جستجوی پیشرفته
نتایج جستجو
نتایج یافت شده 8253
ریشه روابط انسانهای عادی
این یک مطلبی است که اوّلش گاهی نیمه ظاهر است و گاهی مخفی است ،امّا وقتی تأمّل بکنید می بینید مطلب درستی است و آن یک کلمه است. خودخواهی شما با هر کس مرتبط می شوید با همدیگر یک نحو ارتباط، همدردی، صداقت، صفا، صمیمیت و اینها را می بینید نه دشمنی، هر جور رابطه ...
ریشه روابط اهل بیت
خب اگر این طور است که هر کس، دیگری را می خواهد در واقع برای خودش می خواهد، از اینجا معلوم می شود اگر خدای متعال یک عدّه ای را فرمود: اینها مَثَل نور هدایت منَند، خدا جزاف گو نیست. به شوخی نمی آید بگوید: «کمشکاةٍ»، که مشکات بشوند رسول الله - صلی الله علیه وآله-...
اهل بیت و شیعیان
١.انتظار ائمه از شیعیان لذاست که بعض تعبیرها در روایات خیلی عجیب است. یک روایت که من هم خودم مطالعه کرده ام، هم متعدّد عرض کرده ام، هر وقتی هم که مراجعه می کنم نمیتوانم حال خودم را بگویم که چقدر این روایت زیباست! و آن نقش محوری دادن به آن چیزی است که ائمۀ ...
متن حدیث
أخبرنا محمد بن همام و محمد بن الحسن بن محمد بن جمهور جميعا عن الحسن بن محمد بن جمهور قال حدثنا أبي عن بعض رجاله عن المفضل بن عمر قال أبو عبد الله ع خبر تدريه خير من عشر ترويه إن لكل حق حقيقة و لكل صواب نورا ثم قال إنا و الله لا نعد الرجل من شيعتنا فقيها حتى...
کلام استاد
[1]والله انا لا نعد رجلا من شیعتنا فقیها حتی یلحن له فیعرف اللحن. زیر یعرف خط بکشید. والله مردی از شیعیان خودمان را فقیه نمیدانیم تا یلحن له. یعنی اگر مطلب غلط به او بگویید سریع می فهمد که غلط است. لحن به معنای غلط است. در بحث لغوی لحن یکی از لغات بسیار ...
دو روایت دیگر
روایت دیگر که در کشی هم آمده حضرت میفرمایند: اعرفوا منازل شیعتنا علی قدر روایتهم و درایتهم، سپس در دنباله روایت میفرمایند و انّا لا نعدّ الفقیه فقیهاً حتی یکون محدَّثاً. مخاطب تعجب کرد و گفت یابن رسول الله، الفقیه محدَّث؟! فرمودند: المحدث المفهَّم. فهّمناه سلی...
ثقلت في السماوات و الأرض
[1]محور همه معارف، معرفت مبدء و معاد است، خداوند متعال هم از اوئیم و هم به سوی او میرویم، و مهمترین شاخصه خدای متعال احاطه مطلق اوست، احاطه بر هر مکان و هر زمان و هر شأن و هر چیز و هر امر، و چقدر دلنشین است پیام رسای قرآن کریم که ای بشر شما به سوی خدایی میروید...
١.یسئلونک عن الساعة ایان مرسیها
یکی از مهمترین آیاتی که مسأله احاطه ساعة و قیامت را توضیح میدهد آیه ۱۸۷ سوره مبارکه اعراف است: يسألونك عن الساعة أيان مرساها قل إنما علمها عند ربي لا يجليها لوقتها إلا هو ثقلت في السماوات والأرض لا تأتيكم إلا بغتة يسألونك كأنك حفي عنها قل إنما علمها عند الل...
۲- إلى ربك منتهاها
واقعا بجاست که آیات قرآن کریم راجع به قیامت را به سهل ممتنع توصیف کنیم، و همانطور که جز خداوند متعال نمیتواند مجلّی ساعة باشد،« لا یجلّیها لوقتها الا هو»، همانطور جز سخن خود خداوند نمیتواند واقعیت آن را بیان کند، چون بیان، فرع بر احاطه و وقوف است. این آیات سو...
۳- تعرج الملائكة والروح إليه
موضوعات متنوع و بسیار زیاد در ذیل این آیه شریفه مطرح است، اما فعلا تاکید بر کلمه «تعرج» دارم: تعرج الملائكة والروح إليه في يوم كان مقداره خمسين ألف سنة[1] ترجمه مصباحزاده: عروج ميكند ملائكه و روح بسوى او در روزى كه باشد اندازه آن پنجاه هزار سال ب...
