ابهام در کلمه شاذ در کلام مدعی
(21:00)
شاگرد۲: منظور از شاذ در فرمایش شما چیست؟
شاگرد: شذوذ یعنی نگاه به سندش نیست. یعنی روایتی که اصحاب به آن عمل کرده باشند.
شاگرد۳: اینکه امام میفرمایند شاذ را کنار بگذار، یعنی روایت معمول به را کنار بگذار؟!
شاگرد: مثلاً روایتی است که هم اصحاب به آن عمل کردهاند و هم در کتب هست، در مقابل یک روایتی است که ….
شاگرد۳: امام که به عمل اصحاب کاری ندارند. منظور از شاذ در نقل روایت است، نه عمل اصحاب.
شاگرد: گاهی نقل تلازم به عمل دارد. صحبت سر شذوذ در مقابل مجمع علیه است. یعنی روایتی که بین اصحاب شناخته شده است.
شاگرد۳: یعنی در منابع معتبر هم باشد؟
شاگرد: مشی آنها سندی نبوده است. کتب مشهور منظور است.
شاگرد۳: منظورم این است که امام به عمل استناد نمیکند.
شاگرد: مثلاً از استاد دو نقل قول میشود، بیست نفر آن نقل را میگویند و کسی مثل من میگوید حاج آقا این را گفتند. شما میگویید این قول شاذ میشود.
شاگرد۳: الآن شهرت و شذوذ بودن به تعداد روات شد؟ به معروفیت شد؟ به عمل شد؟
شاگرد: یعنی میبینید یک روایت در کتب مشهوره آمده و یک روایتی در غیر کتب مشهوره آمده است.
شاگرد۳: این نقل میشود.
شاگرد۲: حالا باید ثابت کنیم مرحوم کلینی در کتابشان روایاتی را آوردهاند که در زمان خودشان بین اصحاب شهرت نقل داشته است؟ این ثابت است؟
استاد: ببینید معمولاً آدم شاهدهای مثبت یک مدعی را جمعآوری میکند. و حال آنکه باید آن طرفش را هم نگاه کنیم. برخی از مثال هایش را عرض میکنم.
بدون نظر