علم زوج به فسق شاهد
خب حالا آمدیم الان یک کسی هست که هیچ کس از او فسق ندیده است؛ در ظاهر اصلا رفتاری نشده که اگر دوربین مخفی هم گذاشته باشید دیده باشید، ولی خود زوجی که دارد طلاق میدهد الان عالم است به این که این شاهد فاسق است، الان آن ملکه را ندارد، عالم است، چه کار کنیم؟ الان دیگر این زن، از قبالِ او در رفت و دیگر نفقهاش واجب نیست و طلاق محقق شد؟ یا نه، چون خود این زوج عالم است، این طلاق نیست. چون میداند ملکه را ندارد.
خود دو تا شاهدی که این جا هستند، خود شاهد که به عنوان عادل آوردند خودش میداند که من عادل نیستم اما -حالا گیر افتاده یا روی دربایستی و هر چه هست- به عنوان عادل برایش میخوانند، بعد این که طلاق دادند خود این شاهد میتواند برود آن زن را بردارد؟ نه! چرا نه؟ به خاطر این که میداند عدالت را ندارد؛ این جا خیلی جالب است. شهید ثانی میفرمایند: خود شاهدی که خودش را عادل نمیداند میتواند با آن زن ازدواج کند[1].
[1] و يتفرّع على المشهور من اعتبار عدالة الشاهدين بمعنى ملكة التقوى و المروءة أن المعتبر ثبوتها ظاهرا لا في نفس الأمر، لأنه لا يطّلع عليه إلاّ اللّٰه و الشاهد، فلو اعتبر ذلك في حقّ غيرهما لزم التكليف بما لا يطاق.
و حينئذ فلا يقدح فسقهما في نفس الأمر في صحّة الطلاق مع ظهور عدالتهما.
و لا يشترط حكم الحاكم بها، بل ظهورها عند المطلّق و من يترتّب على[1]الطلاق حكما.
و هل يقدح فسقهما في نفس الأمر بالنسبة إليهما حتى لا يصحّ لأحدهما أن يتزوّج بها، أم لا، نظرا إلى حصول شرط الطلاق، و هو العدالة ظاهرا؟ وجهان. و كذا لو علم الزوج فسقهما مع ظهور عدالتهما، ففي الحكم بوقوع الطلاق بالنسبة إليه - حتى تسقط عنه حقوق الزوجيّة و يستبيح أختها و الخامسة - الوجهان. و الحكم بصحّته فيهما لا يخلو من قوّة.(مسالک الافهام،ج ٩، ص ١١۵)
بدون نظر