احتمال تصحیف در حسین بن علی بن شیبان قزوینی؛ حسین بن علی بن سفیان بزوفری
ولی نکتهای که میگویم تا روی آن تأمل کنید، این است: پسر صاحب معالم[1] و همچنین سید زین العابدین[2] احتمال تصحیف دادهاند. میگویند ما حسین بن علی بن شیبان القزوینی در کتب رجال نداریم. اما حسین بن علی بن سفیان بزوفری داریم. خیلی مجلل و معروف هستند. از اجلاء مشایخ ثقات هستند. ایشان میگویند چه بسا شیبان، سفیان بوده. لذا میگویند تصحیف شدهاند.
شاگرد: بزوفری هم قزوینی شده.
استاد: بله. این احتمالی است که آقا زاده صاحب معالم در استقصاء دادهاند. حالا به این صورت هست یا نیست؟ این نکته را عرض میکنم تا فردا دنباله آن را بگیریم. ببینید در روایاتی که من دیدم دو نفر را داریم. یکی حسین بن احمد بن شیبان قزوینی است. کسی هم که شیخ در اینجا گفتهاند حسین بن علی بن شیبان قزوینی است. آیا این دو قزوینی پسر عمو بودهاند که اسم هر دو حسین بوده؟ او حسین به احمد بن شیبان است، دیگری حسین بن علی بن شیبان است. قزوینی هستند و پسر عمو بودهاند. اگر به این صورت باشد، از حسین بن احمد بن شیبان قزوینی روایت هست.
شاگرد: طبقه حسین بن احمد بن شیبان به طبقه اساتید شیخ مفید میخورد؟
استاد: تلعکبری از او روایت میکند. میخورد. این اندازه از هم فاصله ندارند. بلکه با هم جور هستند. این را داشته باشید. آیا این میتواند مؤید باشد یا نه؟ در بزوفری داریم، حسین بن علی بن سفیان بزوفری. بزوفر نزدیک بغداد است. حسین بن احمد بن سفیان نداریم. مثل آن جا که پسر عمو بودهاند، اینجا نداریم. حسین بن حامد بن سفیان بزوفری نداریم. تنها کسی که داریم همین است. لذا پسر صاحب معالم احتمال دادهاند. آیا ممکن است آن حسین بن احمد تنها باشد و اینجا که حسین بن علی بوده شیبانش همان سفیان باشد؟ یا این احتمال نیست و درواقع ما سه نفر داریم؟ آن چه که مضعف کار میشود تا بگوییم حسین بن علی دو نیستند و سه تا هستند، این است که مرحوم شیخ در فهرست همین را میآورند؛ حسین بن علی بن شیبان قزوینی. آن چه که مؤید آن است که سه نفر نباشند و تصحیفی شده، این است که مرحوم شیخ در رجالشان هم حسین به احمد بن شیبان قزوینی را میآورند، هم حسین بن علی بن سفیان بزوفری را میآورند. اما در رجالشان اسمی از حسین بن علی بن شیبان قزوینی نمیآورند. لذا میگویند رد کتب رجال ذکر نشده است. یعنی در کتب رجالی همین دو تا هستند؛ یکی ابن سفیان است و …. . این حرف پسر صاحب معالم را تأیید میکند که تصحیف شده باشد.
شاگرد: برخی طریق به کتب را تشریفاتی میدانند و اصلاً لازم نمیدانند. نه اینکه مثل سند مجبور باشند به آن نگاه کنند. در کتب مشهوره با یک تقریبی و در کتب غیر مشهوره یا از باب شهادت یا از طریق دیگری.
استاد: یعنی اینکه فرمودهاند «لجهالة الواسطة» مهم نیست. اگر کتاب علی بن حاتم مسلم شد… . البته ایشان اشاره کردهاند «و لا انه نقل من کتابه»، درحالیکه خود مرحوم شیخ فرمودهاند من برای اختصار کسی را که اول سند میگذارم، کتابش نزد من است. من دارم از کتابش نقل میکنم. نمیدانم سید چطور این را فرمودهاند. این فرمایش سید اصلاً برای من روشن نیست. باید بیشتر تفحص کنیم. سید هم خریط فن رجال است. خودشان صاحب فوائد الرجالیه هستند. اما اینکه چرا این را فرمودهاند، نمیدانم. پس این میماند که ببینیم حسین بن علی بن شیبان داریم یا نداریم؟ تصحیف شده یا نشده؟ برخی از نقلیات را در آن صفحه گذاشتهام. شما هم به هر چه برخورد کردید ذیل صفحه ارسال کنید.
والحمد لله رب العالمین
[1] إستقصاء الاعتبار في شرح الإستبصار ؛ ج۷ ؛ ص۳۴۲
[2] مناهج الأخيار في شرح الإستبصار ؛ ج۱ ؛ ص۶۲۰
بدون نظر