جامع بین قواعد چهار گانه: اصاله المضیّ
یک احتمال این است که ما جامعگیری بکنیم بین استصحاب، قاعده یقین، قاعده تجاوز، قاعده فراغ و اصالة الصحة فی فعل نفسه و فی فعل الغیر، حتی در مواردی در مورد فعل الکفار.
بگوییم اصل این است که شارع در مُضیّ امور میگوید وقتی دارد امور دارد جلو میرود، روالی دارد.مادامی که یک حجّتی برای برگشت ندارید، «امضوا» بروید و نایستید، اگر حجتی داشتید بایستید. این استظهاری بود که من چندین سال قبل که کفایه مباحثه میکردیم از روایت استصحاب کرده بودم،لوازم زیادی هم داشت.
اصاله المضی؛ استصحاب
با این استظهار،استصحاب میشود صغرایی از کبرای کلی که الآن عرض کردم. شارع مقدس یک قاعده شرعی، میگوید وقتی میخواهی بایستی بحجةٍ بایست و تا حجت روشن برای کنکاش کردن و برگشتن نداری، برو و رفتاری که داشتی دست نزن.
اصاله المضیّ؛ قاعده یقین
قاعده یقین هم با این بیان طبق قاعده است. اگر این روش را اعمال کنیم قاعده یقین، اصلاً مشکل پیدا نمیکند. میگوییم بناء شارع و اصل برای او چیست؟ این است که برنگردید. حالا شما ببینید چقدرحافظههای ضعیف فراموش میکند. قاعده یقین خیلی محل ابتلاست. چه بسا موارد ابتلای بیرونیاش از محل ابتلای استصحاب بیشتر باشد. شک میکند؛میگوید من محاسبه خمس کردم،آیا فلان مال را حساب کردم یا نکردم؟یقین داشتم که همه اموال را دیدم. اما شاید فلان مال یادم رفته باشد. خدشه در متیقنات سابقش. در آن چیزهایی را که مشی علی الحجة، مشی علی الیقین کرده بود اما حالا شک میکند که درست انجام شده بود یا نه. حال اگر طبق این تقریری که عرض کردم جامع داشته باشیم، چه مشکلی دارد؟
اصاله المضیّ؛ قاعده فراغ و تجاوز
البته تفاوت قاعده فراغ با قاعده استصحاب مثلاً این است که آن ها محتوایی هستند؛ یعنی برخورد فقها با این قاعدهها خاص است. مثلاً شما در فقه میگویید اینجا قاعده تجاوز جاری است و در جای دیگر جاری نیست. شما حق ندارید جاری کنید. ما هم حرفی نداریم. ما در این موارد قواعد فقهی را اعمال میکنیم و هیچ هم از آن نحوی که فقها دارند تعدی نمیکنیم، اما این را هم نمیتوانیم انکار کنیم که همان محتواهایی که جداجدا هر کدام شما باید دلیلش را ببینید لکن در تمام این موارد محتویات قاعدهها، همگرا هستند. یعنی در تضاد با همدیگر نیستند. همدیگر را در آن اصل کلی روش تأیید میکنند. این همگرایی، مطلب مهمی است. یعنی ما میتوانیم بگوییم که قاعده فراغ با قاعده تجاوز ولو دو تا هستند، اما پشتوانهشان همین است که شارع تا میتواند تصحیح کند، و ابطال نکند. روش تقنین نسبت به قاعده فراغ و قاعده تجاوز یک روش است و این دو تا همگرا هستند، نه اینکه دو تا روش باشد.
استصحاب،قاعده فراغ و تجاوز و اصالة الصحة همین است. همه این ها میشود صغریات این قاعده کلی؛ البته اگر قاعده درست باشد.
بدون نظر