جستجوی پیشرفته
نتایج جستجو
نتایج یافت شده 53
د) مسمای قبله بین المشرق و المغرب نسبت به بعید
(34:51) مثال سوم هم این است: «و نیز بنابر اتساع جهت قبلة در بعید»؛ مثل قول محقق اردبیلی، «و قول مطابق روایت فقیه که حد القبلة ما بین المشرق و المغرب». ببینید یک روایت در فقیه هست. شاید مرحوم محقق اردبیلی هم به آن عمل کردهاند. الآن این روایت این است: حضرت می...
الف) مسمای حیض در بطلان صوم
(29:41) استاد: یعنی مسمای حیض در بطلان روزه. ولو یک لحظه نزدیک غروب باشد. بله، این مربوط به موضوع میشود. یعنی دقیقاً چیزی است که ربطی به او ندارد. نه حکم، نه متعلق حکم است، بلکه دقیقاً جزء موضوع است. این مثال خوبی است شاگرد۲: در غسل لیلی هم همینطور است. بر...
مبنای عالم جدید و قدیم
ظاهراً دلیل اینکه آسید محمد سعید هم به عالم جدید و قدیم قائل شدهاند، همین بوده است. اشتراک در شب را چه کار کنیم؟ هر وقتی یک جور است. تابستان با زمستان فرق میکند. هر ماه فرق میکند. اشکال مهمی که ایشان در موسوعه ثالثه دارند، این است که مبدء رؤیت پذیری هلال...
لزوم نگاه همه جانبه به وجوه برای پیشرفت بحث و تحقق نظام
باید همه وجوه را در نظر بگیریم، نگاه پیشرفت و تصحیح به ذهنتان بیاید. نگاه خیلی مهم است. گاهی میبینیم نگاه، نگاه پیدا کردن جاهای مشکل کار است. این خوب است. گاهی این است که وقتی مشکلات را پیدا کردیم میخواهیم یک خیزی بگیریم تا با همه این هایی که داریم به یک ن...
ج) جمعه اول ماه سیدنی؛ کفایت طولی تحقق مقارنه در روز جمعه سیدنی
(51:00) نوع دیگری از طولیت هم هست؛ اگر بخواهیم همین روز جمعه را برای آنها هم اول ماه بگیریم، ببینیم مصحح داریم یا نداریم. شما میگویید روز جمعه آنها که تمام شد، ساعت نه شب آنها است، میگوییم آیا وقتی غروب آنها بود، وقتی روز جمعه آنها بود، آیا سیر جدید قم...
ب) شنبه اول ماه سیدنی
(48:00) شاگرد: این باز مثال راحتتر بود. مثال قبل از آن را بفرمایید. شما در سیدنی میخواهید بگویید روز اول ماه آنها روزی بوده که هنوز حکم بالفعل نبوده است. استاد: حالا به همان سیدنی برویم. مهمترین بحث ما هم همینجا است. من پنج-شش فرض را در اینجا نوشته ام. ...
الف) یک شنبه اول ماه سیدنی
(43:12) استاد: نه، نصف النهار را نیاورید. هنوز عرض من مانده است. اینجا هنوز یک فرجه ای هست. آن چه که ما گفتیم از نظر فقهی این است: لحظهای که از تحتالشعاع خارج شد، یک جزئی از موضوع وجوب صیام –که دخول شهر است- محقق شده است. برای جزء بعدی حالا سراغ نصف النهار ...
حل مسائل قطب و ماهواره در مبنای غروب کوک در نصف النهار مکه
(36:18) شاگرد: اگر مکه را میزان قرار بدهیم، یک مبعّد این است که شما غروب را معیار دخول ماه رمضان میگیرید، لذا اگر در وقت غروب مکه، نیم ساعت به غروب بلد دیگری باشد، شروع شهر شرعی برای آنها به چه صورت میشود؟ استاد: اما حکم روزه به چه نحو است؟ این فعلاً مربو...
مبدائیت نصف النهار دحو الارض در عرض صفر برای نظم کره؛ تساوی لیل و نهار در خط استوا
(15:25) شاگرد: یعنی شما لحظه خروج از تحتالشعاع را با لحظه غروب این نصف النهار منطبق میکنید؟ استاد: بله. چون اگر همین جوری بگوییم غروب میزان است، لحظه نداریم، چون هر افقی لحظه اش فرق میکند. غروب خاص نداریم. کما اینکه –یکی از مشکلات همین است- همین نصف النه...
ارتکاز متشرعه در دخالت آفاق در کسوف
(8:34) شاگرد: حالا که کسوف موضوع است به چه دلیل بلاد و آفاق با هم مختلف میشوند؟ استاد: بهخاطر اینکه باید برای تو موضوع محقق بشود. شاگرد: به چه دلیل باید برای تو محقق بشود؟ استاد: به این دلیل که امری بصری است که مثل طلوع و غروب، آفاق در آن دخالت دارد. ...
