رفتن به محتوای اصلی

مدیریت نیت در مقام امتثال در دو روایت زهری و سماعه

43:23

ببینید مهمترین کاری که امام علیهالسلام در این روایت انجام دادند و این بحث را پیش آورده مسأله داعی به داعی است. یکی از بهترین بحثهایی است که در فقه متأخر هست. بعد از اینکه صاحب حدائق نیت را به داعی برگرداندند، خیلی از اشکالاتی که در بعض فروعات میشود، فقها متأخر با داعی بر داعی حل میکنند. همه شنیدهاید. مثلاً پول به شخص میدهند و میگویند نماز استیجاری بخوان. خب مهمترین اشکال این، تناقض است. قید صحت نماز بهخاطر امر خدا و قربتاً الی الله است. از طرفی قید او هم این است که اگر پول ندهند، نمی خواند. یعنی قیدش این است که برای غیر خدا است. این نماز را میخواند اما برای پول. درحالیکه قید صحت نماز این است که برای خدا باشد. این اشکال سنگینی در کتابها است. فقها مفصل بحث کردهاند. اصلاً در صلات استیجاری تصحیح صحت نماز مشکل بود. چون قید      صحت نماز این است که للّه باشد و استیجار یعنی للاجرة. این تناقض میشود.

این تناقض را چطور حل کردند؟ جور و واجور. یکی از حلهای رایج که درست هم هست، این است که میگویند داعی به داعی است. یعنی اگر بخواهد پول او حلال باشد، باید نماز او را للّه بخواند. پس دو داعی در طول هم هستند، نه در عرض هم. برای اینکه این اجرت درست باشد و حلال باشد، این برای او داعی میشود که لله بخواند. منافاتی ندارد. یعنی نمازی که او مباشرتا میخواند، داعی بر مباشرت او، امر خدا است. خدا گفته که این نماز را بخوانید. مباشرت یعنی همین. اما داعی به داعی، آن اجرت بود.

نظیرش زیاد بود. شما میخواهید بیرون بروید، میگویید برای اینکه یک سوره را با طهارت بخوانم، وضو میگیرم. یا للکون علی الطهاره وضو میگیرم. برای نماز ظهر وضو نمیگیرم چون هنوز که ظهر نشده. خب میگویند تو دلت را ببین؛ اگر نمیخواستی برای نماز ظهر وضو داشته باشی، الآن برای خواندن سوره توحید وضو میگرفتی؟! فکر که میکند میگوید نه. پس داعی شما این است که نماز ظهر را بخوانید. این وضو اشکال دارد؟! نه، توضیحش همان داعی به داعی است. یعنی درست است که داعی شروع شما این است که ظهر وضو داشته باشید اما فعلاً در داعی مباشر عمل نمیگویید که من برای ظهر میگیرم. در داعی مباشر عمل میگویید من وضو میگیرم تا للکون علی الطهاره باشم تا این سوره را بخوانم.

 در مانحن فیه شارع، کار بسیار لطیفی را انجام داده است. وقتی نمیدانید یوم الشک ماه مبارک هست یا نیست، با همه ضوابط مدیریت امتثال آمدهاید داعی به داعی درست کردهاید. میگوید داعی اصلی تو این است که ماه مبارک از تو فوت نشود. هر کسی که یوم الشک را روزه میگیرد خودش میفهمد. یعنی لولا اینکه میخواهم ماه مبارک از من فوت شود، روزه را نمیگرفتم. پس داعی شروع و داعی اصلی درک ماه مبارک است. شیخ مفید فرمودند احتیاطا لصوم رمضان. این احتیاط، داعی اصلی است. خب شارع چه کار کرده؟ فرموده اگر این را داعی مباشری قرار بدهید اشکالاتی دارد؛ ازید یوما فی شهر رمضان، و… . خب حالا من یک داعی طولی درست میکنم؛ داعی به داعی. تو میخواهی ماه مبارک را درک کنی، انما ینوی… . ببینید چقدر قشنگ است! حضرت میفرمایند بیا تا برای تو توضیح بدهم. شب سی‌‌ام که شد شما نیت شعبان بکن. یعنی کدام داعی است؟ داعی مباشر است. اینکه شما دیروز گفتید جازم به استحباب است، داعی به داعی است. یعنی الآن که شما میخواهید نیت شعبان کنید، داعی مباشری تو بر عمل، ماه شعبان است. اما داعی در طول اینکه اصلاً چرا من شعبان را روزه میگیرم –چون قبلش هم که روزه نگرفته بودم- این است که روزه میگیرم تا اگر ماه مبارک است، روزه ماه مبارک از من فوت نشود. احتیاط کرده باشم. دو داعی در طول هم را امام علیهالسلام به بهترین وجه توضیح دادهاند.

پس امام علیهالسلام در هر دو روایت زهری و سماعه، داعی به داعی را توضیح میدهند، این دو دست به دست هم میدهند -«وفق» که در روایت سماعه است، با این داعی بر داعی که امام یاد میدهند- و همه اینها موید میشود که آن تفضل برای این نیست که مأمور به ماه مبارک هیچ شود، پس چرا داعی به داعی را یاد میدهند؟ برای اینکه از تو مأمورٌ به ماه مبارک فوت نشود. نه اینکه بگوییم حتی اگر روزه بگیری فایده ندارد و مأمورٌ به نیست. این چیزی که عرض کردم موید این است که تفضل در روایت سماعه با همه این قرائن، در استظهار به قطع میرسیم که تفضل ناظر به «اجزأ» نیست. این حاصل عرض من بود.

48:42

شاگرد: ظاهراً با همه این توضیحات، از تعبدی بودن خارج نمیشود. چون همان وقتی که امام میفرمایند تطوع نیست… .

استاد: فرمایش خوبی است. اینکه امام میفرمایند در اینجا تطوع نداریم و تخیل تطوع است، این یک چیز استدلالی است یا یک امر شرعی است؟ یعنی شارع به من میگوید که تخیل تطوع کردی؟ یا امام وقتی میگویند اینجا یک روز معین است، تو تخیل تطوع کردهای؟