جستجوی پیشرفته
نتایج جستجو
نتایج یافت شده 6487
پیشگفتار (خلاصه)
سلسله درس گفتارهای شرح توحید صدوق در سال ۱۳۹۶(جلسۀ هفتم)؛ شرح فقرۀ «محرم على بوارع ثاقبات الفطن تحديده» حرمت تکوینی شناخت خداوند، تبیین لغات «بارع»، «ثاقب»، «ناقب» و «فطن»؛ بررسی اختلاف نسخۀ کافی و توحید صدوق و بیان وجه ترجیح نسخۀ توحید صدوق.
مقدمه
در صفحهی هفتاد بودیم. بر اساس چاپ همراه با تعلیقهی مرحوم آسید هاشم، سطر دوم. حضرت علیه السلام فرمودند: «محرم على بوارع ثاقبات الفطن تحديده وعلى عوامق ناقبات الفكر تكييفه ، وعلى غوائص سابحات الفطر تصويرة»[1]. سه جمله است که نظیر هم هستند. اول کلمات آن...
نفوذ کلام شیخ جعفر شوشتری در منبر اصفهان
قضیهی مرحوم آشیخ جعفر شوشتری رضوان اللّه علیه را به نظرم حاج آقا نقل میفرمودند از استادشان مرحوم شیخ مرتضی طالقانی – آن عالم معروف در نجف و صاحب کرامات - که خود آشیخ مرتضی، پای منبر حاج شیخ جعفر در اصفهان در مسجد شاه، بودند. میفرمودند: استاد ما میگفت ...
حرمت تکوینی تحدید خداوند
علی أی حال، منظور «ان اللّه حرّمهما» بود. در روایت هم میفرمایند: «محرّم»، «محرّم» یک نحو محرومیت تکوینی است. نمیشود، نه اینکه اگر بکنند کار حرامی انجام دادهاند. لذا کلمهی «محرم»، در اینجا، همان محرومیت تکوینی است. مقصود حضرت علیه السلام در این خطبهی ...
بدع، بدء، برع، برء، ذرء به معنای خلق
«محرّم علی بوارع»؛ «بوارع» جمع بارع است. «بارع» بهمعنای فائق و سرآمد است. اگر نظرتان باشد در «ابتدع» عرض کردم «بدع» در مبالغه، از «بدء» بیشتر است. «بدء» یک نحو ظهور است. «بدع» هم ظهور است، اما ظهوری است که در نحوهی ظهورش مبالغهی بیشتری به کار رفته است. ا...
سرعت و ظرافت درک، دو محور در معنای «فطنة»
«ثاقبات». «ثقُب» و «نقَب». در عیون برعکس است. درعیون دارد «ناقبات الفطن» است، در اینجا دارد «ثاقبات الفطن». در عیون «ثاقبات الفکر» دارد و در اینجا «ناقبات الفکر» دارد. به ذهن من میآید که نسخهی توحید انسب است. ولو هر کدام از اینها را میتوان معنا کرد، و...
«ثقب» شکاف ظریف، «نقب» شکاف وسیع
خُب، اگر در «فطنة» هم سرعت و هم ظرافت هست، حالا برمیگردیم. «ثقب» و «نقب» را بررسی میکنیم. «ثُقب» بهمعنای سوراخ کردن است. «ثاقب» آن چیزی است که سوراخ میکند. سوراخ کردن باید کوچک و ریز باشد و نفوذ کند. در «ثقب» دو معنا هست: هم نفوذ و هم ریزبودن. اگر یک فض...
تناسب و ترجیح معنایی با نسخهی «ناقبات الفکر» و «ثاقبات الفطن»
خُب، وقتی امام علیهالسلام زیباترین کلمات را در اتم فصاحت و بلاغت به کار میبرند، اگر این حرفهایی که ما زدیم درست باشد، مناسبتش با «ثاقبات الفطن» است. لذا نسخهی توحید درست است. از آن طرف «ناقبات الفکر». «فکر» چیست؟ نه در آن سرعت خوابیده است و نه ظرافت. با...
برداشت و اصطلاح خاص در واژهی «فطنة» در کلام اهل البیت علیهمالسلام
شاگرد: مؤید فرمایش شما روایتی است که ابن خزاز از امام صادق علیهالسلام نقل کرده: «إِنَّ أُولِي اَلْأَلْبَابِ اَلَّذِينَ عَمِلُوا بِالْفِكْرَةِ»، در ادامه چند مرحله میخورد تا به «فطنة» میرسد. استاد: بله؛ این روایتی که الآن فرمودند از غرر روایات است. از ی...
اضافه صفت به موصوف در تعبیر «محرم علی بوارع ثاقبات الفطن»
«محرم علی بوارع»؛ ببینید از چیزهایی که در کلمات امیرالمؤمنین در اوج فصاحت و زیبایی کلام قرار میگیرد اضافههای صفت به موصوف است. اگر نهجالبلاغه را ردیف کنید شاید بیشتر از صد مورد شود. مواردیکه امام علیهالسلام عبارتشان را تغییر میدهند، آن هم از باب اضافه...
