مرئی در تلسکوپ؛ هلال یا شکل هلال؟
شاگرد: با عینک هلال را میبینند.
استاد: فرق تلسکوپ با عینک چیست؟! وحال اینکه با تلسکوپ تنها نور را جمع میکنید. قبلاً هم عرض کردم. تلسکوپ دو جور است. در کل دنیا هم معلوم است.
شاگرد:… .
استاد: دوربینهای شکاری قوی که با عینک خیلی تفاوت میکند. وقتی با تلسکوپ میگویید هلال نیست و چیز دیگری است، با چشم عادی دو هزار نفر میبینند؛ شما که با دوربین شکاری قوی میتوانید ببینید، شما هلال ماه را میبینید؟ یا یک چیزی را میبینید که اصلاً ربطی به ماه ندارد؟
شاگرد:… .
استاد: یعنی وقتی شما در بیابان با دوربین آهویی را ببینید نمیگویید که آهو را میبینم؟
شاگرد: تلسکوپ با دوربینی که من دارم خیلی تفاوت میکند.
استاد: همان دوربینهایی که شما قبول دارید را عرض میکنم. ما میخواهیم قدم به قدم جلو برویم. شما کدام دوربین را قبول دارید؟
شاگرد: فعلاً مشکوک است.
استاد: اتفاقا حذف به این معنا است که هر کجا مشکوک است را میخواهیم حذف کنیم. به جایی برویم که هم شما قبول دارید و هم من. دوربین شکاریای که در دست همه بچهها هست را قبول دارید یا ندارید؟
شاگرد: قبول داریم.
استاد: این دوربین در دست بچه و بزرگ هست. اگر این دوربین نبود اصلاً نمیدید اما با این دوربین میبیند.
شاگرد: این دوربینهایی که شما میگویید به این صورت است که شما با چشم به سختی میبینید اما آن واضح میکند.
استاد: وقتی شما با سادهترین دوربین هم نگاه میکنید میگویید آن هلال است، آن هم با اضافه. قبول دارید که این هلال است یا نه؟
شاگرد: بله.
استاد: حالا ما این دوربین را باز میکنیم و میبینیم که ریخت آن چگونه است که شما قبول دارید. بدون دوربین نمیبینیم. با دوربین میبینم. چرا شما و من هر دو قبول داریم که وقتی با دوربین میبینیم خود هلال را میبینیم؟ آن را باز میکنیم و میبینیم که مقرّب است، مکبّر است. یک تکنیک و فنی در آن به کار رفته که نوری را که میآید را جمع میکند. همان نور برای هلال است. آن را که خلق نکرده، بلکه آن را جمع کرده که آن چیزی را که چشم تیزبین میدید من هم ببینم. اگر با دوربین ساده یک بچه نور را جمع کنیم، تا کجا میگویید خود هلال را میبینیم اما اگر آن را بالاتر ببریم و همین تکنیک را دقیقتر کنیم، تا کجا میگویید که دیگر هلال نیست؟ من میگویم که نور هلال است. نور هلال خودش میآید.
45:49
من میخواهم عرض کنم وقتی شما تلسکوپ را باز میکنید…؛ دو نوع تلسکوپ بود: انکساری و انعکاسی، بهخصوص در انکساری –فرض میگیریم تلسکوپ انکساری که در آن آیینه به کار رفته نیست- دقیقاً تلسکوپ انکساری است. یعنی نور همان نور است و تنها جمع شده است. در تلسکوپ انکساری مشکل شما چیست که میگویید من هلال را نمیبینم و تنها تصویر آن را میبینم؟
شاگرد: تحلیل این مشکل داستان پیچیدهای است. اما آن چیزی که مسلّم است این است که میخواهیم از طریق وجدان وارد شویم. وجدانا نمیپذیریم که الآن خود هلال را میبینم.
شاگرد٢: طول یک آب باریک یک متر است که نجاستی در یک طرف آن افتاده است. اگر دست من به آن طرفش بخورد میگوییم نجس است. اما اگر طول آن بیست متر باشد، معلوم نیست که عرف بگوید دستم نجس شده است.
استاد: منظور شما از نجس قذارت است یا مسأله شرعی است که در رساله جواب میدهید؟
شاگرد: همان قذارت است.
استاد: خب عرف میگوید که نجس نشد؟!
شاگرد: یک فرض ثبوتی است، حالا بیست متر باشد یا پنجاه متر. اصلاً صاف نیست که بگوییم دست من نجس شده است.
استاد: شما موضوع نجاست را تعبدی میگیرید؟ یا نجاست را قذارت و انفعال خارجی میگیرید؟ اگر شما نجاست را نجاست تعبدی میگیرید، تمام. من بحث خارج آن را میکنم. نه فتوای مشهور. در فتوای مشهور شما میگویید آب قلیل است، اتصال عرفی بین آن برقرار است، ولو در یک لوله باشد. راحتتر از لولههای باریک امروز میشود؟! یک لوله است که آن طرفش بسته است. شما سر سوزن نجس به این لوله میزنید، چه میگویید؟ میگویید سر سوزن این طرف چه ربطی به ته لوله دارد؟! نه، همه روی حساب نجاست شرعی میگوییم که تمام شد. ماء قلیل است که به سر سوزن نجس منفعل میشود. وقتی بحث خارج است، از دلیل استظهار میشود. میگویید دلیل شرعی میخواهد انفعال را بگوید، اینجا صدق انفعال مشکوک است، پس نمیگوید که نجس است. اینجا دوباره مطلب عوض میشود.
شاگرد: الآن مثال همین است. ارتکازا فرق است بین اینکه فاصله یک متر باشد یا پنجاه متر باشد.
استاد: اگر کسی مسأله بلد باشد میگوید که فرق نیست. اگر میخواهید بحث خارج نجاست را بگویید و استظهار کنید، من همراه شما هستم. اگر میخواهید علی المبنی بحث کنید، مبنا را پذیرفتیم؛ آب قلیل متصل به ملاقات سر سوزنی نجاست نجس میشود. حالا شما بگویید که این فرق دارد؟! کجایش فرق میکند؟
شاگرد: نمیخواهیم مسأله جواب بدهیم. بلکه نگاه عرفی به مسأله انتقال نجاست است.
بدون نظر