دور هرمنوتیک و کارکرد قرائن داخلی در استظهار
ببینید فهم ذهنی ما در قرائن، دور هرمنوتیک است. وقتی جملهای را میشنوید، ذهن شما شروع میکند صدر و ذیل و دقائق آن را بررسی میکند و با تجمیع قرائن، مراد متکلم و مقصود او از جمله را کشف میکند. در اینکه قرینه، کجا قرینیت دارد، بحثهای خوب اصولی مطرح است. مثال معروف این است: «رأیت أسدا یرمی». شما میگویید «یرمی» قرینه صارفه است. چرا صارفه است؟ میگویید «اسد» بهمعنای حیوان مفترس است ولی «یرمی» بهمعنای تیر انداختن است. شیر که تیر نمیاندازد. پس میفهمیم که اسد بهمعنای رجل شجاع است. «یرمی» بهعنوان قرینه، ذو القرینه خودش را که استعمال اسد در حیوان مفترس است، از آن صرف میدهد. در اینجا اگر کسی بگوید چرا «یرمی» قرینه باشد؟! بلکه «اسد» قرینه باشد! «اسد» قرینه باشد و «یرمی» ذو القرینه باشد. چطور «اسد» قرینه باشد؟ میگوییم وقتی میدانیم که شیر نمیتواند تیر بیندازد، معلوم میشود شیر بیشهای قصد شخصی را کرده است. «رایت اسد یرمی زیدا»؛ «یرمی» یعنی «یقصده». چرا «رمی» را بهمعنای مجازی نمیگیرید؟! خب این قرینه بر آن است! «رایت اسدا یرمی»، «یرمی» یعنی تیر میاندازد، ولی چون شیر تیر نمیاندازد، بهمعنای «رایت اسدا یقصد» است. از کجا میگویید که این جلوتر است؟ بهخاطر اینکه صدر مقدم بر ذیل است. اول میگوید «رایت اسدا»، پس اسد جا گرفت و شیر دیده است. صدری که مقدم بر آن است برای ذیل قرینه میشود، لذا «یرمی» بهمعنای «یقصد» است. من این را با آب و تاب میگویم، شما این حرف را از من میپذیرید؟
شاگرد: یک مقدار دیگر بگویید میپذیریم!
استاد: این فرمایش ایشان دال بر این است که مطلب سنگین است. قضیه نیت در فضای استظهار، کار آسانی نیست. به این دور هرمنوتیک میگوییم. دور به این معنا است که وقتی در ابتدا لفظ «اسد» را شنیدید، به ذهن شما شیر میآید. ولی وقتی به «یرمی» رسیدید، برمیگردید. یعنی فهم این متوقف بر آن است و فهم آن متوقف بر این است. لذا چه کار کنیم؟ خب وقتی فهم مقصود از «اسد» متوقف بر «یرمی» است و فهم مقصود بر «اسد» بر «یرمی» متوقف است، در اینجا چه چیزهای دیگری دخالت میکند؟ در اینجا دهها امر دیگر دخالت میکند که یکی از آنها تعارف است. لذا در مطول میگفتند مجازات، وضع نوعی میخواهد. وضع نوعی به این معنا است. یک جور تعارف است که در استعمالات عرفی، ذهن سراغ آنها میرود. بنابراین در «رایت اسدا یرمی» باید زیر کلمه «یرمی» خط بکشیم که قرینه بر مقصود متکلم است؟ که دراینصورت واقعاً مقصود عوض میشود. واقعاً شیر دیدید که قاصد دریدن زید است؟ یا شما رجل شجاع دیدید؟ اینها دو مفاد است که کاملاً با هم متفاوت هستند. زیر کدام خط بکشیم؟ اگر زیر «یرمی» خط بکشیم، قرینه میشود که «اسد» را با آن معنا کنیم. اگر تیر انداختن را نگاه کنیم، اسد، رجل شجاع میشود. اینکه از کجا شروع کنیم، نقطه مهمی است. نقطه شروع اینکه استظهار را از آن جا آغاز کنیم.
بدون نظر