رفتن به محتوای اصلی

٢. اسلام ظاهری

الان لشکر اسلام آمدند بدون این که اهل مکه خبر بشوند، یک دفعه ابوسفیان چشم باز کرد، دید کل لشکر اسلام کل مکه را احاطه کرده اند، تمام شد، حالا می‎گوید أشهد أن لا إله إلا الله! آن روز تا حالا هر کاری توانسته بکند تا اساس دین را از بین ببرد، حالا که گیر افتاده این اسلام است؟ یک بچه در این شک می‎کند که ناچار شده؟! اما در عین حال وقتی فضای فقه است، فقه یعنی چه؟ فقه یعنی می‎خواهیم در این جامعه مستقر بشود، نظام داشته باشد، می‎گویند بگو قبول است یعنی این جا صبغه و حیثیت نگاه شارع در فضای فقه، اصلاً واقع نیست؛ واقعی که شارع که اعلم و اعقل ناس است، جای خود دارد؛ یک بچه هم می‎داند که این جا واقعش این نیست، ولی شارع می‎گوید اسلام است و من هم قبول دارم، خونت محترم، همه چیز درست شد.