تأیید انحصاری عرف در شروع ماه از غروب نیازمند تأکید شارع دارد
آن چه که از نظر بحث فقهی مهم است، این است: ایشان میگویند این امضاء قطعی است، اما غیرش که مشکوک است، کجا میخواهید بروید؟ این مسلم است، سیره متشرعه هم هست. وقتی این مسلم است دیگر حق ندارید جایی بروید. ولو ملازمه منطقی هم نباشد.
عرض من این است: اگر اینطور بود که بهعنوان راه منحصر و امضای منحصر، شروع از شب بود و عرف متشرعه اباء داشت، از روز اول شارع، میخ این امضاء خودش را بهعنوان امضای منحصر می کوبید. نه اینکه فضا را طوری باز بگذارد که استاد خود شما که متشرع هستند، اینطور بگویند.
بالاتر؛ در مسأله رؤیت و چیزی که مبنای ایشان است، در کافی شریف حدود نوزده روایت بود که سه تا از آن مربوط به همین رؤیتی که ایشان میگویند بود. اما میل بقیه آنها به انواع دیگری از شروع بود؛ بهخصوص باب بعدی. شروعی که منحصراً با رؤیت در وقت غروب ملازمه ای نداشت. بسیاری از کسانی بودند که این اختلاف در میان آنها بوده؛ حتی قبل از شیخ مفید؛ وقتی خود شیخ مفید عدول کردند دیگر تمام شد. جلوتر هم صحبت شد. شیخ مفید از کسانی هستند که دو رساله دارند. یکی بر رد خودشان است؛ در رد اخبار عدد. اول ثابت کردند و بعد بر رساله خودشان ردیه نوشتند. بعد از ایشان هم همینطور ماند. سید هم یک رساله مستقلی در عدد دارند. شیخ و … همه رد کردهاند.
خب شما بگویید روایات عدد به چه معنا است؟ یعنی شما به رؤیت در بلد در وقت غروب کاری نداشته باشید. یک محاسبه جلوی خودتان بگذارید که یک شهر تام و یکی ناقص… . این فضا فضایی نبوده که شارع بفرماید چون عرف در وقت غروب رؤیت میکرده و وقت غروب اول محاسبه آنها بوده، ما بگوییم این دیگر امضای منحصر شده است. خود همین روایت رؤیت قبل از زوال، خود روایات تطوق و امثال اینها، میتواند میزانیتی که بخواهیم برای این قرار بدهیم را تضعیف کند. به این معنا: اگر بگوییم «اذا رئی قبل الزوال فهذا الیوم للشهر الآتی»، مجال این باشد که چون قبل از زوال است، برای اینکه امروز را ماه جدید بدانید، کافی است.
بدون نظر