تناسب «فطن» با معنای معرفت در «تحدید» و لازمهی محدودیت در آن
«محرّم على بوارع ثاقبات الفطن تحديده»، حد، پایان یک کار است. اما در واژهی تحدید، تبیین، تعریف، روشن شدن هست. لذا در اینجا یک معنای آن میتواند این باشد که خدا را محدود کند. یکی این باشد که خدا را تعریف کند. یکی این باشد که تبیین کند؛ تحدید بهمعنای روشنک...
پیشگفتار (خلاصه)
سلسله درس گفتارهای شرح توحید صدوق در سال ۱۳۹۶ (جلسۀ هشتم)؛ شرح فقرۀ «محرم على بوارع ثاقبات الفطن تحديده وعلى عوامق ناقبات الفكر تكييفه وعلى غوائص سابحات الفطر تصويرة» ترتب ثبوتی تحدید مکانی و تکییف و تصویر؛ تجرید خداوند از وصف عدم تناهی، «توصیف» معنای عرف...
ترجیح نسخهی «نظر» به جای «فطر»
هفتهی قبل بحث در سه جملهای بود که سیاق هماهنگی داشت. حضرت علیهالسلام سه حکم را در مورد مبدأ متعال نفی فرمودند: تحدید و تکییف و تصویر. «محرم على بوارع ثاقبات الفطن تحديده وعلى عوامق ناقبات الفكر تكييفه ، وعلى غوائص سابحات الفطر تصويرة»[1]. در نسخهی توح...
عوامق جمع عمیقه
جملهی دوم این است: «وعلى عوامق ناقبات الفكر تكييفه». هفتهی قبل صحبت شد که «ثاقبات» انسب به «فطن» است و «ناقبات» انسب به «فکر» است. لذا در اینجا نسخهی توحید بهتر است. نسخهی عیون، «ناقبات الفطن و ثاقبات الفکر» بود. در آخر کار بحث شد که گویا در اینجا «ثا...
فَطَر، بهمعنای شکافتن و شکفتن
حالا عبارت را ببینید: فرمودند: «علی عوامق ناقبات الفکر». «عوامق» جمع عمیق است. «عمق» آن ضخامت چیزی است که زیاد باشد. در اصطلاح میگوییم: طول و عرض و عمق. یعنی یک چیزی است که عریض و وسیع است، عمیق هم هست. در مثل دریا هم به کار میرود. عمق، فرو رفتگی در چیزی ا...
ترجیح معنایی نسخهی «نظر» نسبت به نسخهی «فطر»
اگر این معنا درست باشد - همچنین سایر معانی – اینجا است که دقیقاً کلمهی «فِطَر» از ذهن دور میرود. چرا؟؛ مرحوم آقای آسیدهاشم هم فرمودند. چون در «فطرت» یک نحو شکوفایی هست. شکوفایی الهی. او سابحات نیست، غوائص نیست؛ کار فطرت این نیست که غواصی کند. در فطرت، خ...
«سابحات نظر»؛ فکر شناگر
حالا «سابحات» خوب میشود. «سبحه» بهمعنای شناگری است. خدا رحمت کند آقای جعفری را! آن اوائل این شعر را خواندند و من یادم مانده است. آن نحوی به کشتیبان گفت: «از مت تو سباحی مجو». سباحی یعنی شناگری. گفت: بلد هستی شنا کنی؟ اول از او پرسید: تو نحو بلد هستی؟ گفت ...
اضافهی موصوف به صفت و جمع بودن «نظر»
شاگرد ٢: خود «نَظَر» جمع نیست؟ استاد: اسم جمع است. «نَظرة» مفرد آن است و «النظَر و الانظار» جمع آن میشود. علی أیّ حال، ما در اینجا نیاز به جمع داریم. معلوم باشد. یعنی اصل عبارت این است که امیرالمؤمنین علیه السلام با افصح و ابلغ روشهای فصاحت و بلاغت، دو ...
ترتب ثبوتی تکییف بر تحدید و تصویر بر تکییف
فعلاً مقدمات سه جمله را بررسی کردیم. تعبیر «محرّم» به هر سه آنها بر میگشت. «محرّم تکییف»، «محرّم تحدیده»، «محرّم تصویره». بر چه کسی «محرّم» است؟ «محرّم على بوارع ثاقبات الفطن تحديده و محرّم على عوامق ناقبات الفكر تكييفه ، و محرّم على غوائص سابحات الفطر تص...
تحدید الفطن، فرض فضا برای خداوند
آن وقت مقصود از تحدید در اینجا چیست؟ یعنی در یک فضای توهمی که درک میکند، آن فضا را محدود میکند. نه اینکه از حیث عقلش مفاهیم را محدود کند. از این هم بحث میکنیم، مانعی ندارد. فعلاً تحدید فضا است؛ طول و عرض و عمق. در روایتی هست که نزد حضرت علیه السلام آم...