اشکال صاحب مستدرک بر تفرید محمد بن جعفر رزاز و محمد بن جعفر اسدی در جامع الرواة
فعلاً سؤال این است که آیا علی بن حاتم از این ثقات ممدوحینی که شیخ الطائفه میگویند، روایتی دارد یا ندارد؟ از چیزهای عجیب این است که علی بن حاتم در همین منطقه ایران بوده. علی بن حاتم در ری بوده. قزوینی هم هست. الآن یادم نیست که ایشان در کجا بوده ولی بر خلاف متعارف، مرحوم آمیرزا حسین نوری رضواناللهعلیه، برای صاحب جامع الرواة نکتهای دارند. نسبت به این سه نفری که عرض میکنم، مرحوم اردبیلی در جامع الرواة مطلبی دارند؛ بناء ایشان بر این است که کارها را برگردانند و سندها را صحیح کنند. ایشان در این سه نفری که مشترک هستند، میگویند دو نفر از آنها یکی هستند. محمد بن جعفر اسدی و محمد بن جعفر رزاز یکی هستند. محمد بن جعفر اسدی به این جلالت است، پس هر کجا محمد بن جعفر رزاز میگویند، همین ایشان است و لذا سند صحیح میشود. اینجا است که مرحوم نوری میفرمایند اردبیلی، نویسنده جامع الرواة آدم کمی نیستند اما در اینجا مصداق پیدا کرده که «الجواد قد یکبوا و الصّارم قد ینبوا». میگویند از جاهای خیلی عجیب است که ایشان این دو نفر را یکی دانستهاند. بعد مرحوم نوری شروع میکنند و بالای ده شماره میگذارند و شواهدی میآورند بر اینکه این دو، دو نفر هستند. یکی از چیزهایی که میگویند این است: میگویند این محمد بن جعفر اسدی در ری بوده، در کتابها به او رازی میگویند. مرویٌ عنه هایی که دارد، مشایخی هم که دارد در ری بودهاند. اما محمد بن جعفر رزاز، دایی پدر ابو غالب زراری است. ابوغالب زراری از نوه های دختری زراره است. مرتب از ایشان اسم میبرد و میگوید خال ابی؛ دایی پدر من، محمد بن جعفر رزاز. ایشان میگویند آن محمد بن جعفر رزاز، دایی پدر ابوغالب زراری تا آخر در کوفه بوده و در آن جا وفات کرده است. اما اسدی در ری بوده. مودب هم که در قم بوده. از مشایخ قمیین است. در وصفش القمی میگویند. لذا عجیب است که ایشان میگویند یک نفر هستند. اسدی برای عراق است. بعد هم در ری بیاید و ماندگار شود. ایشان بگویند اصلاً مشایخ حدیثش در قم بودهاند.
بدون نظر