رفتن به محتوای اصلی

وزن معنوی در آیه‌ی «وَٱلوَزنُ يَومَئِذٍ ٱلحَقُّ»

اگر «وزن» به این صورت باشد، حالا به معنویات بیایید. چیزهایی که آیهی شریفه می‌فرماید و در اینجا حضرت علیه السلام می‌فرمایند. اگر «وزن» به این معنا باشد، «میزان» چیست؟ «وَٱلۡوَزۡنُ يَوۡمَئِذٍ ٱلۡحَقُّ»[1]؛ یعنی روزی  می‌آید که وزن، در آن حق است. یعنی خفت باطل است. چیزی که وزن دارد …؛ چرا ما به ثقیل، وزین می‌گوییم؟؛ چیزی که حالت اعتدال دارد، نمیافتد. اعتدال با استقرار همراه است. وقتی اعتدال با استقرار همراه است، با حقانیت همراه است. چون باطل، تذبذب دارد. «إِنَّ ٱلۡبَاطِلَ كَانَ زَهُوقآ»[2]؛ ریخت باطل این است که استحکام و استقرار ندارد. «كَذَٰلِكَ يَضۡرِبُ ٱللَّهُ ٱلۡحَقَّ وَٱلۡبَاطِلَۚ فَأَمَّا ٱلزَّبَدُ فَيَذۡهَبُ جُفَاء»[3]، این باطل می‌شود. این مطلب، از نظر لغوی هم خیلی مهم است.

بنابراین «وَٱلۡوَزۡنُ يَوۡمَئِذٍ ٱلۡحَقُّ»، روزی می‌آید که آن روز استقرار و اعتدال درست و حسابی دارد که برای حق است. «حقّ، أی ثبت». برای آن امری است که ثابت است. حالا سورهی مبارکهی کهف را ملاحظه بفرمایید. روی این آیات تأمل بفرمایید. مضمون آیهی شریفه خیلی عجیب است! میفرماید: «قُلۡ هَلۡ نُنَبِّئُكُم بِٱلۡأَخۡسَرِينَ أَعۡمَٰلًا»[4]، «خسران» از چیزهایی است که به ضررکردن و در ترازو کم آوردن مربوط می‌شود. واژه‌های زیبای ادبی و بلاغی را ببینید. اعمالی که به شما ضرر می‌زند و باعث خسران بر شما می‌شود، اخسرش هم هست. دیگر همه چیز شما را از شما می‌گیرد. هزینه‌ای را بر شما تحمیل می‌کند که تمام سرمایهی شما را تباه می‌کند. آن چیست؟؛ به شما خبر بدهم؟ «ٱلَّذِينَ ضَلَّ سَعۡيُهُمۡ فِي ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا وَهُمۡ يَحۡسَبُونَ أَنَّهُمۡ يُحۡسِنُونَ صُنۡعًا»[5]، همهی نگاهشان به این عالم فانی بود. همهی موجودیت و سرمایهی خودشان را صرف این عالم فانی کرده بودند. «ضلّ سعیهم»، از بین رفت و محو شد. «وَهُمۡ يَحۡسَبُونَ أَنَّهُمۡ يُحۡسِنُونَ صُنۡعًا»؛ تازه خیالش می‌رسد که دارد خیلی کار مهمی انجام می‌دهد. «أُوْلَـٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ بِـَٔايَٰتِ رَبِّهِمۡ وَلِقَائِهِ»؛ که لقائش که آخرت و ابدیت و قرار و از بین نرفتن است، «فَحَبِطَتۡ أَعۡمَٰلُهُمۡ»؛ این اعمالی که به خیالشان در دنیا خوب انجام می‌دهند، از بین می‌رود. «فَلَا نُقِيمُ لَهُمۡ يَوۡمَ ٱلۡقِيَٰمَةِ وَزۡنآ»[6]؛ آنجا که میزان می‌آید، می‌گوییم یک عمل ماندگار بیاورید. «حق» یعنی ماندگار. «وزن» یعنی آنچه که قرار دارد. لذا می‌خواستم بگویم سنگینی هم لازمهی وزن است. چون وزن دارد، پس سنگین است و قرار دارد. چیزی که سنگین است را، نمی‌توانید سریع تکانش بدهید. اما آنچه که مثل پر کاه می‌ماند، وزن ندارد. یعنی قرار و استقراری که باید داشته باشد را، ندارد. «ذَٰلِكَ جَزَاؤُهُمۡ جَهَنَّمُ بِمَا كَفَرُواْ وَٱتَّخَذُواْ ءَايَٰتِي وَرُسُلِي هُزُوًا»[7]؛ امروز که ثابت است، سرمایهی خودشان را هدر دادند. «انّ الانسان لفی خسر»؛ مرتب دارد از او خسران می‌آید.

«وَٱلۡوَزۡنُ يَوۡمَئِذٍ ٱلۡحَقُّ» را کنار این بگذارید، شما در آنجا به چه چیزی نیاز دارید که میزانتان سنگین شود؟ حق. حق چیست؟ امر ثابت ماندگار است. همیشه این حدیث یادم می‌آید، برای خودم که خیلی جالب است و همیشه هم می‌گویم. در بحارالانوار هست که حضرت عیسی علیه‌السلام فرمودند: آیا می‌خواهید به شما خبر بدهم که وقتی یک متاع فاسدشدنی به دست شما آمد … . مثلاً کسی یک چیزی برای شما می‌آورد و زیاد است و فاسد می‌شود. میوه‌ای یا … ؛ راحت‌ترین مثالش این است که در تابستان یخچال نباشد و کسی برای شما یخ بیاورد. لحظه به لحظه دارد آب می‌شود. می‌گویند عمر مثل یخی است که دارد آب می‌شود. حضرت فرمودند: می‌خواهید شما را خبر بدهم به چیزی که اگر به دست شما رسید فاسد می‌شود و تباه می‌شود، دیگر برای شما نمی‌ماند؛ می‌خواهید یک چیزی به شما نشان بدهم که در آنجا بگذارید که تا ابد سالم بماند؟ سالم و سرحال بماند! به تعبیر ما یک فریزری که تا ابد آن را برای شما فریز می‌کند. حضرت فرمودند تا یک چیزی را دیدید که خراب می‌شود و ماندگاری ندارد، آن را در راه خداوند متعال انفاق کنید! تا انفاق کردید و آن را در راه خدا دادید، آن را در یک جایی گذاشته‌اید که تا خدا، خدا هست، آن هم هست. برای شما می‌ماند.


[1]. الاعراف، آیهی ۸.

[2]. الاسراء، آیهی  ۸۱.

[3]. الرعد، آیهی ۱۷.

[4]. الکهف، آیهی ۱۰۳.

[5]. همان، آیهی ۱۰۴.

[6]. همان، آیهی ۱۰۵.

[7]. همان، آیهی ۱۰۶.