تهافت سهل التناول بودن میقاتیت با لزوم استفاده از ابزار دقیقة برای کشف امکانیت رؤیت در بلاد قریبه در فتوای آیتالله سیستانی
دیروز در پایان مباحثه آقا جملهای را فرمودند که تقریباً تهافت نما بود. من عرض کردم که تهافتی نیست. من هم ابتدا به ذهنم آمده بود اما چون تام نشد مطرح نکردم. ایشان فرمودند شما گفتید حاج آقای سیستانی در این کتاب اول میقات را مطرح میکنند. میقات هم باید سهل التناول باشد و همه بلد آن را ببینند، و با چشم عادی هم ببینند. همانطور که در رسم عرب چون دیدن ماه، آسان بوده آن را میقات قرار دادهاند. من عرض کردم این مبناء تا جایی رفته که در آخر کار فتوایی را که چند سال داشتند، با تدقیق در این مبناء سبب شده که فتوایشان عوض شود. یعنی تبدل در نظر شریف ایشان بهخاطر این مبناء بوده. و بعد این تدقیق سبب تغییر فتوا شده، لازمه تغییر فتوا هم این شده که باید به آلات دقیقه مراجعه کنیم. من گفتم خُب پس میقات چه شد؟! این اصل عرض من بود.
ایشان میفرمایند منافاتی ندارد میقات همانی باشد که سهل التناول باشد و همه بلد در آن شریک باشند و با چشم عادی ببینند، اما اگر بعداً مصداقا مورد اشکال شد برای تعیین آن به آلات دقیقه مراجعه میکنیم. اصل میقات به آن بند نشد. پس اصل میقات یک امر ساده روشنی است که در موارد شک برای تعیین آن باید به آلات دقیقه مراجعه کنیم.
عبارت ایشان در صفحه سی و هشتم، این بود:
ولکن ظهر لاحقا عدم تمامیة ما ذکر الا مع عدم اختلاف المکانین فی خطوط العرض بمقدار معتد به –کدرجة او درجتین او نحو ذلک حسب اختلاف الحالات لما تقدم من انه مع الاختلاف فی خطوط العرض بمقدار معتد به تختلف درجة ارتفاع الهلال، فقد یکون قابلا للرویة فی مکان و غیر قابل لها فی مکان آخر مع کونهما علی خط طول واحد مثلاً.
و فی ضوء ما تقدم یتبین ان الطریقة الصحیحة لاستعلام کون الهلال قابلا للرویة فی بلد المکلف مع ثبوت رویته فی بلد آخر هی الاستعانة بالمعلومات الفلکیة الدقیقة التی تحدد حجم الهلال و ارتفاعه عن الافق حین الغروب و بعده الزاوی عن الشمس فی کل من البلدین، فان کان نفی بلد المکلف بمواصفات افضل او مماثلة لما کان علیه فی بلد الرویة امکان الامطئنان بکونه قابلا للرویة فی بلد المکلف ایضا و الا فلا.
«ولکن ظهر لاحقا»؛ یعنی بعد از اینکه چندین سال این فتوا را داشتند، «عدم تمامیة ما ذکر»؛ این درست نیست. به عبارات دقت کنید.
«الا مع عدم اختلاف المکانین فی خطوط العرض بمقدار معتد به –کدرجة او درجتین او نحو ذلک حسب اختلاف الحالات»؛ یک درجه عرض، دو درجه عرض یا همین حدود برحسب اختلاف حالات. نه اینکه مطلقاً بگوییم که دو درجه خوب است. بلکه بهخاطر اختلاف حالاتی که در هر ماهی پیش میآید بعضی از ماهها هست که دو درجه کفایت میکند و برخی از ماهها هست که تفاوت میکند. پس ایشان به ما ضمانت ندادهاند که اگر بین دو بلد دو درجه فاصله بود، قبول است. این را نفرمودند.
«لما تقدم من انه مع الاختلاف فی خطوط العرض بمقدار معتد به تختلف درجة ارتفاع الهلال، فقد یکون قابلا للرویة فی مکان و غیر قابل لها فی مکان آخر مع کونهما علی خط طول واحد مثلاً»؛ چرا؟ چون این دقائق دخالت دارد.
«و فی ضوء ما تقدم یتبین ان الطریقة الصحیحة لاستعلام کون الهلال قابلا للرویة فی بلد المکلف»؛ که مبنای ایشان است، «مع ثبوت رویته فی بلد آخر»؛ در بلد آخر قطعاً دیدهاند اما آیا برای این شهر کافی هست یا نه؟ طریق صحیح استعلامش چیست؟ «هی الاستعانة بالمعلومات الفلکیة الدقیقة التی تحدد حجم الهلال و ارتفاعه عن الافق حین الغروب و بعده الزاوی عن الشمس فی کل من البلدین، فان کان نفی بلد المکلف بمواصفات افضل او مماثلة لما کان علیه فی بلد الرویة امکان الامطئنان بکونه قابلا للرویة فی بلد المکلف ایضا و الا فلا».
بدون نظر