میقاتیت لازمه اهلال هلال؛ عدم تنافی میقاتیت با انواع گزینههای ثبوتی
بنابراین طبق مطلبی که دیروز عرض کردم ما نمیگوییم چون هلال میقات است، پس مبنای فقهی ثبوتی مختار، شروع ماه از وقت غروب است. میقاتیت هلال این را نمی رساند که پس باید از غروب شروع کنیم؛ به این دلیل که بگوییم غروب راحت است؛ مردم عرب غروب را راحت میدیدند. میقاتیت که اکمل بودنش است. سهل التناول بودن برای میقات بهتر است. و الّا «قل هی مواقیت للناس»، حتی با روایات عدد هم جور در میآید. اصلاً میقاتیت به این نیست که حتماً باید دم غروب ببینیم. مثل همین مطلبی که برای تقویم آقای بیرشک و ژئوفیزیک دانشگاه تهران عرض کردم؛ هر دوی آنها تقویم است و میقاتیت هم میآورد. ولو در برخی از سالهای کبیسه اختلاف پیش بیاید. اگر شما طبق روایات عدد جلو بروید آیه مشکلی ندارد. «قل هی مواقیت للناس»؛ ماه میقات مردم است. میقات را به چه صورت ساماندهی کردیم؟ طبق روایات عدد یکی بیست و نه و دیگری سی است. با کبیسه هایی که اعمال شده است.
میخواهم عرض کنم میقاتیت حتماً ملازمه ای ندارد که از آیه شریفه مبناء را انتخاب کنیم. بلکه برعکس است. آن چه که تکوینا موضوع است، شهر و دخول شهر است. دخول شهر یک امر تکوینی در علم الهی و اولیائش است. سید بن طاووس هم فرمودند خداوند به من این لطف را کرده که وقتی ماه مبارک داخل شد میفهمم. صریحاً گفتند. اگر به این صورت است، پس اهله موضوعی تکوینی است که از آثار متفرع بر این شهر و دخول شهر که در هر ماه تکرار می شود، میقات الناس و تعظیم شعائر و سایر چیزها است. اگر به این صورت جلو رفتیم که میقاتیت از آثار این موضوع تکوینی و از فوائد الهی آن شد، مطلب دوم مطرح میشود.
بدون نظر