وجود شواهدی بر آگاهی مردم بر مسائل سماوی و امکانیت رؤیت در بلاد مختلف
شاگرد: پشتوانه اعتبارات شرعیه، حقیقتی است. وقتی میگوییم عرف شروع ماه را از غروب میداند، این مبتنیبر یک ارتکازاتی است که آنها را خود شرع مشخص کرده است. اگر این روایات در زمان پیامبر بود میگفتیم که شرع مقدس، عرف قبل از اسلام را تأیید کرده است. ولی با گذشت صد سال از ابتدای اسلام تا زمان صادقین علیهما السلام، برای عرف یک ارتکاز شرعی تحقق پیدا کرده است. یعنی عرف از خودش نگفته شروع ماه از غروب آفتاب است. پس آن چه که شارع از عرف متشرعه امضاء کرده خصوصیت پیدا میکند.
حالا ما آن را با روایات عبید توسعه میدهیم. اگر این حرف را زدیم نه تنها شرق را بلکه غرب را هم شامل میشود. چون عرف یک اطلاعاتی داشته که میگوید از زمان غروب، اما در توسعه آن اطلاعاتی نداشته است. اگر عرف خاص گفتیم بله مثلا منجمین آنها تشخیص میدهند. ولی عرف عام مردم نمیفهمیدند دو ساعت بعد در غرب همین ماه دیده میشود.
استاد: ایشان میگویند همه عرف اینها را میدانستند. حتی میگویند به علم غیب معصومین نیازی نیست چرا که کل مردم میدانستند.
شاگرد: اصلاً قابل تصور نیست مردم عادی در آن زمان بدانند.
استاد: سوالش در وسائل هست. دو روایت دارد. یکی میگوید یابن رسول الله ما که خورشید که برای ما غروب میکند، «لم تغرب عند قوم.» حضرت فرمودند «انما علیک مشرقک و مغربک»[1]. ببینید سائل میداند. میگوید الآن که خورشید اینجا غروب کرد، هنوز یک جایی هست که غروب نکرده. حضرت فرمودند چه کار داری؟!
شاگرد: نمیتوانیم این سائل را به عرف عموم مردم توسعه بدهیم. شاید سائل محمد بن مسلم یا عبید باشد. اینها مفاهیم را میدانند و فقیه هستند. ولی عموم مردم که سواد ظاهری نداشتند از کجا میفهمیدند تولد ماه چه زمانی است؟ لذا اینکه سائل میپرسد دخالتی در جواب امام ندارد. لذا نمیتوانیم عرف را از سؤال سائل به دست بیاوریم.
استاد: ایشان میگویند عرف عرب به قدری به آسمان مانوس بود که برای ذرهذره آسمان اسم گذاشته بود. شما میگویید نمیدانستند؟! در روایت دوم هم از حضرت سؤال میکند ما در بغداد هستیم، کسانی نزد ما هستند که میگویند شما واقعاً هلال ندارید اما همین امشب در اسپانیا و اندلس، هلال دارند. یعنی عرف حتی از امام سؤال میکند. ما چطور بگوییم که آنها نمیدانستند؟! لذا است که ایشان میگویند به امام نیازی نبود. نوع عرف اینها را میدانستند. حتی از استرالیا هم اسم میبرند که اگر در استرالیا دیدند لازمه اش این نیست که در اینجا هم ببینند.
شاگرد: در سؤال میگویند اهل حساب میگویند.
استاد: خب اهل حساب میگویند در اندلس قابل رؤیت هست یا نیست. اهل حساب میگویند امشب شما هلال ندارید و اندلس هم ندارند. ولی میگوید شما ندارید ولی اندلس دارند. اینجا است که اهل حساب دخالت میکنند.
اتفاقا این روایت اولی برای آن آقایی است که چند روز پیش میگفتند زمین گرد هست یا نیست. خود همین روایت دارد سؤال میکند که لم تغرب علی قوم. مرحوم صاحب حدائق فرمودند هرکسی ادله شرعیه را ببیند میبیند بلاریب قطعی است که زمین صاف است. خب یک عالم جلیل و بزرگوار استظهارشان از ادله به این صورت است.
شاگرد: پذیرفتیم که عرف میدانست، اما چرا میگوید اول ماه از وقت غروب است؟ بهخاطر ارتکاز شرعی است که از قبل میدانستند.
استاد: من که قبلاً عرض کردم اصلاً قبول نداریم عرف میگوید غروب است. جلوتر عرض کردم. وقتی عرف، هلال را دید ولو سه بعد از ظهر باشد…؛ کما اینکه از صدر اسلام همان سه بعد از ظهر افطار کرده بودند. و لذا بود که خلیفه دوم نامه تندی نوشت که وقتی در روز دیدید نخورید. دو جور هم نوشته است. در یکی میگوید نخورید، در دیگری میگوید خب اگر قبل از زوال دیدید بخورید اما اگر بعد از زوال دیدید نخورید و صبر کنید؛ «اتموا الصیام الی اللیل».
بنابراین اینکه میگوییم عرف از غروب حساب میکند ناظر به متعارف است که معمولاً دم غرب میبینند. و الّا همین محل بحث است. اگر فرض گرفتیم عرف در بین روز دید، حساب جدید باز میکند و نمیگوید الآن که من در دو بعد از ظهر دیدم هنوز که ماه قبلی است، صبر میکنم تا غروب. در روایت عمر بن یزید حضرت فرمودند «فاذا راوا الهلال قالوا قد دخل الشهر الحرام» حالا اگر جلوتر بود، لم یدخل؟! صبر میکنیم تا غروب شود؟! البته برای محاسبه مانعی ندارد.
لذا من به این صورت عرض کردم: احکام شرعی شروع ماه و لحظات آن با قطعههای شب و روز مختلف است. شب ماه یک احکام شرعی دارد. روز ماه یک احکام شرعی دارد. ماه بهعنوان یک قطعه زمانی و لحظاتش، احکام خاص خودش را دارد. و اینها با هم مانعة الجمع نیستند. لذا عرفی که میگوید از اول میگیرد، عرف نسبت به شب اول ماه و احکامش از اول غروب میگیرد. نه اینکه اصل محاسبه را از آن بگیرد.
استاد ایشان در مراسلات این را پذیرفتند. گفتند شروع ماه از آن است. و محاسبه آن هم کلیت ندارد که از شب باشد.
والحمد لله رب العالمین
[1] وسائل الشيعة - ط الإسلامية نویسنده : الشيخ حرّ العاملي جلد : ۳ صفحه : ۱۴۵
بدون نظر