نقش آفاق در تحقق کسوف و ظاهره سماوی بودن اهلال هلال
(00:10) بحث سر این بود که خسوف و کسوف با اهلال هلال تفاوت دارد یا ندارد. من عرض کردم در مانحن فیه تفاوت فنی دارند. چون خسوف و کسوف که [با] آفاق [ارتباط] داردو ارتکاز هم موافق آن هست. ولو در مباحثه طلبگی اشکالاتی را مطرح کردم ولی قرار نیست مباحثه کافر ماجرایی ...
عدم اختلاف آفاق در مبنای نصف النهار دحو الارض و تقویم کره
(44:17) این مقدمهای برای فردا باشد. دیروز فرصتی شد و نشستم ببینم چطور میشود؛ روی فرضی که من عرض کردم اگر نصف النهار دحو الارض را میزان قرار بدهیم، کجا با مشکل برخورد میکنیم؟ همانی که آقایان مناقشه میکردند و من عرض کردم باید پیدا کنیم. فی الجمله به دنبالش ...
الف) تفکیک ادعیه عند دخول الشهر با عند رویة الهلال در اقبال
(21:15) مرحوم سید چه کار کردهاند؟ آن چه که آقا در جلسه قبل اشاره کردند، صفحه چهل و دوم چاپ قدیم [از کتاب] اقبال است. سید میفرمایند: فصل فيما نذكره من الأدعية عند دخول شهر رمضان؛اعلم أن هذه الدعوات لو ذكرناها عند دخول أول ساعة من أول ليلة منه كان ذلك ال...
تفاوت اهلال هلال با کسوف در فرض پذیرش ظاهره سماوی بودن هر دو
(10:56) اما مطلبی که آقا از مرحوم سید فرمودند؛ من مراجعه کردم. اینها تذکراتش خوب است. شاگرد: اینکه بگوییم کسوف ظاهره سماویه است که خودش موضوع حکم است یا اینکه بگوییم اهلال هلال خودش موضوع نیست، اما درعینحال جوابی برای این مطلب نشد که هر دو ظاهره سماویه ه...
نقدی بر بیان علامه تهرانی
(00:07) در مراسلات فرمودند خسوف و کسوف با خروج قمر از تحتالشعاع تفاوتی ندارد. حاصل فرمایش همین بود. در جلسه قبل اصل عرض من مختصر بیان شدولی حتماً به توضیح بیشتری نیاز دارد. ببینید از نظر بحث فقهی قیاس کردن مانحن فیه به خسوف و کسوف، تمام نیست. چون یک تفاوت ظر...
ب) وجود دو شهر مبارک ناقص و تام در یک سال
(40:52) دوّمی آن چیست؟ شما بنا بر نوعیت میگویید: در یک سال دو ماه داریم. مشکلی ندارد؛ برای افغانستان هنوز ماه رمضان نشده ولی برای قم شده است. فردا برای آنها است. خب کره، دو ماه مبارک دارد. نوعیت این است. سؤال ما این است: کما اینکه برای ما و عراق مفصّل به ا...
غیر موافق بودن لوازم قول به نوعیت شهر با ارتکاز
(30:57) ببینید ایشان فرمودهاند: چه مانعی دارد که موضوع دخول شهر باشد؟! دخول شهر هم برای بقاع زمین متفاوت است؛ هر کدام مختلف است. اینکه مشکلی ایجاد نکرد. شما میگویید: «اذا اهلّ الهلال»، ما میگوییم: «اذا رئی الهلال دخل الشهر». خب «اذا رئی الهلال فی هذه البق...
ج) موضوعیت کسوف و اماریت اهلال هلال در ادله؛ شهر شخصی و کسوف آفاقی
(27:25) اصل حرف این است: ایشان فرمودند: خسوف و کسوف با طلوع قمر یکی شد. اساس بحث فقهی ای که الآن میخواهیم بگوییم این است: از منظر بحث فقهی خیلی تفاوت است بین خسوف و کسوفی که شما مطرح کردید، با خروج قمر از تحتالشعاع. چرا؟ فرض میگیریم همه فرمایشات شما درست ب...
اولویت تعلق احکام شرعی به موضوع تکوینی
(40:57) آن چه که الآن میخواهم عرض کنم، این است: ببینید اگر ما از بیان این روایت مطمئن شدیم که حداقل روایتی داریم که اساس تصور ظاهر آن، ممکن نیست مگر به یک نصف النهار خاص؛ حضرت هم به یک امر وقوعی خارجی اشاره میکنند که ربطی به انسانها ندارد. اول خلقت این جور...
بدء خلقت و مسأله وجود نصف النهار معین
(30:20) شاگرد۲: این آغازی که فرمودید شروع یک چیزی است. استاد: خب این شروع یک نصف النهار معینی میخواهد یا نه؟ شاگرد۲: شهور و سنه را که اثبات نمیکند تا تقسیم بندی بشود. یعنی خصوص برچسب زنی ها را اثبات نمیکند. بلکه تنها میگوید از این زمان شروع شد. شاگرد: ...