۴- يدبر الأمر من السماء إلى الأرض ثم يعرج إليه
این آیه مکمل بحث در آیه قبلی است، در هر دو آیه از واژه «عروج» با انضمام «الیه» استفاده شده: يدبر الأمر من السماء إلى الأرض ثم يعرج إليه في يوم كان مقداره ألف سنة مما تعدون[1] ترجمه مصباحزاده: بپردازد كار را از آسمان بسوى زمين سپس عروج كند بسوى او در ...
۵- إليه يصعد الكلم الطيب
آیه ۱۰ سوره مبارکه فاطر نیز صعود به سوی خداوند متعال را مطرح فرموده، و مفسّرین هم توضیحات و توجیهاتی فرمودند: من كان يريد العزة فلله العزة جميعا إليه يصعد الكلم الطيب والعمل الصالح يرفعه ترجمه مصباحزاده: هر كس كه بخواهد عزت را پس خدا راست عزت همگى بس...
۶- يستعجلونك بالعذاب وإن جهنم لمحيطة بالكافرين
اگر آیات کلیدی قبلی برای ما نقش کلید ایفا کند، به راحتی میتوانیم آیات زیادی را بدون توجیه بفهمیم، یعنی محتاج توجیهات نباشیم، هر چند تا یک مطلب معارفی را به درستی درک نکرده باشیم راه صحیح آن است که از محکمات عقلی و عقیدتی فاصله نگیریم و هر چه نمیفهمیم را به محک...
ضرورت بررسی تاریخی مسائل علم
[1]هر که یک بحث علمی بکند-نه فقط فقه و اصول؛ بلکه هر علمی- اما تاریخ آن مطلب را نبیند، وقوفِ کامل و بصیرت تام را در آن مسأله پیدا نمیکند. این تجربه طلبگی من است که انسان باید تاریخ مسأله را بداند. [1] برش، تنظیم و تلفیق برخی مطالب موجود در مقاله «ارتکاز م...
الف) مطالب کلاسیک علم؛ ارتکازات
در بررسیهای تاریخی میبینیم گاهی بحثهای کلاسیک[1] یک چیزی را میآورد و مدتی هم دوام می آورد، اما بعدیها میبینند که این بحثهای کلاسیک با ارتکازاتشان موافق نبود. اتفاقاً خیلی از بحثهای کلاسیک که بین فحولِ علما فضایی هم باز میکند، یک مقداری که چَکُش میخو...
تغییر ارتکازات؛ مقطعی
و جالبش هم این است -این از چیزهایی است که میشود تفحص کرد- در طول تاریخ فقه، هر کجا از یک نحو مطالب کلاسیک فتوا داده شده است ، بعدیها میآیند رد میکنند و هر کجا فقیهی از ارتکازات محضه فتوا داده بعدیها هم با او معیت کردند، یا اگر هم بعدیها رد میکنند باز از...
قدرت ارتکاز
این یعنی ارتکاز[1] چیز کمی نیست؛ متشرّعه، ارتکاز را از شارع میگیرند نه از فتاوا، از فتوای یک نفر. لذا فقیهی هم که فتوا میدهد شاگردهای خودش اگر خلاف ارتکازشان باشد در درس تلاش میکنند که فتوای ایشان را برگردانند. میبینند که این نیست؛ این استاد الآن در این کل...
تجدیدپذیری ارتکاز
اصلاً شارع کاری میکند که هر کسی که بخواهد در فضایی خدشه بکند-چون می شود ارتکازات را با تغییر دادن خودآگاهِ ذهنِ مقطعی، از ذهن گرفت-بعد از مدّتی مجموع امور را که میبیند، دوباره آن ارتکاز فعال میشود.
دو مثال
١.نیّت مثلاً همین بحث نیت را شما بروید قبل از[1] فاضلین[2] بررسی کنید[3]. ٢.حکم وضعی؛ حکم تکلیفی مورد دیگر، مرحوم شیخ در رسائل فرمودند: دیدگاه شیخ انصاری احکام وضعیه؛ انتزاع از تکلیفیه ما اصلا حکم وضعی ای که جعل شارع باشد نداریم. همه احکامی که جعل...
ذهن ارتکازی و کلاسیک فقها
[1]فقها دو ذهن دارند: یک ذهن ارتکازی دارند که آن، دستگاهِ ضمیرِ ناخودآگاه آن هاست و یکی هم ذهن کلاسیکی که درس خواندند و ضوابط را میدانند؛ آگاهانه است و زبان برایش دارند. این دو تا خیلی جاها با هم موافق هستند، خیلی جاها هم با هم موافق نیستند. یعنی آن که در ک...