ب) جهالت و سقوط واسطه بین شیخ و علی بن حاتم
«و لجهالة الواسطة بين الشيخ رحمه اللّه و عليّ بن حاتم لسقوطها»؛ علی بن حاتم در سیصد و پنجاه وفات کرده است. مرحوم شیخ هنوز به دنیا نیامده بودند. تولد شیخ حدود هشتاد است. سی سال قبل از تولد شیخ، علی بن حاتم وفات کرده بود. لذا بین مرحوم شیخ تا علی بن حاتم دو واسطه میخورد. و لذا وقتی شیخ میگویند علی بن حاتم عن محمد بن جعفر، باید ببینیم واسطه بین شیخ تا آن جا چه کسی است. میگویند «لجهالة الواسطة».
شاگرد: تولد شیخ سیصد و هشتاد و پنج است.
استاد: بله، سیصد و هشتاد و پنج است. چون وقتی وارد بغداد شدند. چهار صد و هشت بود. حدود بیست و سهساله بودند که وارد بغداد شدند. ولی علی بن حاتم در سال سیصد و پنجاه حیات داشتند. از مشایخ متقدم هستند. شیخ میگویند «لجهالة الواسطة»؛ خُب میگوییم این واسطه کجا است؟ «لسقوطها»؛ علی ای حال افتاده و نمیدانیم. حالا چه کار کنیم؟
«و لا نعلم تعيّنها من المشيخة، و لا أنّه نقل الرواية عن كتابه»؛ مرحوم شیخ از کتاب علی بن حاتم نقل نکردهاند. و نگفته اند که در مشیخه کدام هستند. در مشیخه تعیین نشده است.
شاگرد: در مشیخه که هست.
بدون نظر