رفتن به محتوای اصلی

علم امام در اخبار از تحقق موضوعات شرعیه

 

شاگرد۲: یعنی شما می‌خواهید علم امام را دخیل کنید.

استاد: نه، در تحقق موضوع عرض نمی‌کنم. بلکه می گوییم امام در اینجا می‌گویند اینجا موضوع شرعی هست. خب نرم‌افزارها هم می‌گویند غروب سه‌شنبه موضوع شرعی بوده است. این چه تفاوتی می‌کند؟

شاگرد۲: علم امام که در موضوعات دخیل نمی‌شود.

استاد: اگر کاشف موضوع باشد، چرا نمی‌تواند؟! ببینید علم امام درجایی‌که تقیه ای هست، به کار نمی آید. حضرت فرمودند: «والله أفطر يوما من شهر رمضان أحب إلي من أن يضرب عنقي»[1]. اما وقتی که موضوع ثابت است و امام به علم امامت خبر داشته باشند و هیچ مانعی هم نداشته باشند، اینجا خلافش عمل می‌کنند؟! پس چرا سید بن طاووس که امام معصوم هم نیست فرمود برای خود من حجیت دارد؟! یعنی من سید باید بگیرم.

شاگرد۲: برای خود شخصشان ممکن است ولی مثل باب قضاء، همان‌طوری که به علم امامت قضاوت نمی کردند اینجا هم همین‌طور است. یعنی اگر به علم امامت بدانند امکانیت رؤیت هست، ظاهراً نباید عمل کنند.

استاد: خب اگر امکانیت رؤیت هست خود امام باید بگیرند یا نه؟ یعنی به علم امامت می‌دانند که موضوع هست. خودشان باید بگیرند یا نه؟ هیچ مشکلی هم نیست. تقیه و اینها هم نیست.

شاگرد۲: باز بحث سر این می‌رود که آیا موضوع واقعی همین هست یا نه؟

استاد: روی فرض جلو می‌رویم. فرض گرفتیم که امکانیت رؤیت موضوع ثبوتی است. امام هم علم به این دارند که الآن امکانیت رؤیت هست. خودشان باید بگیرند یا نه؟ وظیفه هم دارند که مقابل استصحاب بایستند و به مردم هم بگویند که روزه بگیرید؟ اگر منظور شما دومی است، ما موافق هستیم. یعنی این جور نیست که وقتی بدنه مردم نمی‌بینند امام علیه‌السلام بگویند مردم هم روزه بگیرند. «لو رآه واحد لرآه الف». ببینید چطور میخ آن را می‌کوبند. یعنی می‌خواهند نظم و تعظیم شعائر و میقاتیت به‌وضوح باشد. مظنه اختلاف نباشد. اما حالا فرض گرفتیم حکم حاکم شد و علم حاکم هم ولو از شخص خودش باشد هم مجزی است و امام علیه‌السلام هم مبسوط الید است، امام حکم کردند که روزه بگیرند. بگوییم حرام است که حکم کنند؟! می‌گوییم نه. امام علم دارند، امکانیتش هم هست. خدا هم فرموده‌ای حاکم مجاز هستی به علم خودت عمل کنی، لذا حکم می‌کنند و هم میقاتیت برقرار است و هم تعظیم شعائر هست. پس نمی‌توانیم بگوییم علم امام بطور مطلق دخالت ندارد. شرائط فرق می‌کند.

شاگرد۲: سال‌های میلادی هم ظاهراً مبتنی‌بر تکوین نیست، آن پنج روز مستند به ضبط است. لذا ممکن است اشتباه ضبط شده باشد. چون نه قمر و نه شمس دخالتی در آن ندارند.

استاد: الآن طبق نرم‌افزارهای تبدیل تاریخ، اول سال جمعه شده است. طبق نرم‌افزارهای هلال چهارشنبه می‌شود. یکی اول اردیبهشت می‌شود و دیگری پنجم اردیبهشت می‌شود. فقط سال‌های میلادی نیست. باید یک جوری حل بشود. ولی این‌که مبتنی‌بر تقویم نیست، برای اردیبهشت هم مبتنی‌بر حلول و تکوین است. ولی آن‌ها نسبت به تطبیقش یک حرف‌هایی دارند. الآن هم همین نرم‌افزار عوده با نیسان و ایلول و آب بیان می‌کند. ماه‌های میلادی را نمی‌گوید. ولی مطابق است. من گفتم شاید تفاوت باشد و حال این‌که تفاوتی نیست. مثلاً دقیقاً ابتدای نیسان با ابتدای آوریل یکی است. در این مشکلی نداریم. عوده که می‌گوید بیستم نیسان، یعنی بیستم آوریل.

والحمد لله رب العالمین


[1] وسائل الشيعة - ط الإسلامية نویسنده : الشيخ حرّ العاملي    جلد : ۷ صفحه : ۹۵