لزوم توجه به قرینه متصله در فهم روایت سماعه
در باب پنجم از روایت بشیر نبال صحبت کردیم. روایت بعدی هم روایت سماعه بود. در جلسه قبل هم از روایت هشام بحث کردیم[1].
من میخواستم این چهار فصل از روایات با بهصورت مروری عرض کنم. عرض کردم که این چهار فصل را همه حاضر الذهن باشید و بعد آنها را مرور کنیم. اینکه روی فقه الحدیث و وجوه روایات کار شود، خیلی نافع است. یعنی گاهی یک روایت که آدم بحث میکند، کلیدی برای صدها موضع دیگر میشود. با رعایت ترتیب روایت در این جلسه میخواهم فهرستوار مطالبی را بگویم. شما هم روی آنها تأمل کنید. شاید جمعبندی خوبی برای آینده باشد. انشاءالله!
8:47
روایت چهارم در باب پنجم ابواب وجوب صوم بعد از روایت بشیر نبال، روایت سماعه بود. قبلاً از این روایت بحث کردیم ولی چون از این حدیث شریف استظهارهای متفاوتی شده بود، خلاصهای از آن را عرض میکنیم. این نکته خیلی مهم است؛ من یک قاعده کلی گفتم؛ این بود که ما روایات متعددی که داریم را ردهبندی کنیم به روایاتی که در آنها قرینه متصله داریم؛ روایاتی که در آنها قرینه متصله داریم، در استظهار و شارحیت برای موارد دیگر که میخواهند قرینه منفصله شوند، اقوی هستند. یکی از روایاتی که قرینه متصله داخلیه داشت، همین روایت سماعه بود. آن چه که از من طلبه باید در ذهن شما بماند را بهصورت خطکشی میگویم. من در مباحثه خط کشیدن زیر یک کلمه را زیاد عرض کردم. یعنی میخواهم زیر یک کلمه خط بکشیم و از آنها شروع کنیم. از آن جا استظهار و بحث را آغاز کنیم. در روایت سماعه هم همینطور است. میخواهم زیر یک کلمه خط بکشم و از آن جا استظهار از این حدیث شریف آغاز شود.
[1] روز چهارشنبه یکی از آقایان به من برگهای دادند و برخی از نکات را یادداشت کردم و آنها را بهصورت اشاره عرض میکنم. در حدیث هشام در صدر روایت حضرت تعبیر کردند «من صامه علی انه من شهر رمضان بغیر رؤیة قضاه». ببینید وقتی بخواهیم عبارات دقیقی به کار ببریم، احتمال اینکه «یعنی» را امام به کار برده باشند، قوی نبود. ولی فرق داشت. من عرض کردم محتوا را از باب تحصیل الحجه میپذیریم. پس وقتی ما محتوای «یعنی» را از باب تحصیل الحجه میپذیریم، با این تفاوت دارد که بگوییم حضرت فرمود. دو باب است. این دلیل لفظی میشود. اما آن ولو یک واسطهای میخورد ولی فرق میکند. لذا اینکه فرمودید، حضرت میفرمایند، این خیلی مسلم نیست. در ادامه حجیت مفهوم را از باب مطابقت مطرح کردید. درحالیکه حجیت مفهوم ربطی به آن ندارد، ظاهراً ملاک مفهوم باشد. مثلاً منطوق را «صوم یوم الشک» گرفتهاید که قضایش واجب نیست. درحالیکه عدم وجوب قضاء، جزء منطوق نیست. لازمه کار است. من اینها را یادداشت کردهام. مورد دیگری که اشاره داشتید، مفهوم لقب است. فرمودید در صدر روایت که حضرت فرمودند، مفهوم لقب است. ببینید عبارت این بود: «من صامه علی انه من شهر رمضان بغیر رؤیة قضاه». منظور شما از مفهوم لقب کدام یک از اینها است؟
شاگرد: علی انه من شهر رمضان.
استاد: لقب این بود که موصوف مذکور نباشد. درحالیکه «علی انه» مفهوم لقب نیست. مهمتر اینکه «من» در «من صامه» چیست؟ «من» شرطیه است. وقتی شرطیه است مفهومش چه میشود؟
شاگرد: مفهوم شرط «من لم یصم» است. نه «من صام بغیر نیة رمضان». من این را مفهوم لقب گرفتم.
استاد: این یکی از مصادیق مفهوم «من لم یصم» است. من لم یصم علی انه من شهر رمضان، مصادیقی دارد. یکی از آنها این است.
شاگرد: اگر بهصورت «من صام بغیر نیة رمضان» مفهومگیری کردیم، این چه مفهومی است؟ مفهوم وصف است؟
استاد: اگر میخواهید دقیق شوید، اینطور بگویید: مفهوم موافق داریم و مفهوم مخالف داریم. بحث ما در مفهوم موافق آن نیست. در مفهوم مخالف دقیقاً باید نقطهای که میخواهید مخالفش کنید را ببینید. یعنی برعکس کنید. مثبت را منفی کنید و منفی را مثبت کنید. باید این را روشن کنید.
شاگرد: اگر بهصورت «من صام بغیر نیة رمضان» مفهومگیری کنیم، چه مفهومی است؟
استاد: مفهوم آن نیست. باید بگویید کجا است.
شاگرد: دراینصورت صدر و ذیل تعارض ندارند.
استاد: شما تنها مفهوم رمضان را گرفتهاید. درحالیکه مفهوم شرط را که نمیتوانید رد کنید. جمله شرطیه است که مصادیقی دارد. من صام علی انه من شهر رمضان قضاه، یعنی من لم یصم علی انه من شهر رمضان لم یقضه. مصادیقی دارد که یکی از آنها «صام علی انه من شعبان» است. یکی این است که «صام علی أنه ان کان من شعبان و ان کان من رمضان». منظور از مصادیق مفهوم اینها بود.
بدون نظر