ه) عدم تلازم بین تایید گزینه اعتبار لحظه غروب توسط شارع و نفی سائر گزینه ها
(43:24)
قدم مهم بعدی این است: شارع میفرماید: «يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَهِلَّةِ قُلْ هِيَ مَواقيتُ لِلنَّاس»[1]؛ از آثار متفرع بر آنها میقاتیت است. برچسب ها را میخواهیم برای مقاتیت بزنیم. میخواهیم مردم نظم داشته باشند. از آثار میقاتیت هم تعظیم شعار صوم است. مسلمانان اگر اختلاف داشته باشد، هر کسی بگوید امروز پنجم است، یکی بگوید ششم است؟! نه، یک ماه مبارک است. «صم حین یصوم الناس و افطر حین یفطر الناس». برای صوم به این صورت است. وقتی فضای شارع برای این است که میخ میقاتیت و تعظیم شعار را بکوبد و بههیچوجه شارع حاضر نیست از آن عبور کند، وقتی این گزینههای ثبوتی را میگیرید و خوب تأمل میکنید، با مقدماتی که عرض کردم میبینید درست است که شارع عرف عرب را تأیید کرده که لحظه غروب را اول شب حساب میکردند، اما دست شارع ثبوتا برای سائر گزینهها باز است. یکی را امضا کرده است. این جور نیست که چون یکی را امضا کرده گزینههای دیگر محال باشد. اتفاقا اینها میتواند در یک نظامی با هم تلفیق بشوند.
حالا اصلیترین حرف من این است: اگر شارع عرف عرب را تأیید کرده بود که تنها غروب معیار است، ما هیچ مشکلی نداشتیم. میگفتیم گزینه ثبوتی هزارتا هم داشته باشیم، شارع این را تأیید کرده و خلاص. اگر اینطور بود ما حرفی نداشتیم. نکته سر این است که ما روایاتی از اهل البیت علیهمالسلام داریم –خیلی هایش هم با سند خوبی هستند-که میگوییم مشهور از آنها اعراض کردهاند! یعنی خود شارع حرفش را زده است. این جور نبوده که یک تأیید کند و خلاص. شارع در جاهای مختلف حرفش را زده است. این یعنی چه؟ یعنی شارع فرموده سراغ من بیا. درست است که این را برای عرف عام تأیید کردهام، اما حرف، اوسع از اینها است. چیزهای دیگری هست که گزینههای ثبوتی است و دست من باز است. دست من باز است که گزینههای دیگر را سر جایش اعمال کنم.
[1] البقره ۱۸۹
بدون نظر