اثبات شهر با رؤیت هلال در بلاد بعیده به جهت وجود گزینه ثبوتی متناسب با حفظ نظم و میقات در روایت یقطینی و عمل به وظیفه عملی در روایت ابن راشد
(45:58)
اتفاقا من جواب لطیف امام علیهالسلام در روایت یقطینی را از همین باب میدانم. یعنی امام نفرمودند آن جا چه ربطی به تو دارد. کاری نداشت که اینطور بگویند. فرمودند با شک جلو نرو. یعنی ما میخواهیم کار یقینی باشد و میقاتیت برقرار باشد. یعنی اگر یک وقتی قرار شد که بهطور قطع معلوم شود که امشب در اندلس هلال داریم من حرفی برای گفتن دارم. میگویند اگر شد بیا من توضیح میدهم. فعلاً «لاتصومن الشک». اما اگر کار دقیق شد و گفتیم یابن رسول الله دیگر شک رفت، الآن آن جا بالدقه هلال دارند ولی ما نداریم، جواب حضرت مجال گذاشته تا توضیح بدهند که ثبوتا چندین گزینه داریم برای اینکه تقویم کل کره را با برچسب زنی های در عرض هم نظم بدهیم. مرحوم مجلسی هم فرمودند که هر کدامش هم یک فوائدی دارد و یک مشکلاتی دارد. مشکلات یعنی دست و پا گیری ها.
شاگرد: شدت نهی در «لاتصومن» مانع از این حمل نیست؟
استاد: آنکه استصحاب است. یعنی اگر اماره معتبره یا قطع آمد، استصحاب کنار میرود. ولذا میگویند «صم للرویه». هیچ کسی ندیده ولی بعداً دو شاهد عادل از جای دیگر میآید و میگویند ما دیدیم. شارع میگوید من بینه را حجت قرار دادهام.
شاگرد۲: پس نهایتاً جمع بین دو روایت این شد که روایت ابوعلی راشد عرف عام را میگوید و روایت یقطینی آن فضای خاص را میگوید؟
استاد: جمع این شد که روایت یقطینی میگوید ما غیر از تأیید عرف عام در روایت ابن راشد -که امام فرمودند شما که ندیدید پنج شنبه اول ماه است- گزینههای دیگری هم ممکن است. آن گزینهها چطور است؟ یکی است؟ نه، یکی نیست. آنها چندین گزینه هستند. یکی از آنها رؤیت قبل از زوال است؛ مثل سید بحر العلوم که قبول کردند. البته مثل صاحب جواهر به سید بحر العلوم تند میشوند. ولی خدا میخواهد که مثل سید این فتوا را بدهند. یعنی چه؟ یعنی امام علیهالسلام در فضای فقه گفته اند که فقط سراغ غروب نروید. ما به شما میگوییم که آن را امضاء کردیم ولی چیزهای دیگری هم هست. این خیلی مهم است.
بدون نظر