدهیم، مقصودم در فرق بین این دو را میگویم. ...
الف) نقد علامه تهرانی بر تفکیک بین خروج از تحتالشعاع و کسوف در ظاهره سماوی بودن
(00:10) صفحه چهل و دو از کتاب رسالة حول رویة الهلال بودیم. فرمودند: إن قلتَ: فرق بین الكسوف و خروج القمر عن تحت الشعاع، لأنّ الكسوف لیس أمراً سماویاً؛ و لا ربط له بالقمر؛ بل هو عبارةٌ عن احتجاب الشّمس لأهل الأرض بحیلولة القمر، الحاصل بدخول الأرض فی الظلّ ا...
معیار تقویم کره در نصف النهار دحو الارض و امکانیت رویت بلاد، قبل از آن
(45:08) شاگرد۲: من که اصرار می کردم نظرتان را در بلد بدانم برای اینکه اینجا یک استلزامات بعیدۀ خلاف ارتکازاتی هم هست؛ ممکن است بعضی دارند ماه را میبینند ولی چون بعد از دحو الارض است، باید بگوییم شما روزه نگیرید. بنابراین یک معیار برای کل نیاز داریم و یک معیا...
ترجیح مبنای زوال هر بلد و توافق نوعی آن با تحقق مقارنه در شب قبل
(40:48) شاگرد: اینکه استصحاب را در بلاد میفرمایید، بالأخره باید روشن شود که قریب الافق باید باشند یا نه؟ از چند گزینه اثباتی کدام را منسجم تر میبینید؟ استاد: اگر بخواهیم بلاد را مد نظر قرار بدهیم، عرض کردم که شب واحد چقدر اشکال دارد. سر نمیرسد. برای این...
مبنای رویت قبل الزوال هر بلد
(36:22) یک مبنای دیگری هم بود که طبق روایت عبید، تعبیر «اذا رئی قبل الزوال هذا الیوم من شوال» را به این صورت معنا کردیم که "قبل الزوال" یعنی زوال کل بلدٍ. حاج آقای زمانی هم این قول را تقویت کرده بودند. این هم یک مبنا است. میگوییم الآن در قم دیدیم، نگاه کنند ...
مبنای اشتراک در شب
(35:36) یک مبنای دیگر اشتراک در شب است؛ میگویند الآن که در غرب دیدند، مثلاً در قم دیدید، به طرف شرق جلو بروید، هر کجا با قم در شب شریک هستند، ثابت میشود. یعنی الآن که آخر شب آنها است و اول شب ما است، به شرق بروید، اگر در ژاپن هنوز صبح نشده و هنوز شب است، چ...
تاثیر مراسلات در تقیید فتوای سابق آیة الله خوئی به اشتراک در شب و تغییر عبارت منهاج الصالحین در چاپ متاخر
(00:16) تنبیه دوم را به اندازهای که در ذهن قاصر من بود، عرض کردم. تنبیه سوم میماند برای روایت ابن راشد و بحثهای دیگر که عرض کردم مانده بود. یکی بحث کسوف و خسوف بود. در رسالة حول مسالة رویة الهلال، صفحه چهل و یک، میفرمایند: و لعمري ما الفرق بين طلوع ال...
پیشـگفتار(چـکیده)
موضوع اصلی: نقد مرحوم خوئی در تقیید فتوای کفایت رؤیت در مطلق بلاد به اشتراک در شب، مبنای آیتالله سیستانی در شرطیت رؤیت هلال در هر بلد و عدول از سه فتوای گذشته خود، عدم انطباق مقدار حرکت قمر به دور زمین بر واحد شبانهروز کلید فهم اختلاف شروع ماه در بلاد مختل...
پیشـگفتار(چـکیده)
موضوع اصلی: مشکله تقویم و فوضی لازمه حمل روایت «اذا رئی قبل الزوال» بر محوریت زوال هر بلد، سه احتمال در جمع دو واژه لیل و یوم در روایت حماد و روایت عبید موضوعات فرعی: حمل روایت «اذا رئی الهلال قبل الزوال» بر محوریت زوال هر بلد دو اشکال مهم احتمال فوق احتم...
پیشـگفتار(چـکیده)
موضوع اصلی: تهافت سهل التناول بودن میقاتیت با لزوم استفاده از ابزار دقیقة برای کشف امکانیت رؤیت در بلاد قریبه در فتوای آیتالله سیستانی، عدم ملازمه امضای تأیید عرف در تعیین غروب در شروع ماه با انحصار این روش، بیان نسبت روایت حماد و روایت عبید، تصویر نظم دهی ...