جستجوی پیشرفته
نتایج جستجو
نتایج یافت شده 6487
مثالهایی برای تمثیل احاطهی خداوند بدون حلول یافتن در اجسام
شاگرد: یعنی خدای متعال در همهی اماکن هست یا نیست؟ استاد: اینکه در اماکن باشد، بهمعنای حلول باشد، خیر. «لم یحلّ فی مکان». با اینکه در هر مکانی حاضر است، تعبیر را ببینید! «لم یَحلَّ فی مکان»؛ در هیچ مکانی بهمعنای حلول نیست و همه جا هست، بهمعنای احاطه و...
تناسب تعبیر «تذرعه» با «مقادیر» و «تقطعه» با «مقاییس»
علی أیّ حال، مقصود من «لعظمته» و «لعظمه» بود. حالا ببینیم کلمهی «تذرعه» و «تقطعه» و «تحویه» به حذای هم هستند. بعد حضرت علیه السلام فرمودند: «اماکن»، «مقادیر» و «مقاییس». «مقادیر» با «مقاییس» چه فرقی دارد؟؛ «تذرعه» با «تقطعه» چه فرقی دارد؟ این احتمال را عر...
پیشگفتار (خلاصه)
سلسله درس گفتارهای شرح توحید صدوق در سال ۱۳۹۷ (جلسۀ سوم)؛ شرح فقرۀ «متنع عن الأوهام أن تكتنهه ، وعن الأفهام أن تستغرقه وعن الأذهان أن تمثله» و برخی نکات باقی مانده از فقره های پیشین امکان یا عدم امکان استعمال لفظ توسط معصوم علیه السلام برای تفنن در تعبی...
امکان عطف توضیحی در عبارات معصوم علیه السلام
شاگرد: در مورد کلمات امیرالمؤمنین علیه السلام با توجه به شخصیت ایشان، حتماً وجوهی هست که به ذهن ما نرسد. میتوانیم در جایی بگوییم تفنن در عبارت هست و عبارات نظیر هم هستند؟ یا اینکه بگوییم: خیر، نمیتوان در مورد شخصیت امیرالمؤمنین علیه السلام به این صورت حر...
استعمال لفظ در اکثر از یک معنا و مراعات نظر جلیل عرفی و مراعات نظر دقیق در لغات توسط معصوم علیه السلام
یکی از مصادیق روشن همین فرمایش شما، ما نحن فیه است و عباراتی که میخواهیم امروز بخوانیم. از قبل عباراتی سهگانه داشتیم. حضرت علیه السلام فرمودند: «محرّم على بوارع ثاقبات الفطن تحديده وعلى عوامق ناقبات الفكر تكييفه ، وعلى غوائص سابحات النظر تصويرة»[1]. ...
تفاوت واژههای «فهم»، «وهم» و «ذهن»
حالا در مانحن فیه، حضرت علیه السلام، سه واژه به کار بردهاند: «وهم»، «فهم» و «ذهن». الآن در نظر جلیل، آیا احتمالش هست که عرف بین اینها فرق بگذارد یا نه؟ وقتی مردم میگویند: فهمت، وهمت و ذهنت، در ذهن عرف، فرق واضحی بین اینها میآید یا خیر؟ شاگرد: ذهن ظرف ...
سه روش در دستیابی بهمعنای لغوی مراد معصوم علیه السلام
در مانحن فیه «عن الاوهام، عن الافهام، عن الاذهان» داریم. پس یک راه این شد که بهدنبال عباراتی بگردیم که حالت کلیدی دارد. یعنی خود ریخت عبارت، توضیحدهندهی مواردی باشد. این یک راه است. راه دیگر برای اینکه آن لغتی که در روایات و خطب و فرمایشات اهل البیت عل...
رفع اشکال نقل به معنا و تصحیفات نُسخ در طول تحقیق
شاگرد ٢: مشکلی هم که هست، این است که خیلی وقتها، راوی نقل به مضمون کرده است. یا تصحیفاتی که هست. مثلاً «صحبة العلم»، «معرفة العلم» و چند کلمهی دیگر بود که در نسخهها متفاوت بودند. به این صورت هم هست. مثلاً راوی «لبّ» را «عقل» گفته است. استاد: نقل به معنا...
معنای تعبیر «اکتنه»
پس دو راه شد. تناسب حکم و موضوعی که حضرت علیه السلام به آن نسبت دادهاند و یکی هم عباراتی که اصل و فرع کردهاند. خُب، در اینجا میفرمایند: «ممتنع عن الأوهام أن تكتنهه»؛ خدای متعال اکتناه دارد از اینکه وهم ها بخواهد کنه ذات او را بفهمد. «اکتنهه» یعنی «سعی ...
تفاوت نسخه در تعبیر «تستغرقه»
«و ممتنع عن الأفهام»؛ امتناع دارد از فهمها، «أن تستغرقه» یا «تستعرفه». همانطوری که در اینجا «تستغرقه» دارد، مرحوم مجلسی هم اول «استغرقه» را از کتاب لغت ذکر کردهاند و فرمودهاند: «قوله علیه السلام : أن تستغرقه قال الفيروز آبادي : استغرق : استوعب. وف...
