ج) عدم نظارت دو روایت به هم؛ حمل روایت حماد بر عرف ممضی و حمل روایت عبید بر نظم دهی به کل کره
احتمال سوم که شاید یکی از چیزهایی است که شاید خلأ را پر کند این است: اساساً این دو تعبیر ناظر به هم نیستند و میخواهند دو مطلب را بگویند. یکی میخواهد اماریت را طبق همین عرف ممضی بیان کند.
یکی دیگر در مقامی غیر از مقام عرف رایج است. بلکه در مقام نظم دهندگی به کل کره است. روایت عبید میخواهد از ناحیه شارع، عبارتی باشد برای آیندگانی که میآیند. و کاملاً برای آنها، غموض موضوع روشن باشد. یعنی میبینند که بحث چقدر سنگین است. اگر بخواهید به تقویم کل کره نظم بدهید، خیلی کار نیاز دارید. آن تعبیر روایت عبید میخواهد این را بگوید. میخواهد بگوید من کاری به دیشب ندارم. آن روایت حماد است که دیشب را میگوید. منِ روایت عبید در مقامی هستم که میخواهم به شما چیزی بدهم تا قدرت پیدا کنید برای تقویم کل کره زمین و نظم ماه مبارک و میقاتیت یک ماه برای کل مسلمین که هم زمان در کل کره پخش هستند. برای اینکه برای آنها یک نظمی پیدا شود، این را میگویم.
بدون نظر