معنای تعبیر «تستغرقه»
علی أیّ حال، «استغراق» چیست؟ این است که برود کاملاً «غرق» او شود. یعنی دقیقاً در فضای او وارد شود. میگویند: فلانی مستغرق در مباحث کلامی است. مستغرق است، یعنی تماماً فضای آن را احاطه کرده است. در اینجا هم «أن تستغرقه» است. یعنی افهام در درک ذات خدای متعال ...
عدم تفاوت معصوم علیه السلام با مردم در استحالهی درک خداوند در علم حصولی
شاگرد: این بیان در مورد انسانهای عادی است اما خود معصومین علیهم السلام به این صورت هستند یا نیستند؟ استاد: بهطور کلی که برای ذات خدای متعال، امتناع را به کار میبرند، در امتناع درک حصولی تفاوتی بین امام و غیر امام نیست. اتفاقا خیلی از موارد هست. به نظرم ...
پیشگفتار (خلاصه)
سلسله درس گفتارهای شرح توحید صدوق در سال ۱۳۹۷ (جلسۀ چهارم)؛ شرح فقرۀ «ونضبت عن الإشارة إليه بالاكتناه بحار العلوم، ورجعت بالصغر عن السمو إلى وصف قدرته لطائف الخصوم» و برخی نکات ماقی مانده از فقرۀ پیشین «کنه» بهمعنای غایت و جوهرۀ یک شیء؛ بررسی واژۀ «خ...
مقدمه شرح فقرهی « قد يئست من استنباط الإحاطة به طوامح العقول، ونضبت عن الإشارة إليه بالاكتناه بحار العلوم، ورجعت بالصغر عن السمو إلى وصف قدرته لطائف الخصوم»
از ابتدای خطبه این ثلاثیها بود: «مستشهد بحدوث الأشياء على أزليته وبما وسمها به من العجز على قدرته ، وبما اضطرها إليه من الفناء على دوامه ، لم يخل منه مكان فيدرك بأينية ، ولا له شبه مثال فيوصف بكيفية ولم يغب عن علمه شيء فيعلم بحيثية مبائن لجميع ما أحدث في ...
«کنه» بهمعنای غایت و جوهر شیء
«ونضبت عن الإشارة إليه بالاكتناه بحار العلوم»؛ دریاهای علوم خشکیدهاند، فروکش کردهاند. از چه چیزی؟ از اینکه به کنه ذات او اشاره کنند. عرض کردم که «کنه» بهمعنای جوهر شیء است. در لغت بهمعنای وقت هم آمده است. حالا باید بهمعنای «وقت» برسیم. ولی جوهر و غا...
میزان عقل، میزان مراتب بهشت در بیان آشیخ غلامرضای یزدی
یکی از آنها این بود: ملکی میدید عابدی مرتب مشغول عبادت است. ملک از خداوند متعال خواست تا مقام او در بهشت را که این قدر عبادت میکند، به او نشان دهد. خطاب آمد: ای ملک! نبین او دائم عبادت میکند. مقامش در بهشت خیلی کم است. گفت: خدایا! اینکه نمیشود! من هر ...
الف) خصوم بهمعنای اوهام
«و نضبت عن الإشارة إليه بالاكتناه»؛ «اکتناه» یعنی اگر بخواهد به غایت ذات الهی برسد. به جوهرهی ذات الهی برسد و احاطه پیدا بکند. «بحار العلوم»؛ اقیانوسهای علم همه خشک میشود. «و رجعت بالصِغَر»؛ یا «بالصُغر». حالا از بحارالانوار میخوانم. «عن السمو إلى وصف ق...
ب)خصوم بهمعنای افکار قوی
بعد فرمودند: «و يحتمل أن يكون المراد بها الأفكار القوية»؛ خود عقل؛ خُب، مگر عقل دشمن است؟! خیر؛ عقل دشمن جهل است. افکار قوی، دشمن جهل است. خصم چه کسی؟ آنجا اوهام خصوم عقل بودند. اینجا عقول، خصوم جهلاند. لذا میفرمایند: احتمال دارد که مراد، افکار قوی باشد...
ج) خصوم بهمعنای مناظرات علمی مخالفین
مرحوم مجلسی در بحارالانوار فرمودهاند: «ولعل اضافة اللطائف إلى الخصوم ليست من قبيل إضافة الصفة إلى الموصوف ، بل المراد المناظرات اللطيفة بينهم ، أو فكرهم الدقيقة ، أو عقولهم ونفوسهم اللطيفة»[1]. معمولاً «لطائف الخصوم» یعنی «الخصوم اللطیفة». دو احتمالی...
د) خصوم بهمعنای بیانات
احتمالی هم در ذهن بنده است. در ابتدا که عبارت ایشان را دیدم که گفتند اضافهی صفت به موصوف نیست، خوشحال شدم که شاید میخواهند این احتمال را بگویند. بعد با توضیحاتی که دادند، دیدم چیز دیگری را میگویند. آن احتمال این است که اصلاً چرا خصم را بهمعنای دشمن میگ...