تعارض داخلی روایت، لازمه برداشت شیخ انصاری
این فرمایش شیخ بود. پس توفیق سه جور شد. چند دقیقهای در فرمایش شیخ دقت کنیم و جلو برویم. مرحوم شیخ فرمودند چه کنیم که ظاهر قول «وفق له»، این است که این همان ماه مبارک است. صفحه ١١۶ بود:
إنّ ظاهر الدليل المذكور- أعني قوله (عليه السلام) في الأخبار المستفيضة: «و إن كان من رمضان فيوم وفّق له»- يدل على أنّ الواقع منه نفس صوم رمضان، لا أنّ صوم غير رمضان يصير بدلا عن صوم رمضان، فدلّ على أنّ نيّة الغير لا تقدح في وقوع صوم رمضان، إذا وقع أصل الصوم لداعي مطلوبيّته في ذلك اليوم، و إن كان عنوان المطلوب في الواقع مخالفا لعنوانه باعتقاد المكلّف، الّا أنّ ظاهر قوله: «يوم وفّق له»- في الأخبار- معارض بقوله (عليه السلام)- في بعضها الآخر-: «أجزأ عنه» فإنّ ظاهره المغايرة و البدليّة[1]
«إنّ ظاهر الدليل المذكور- أعني قوله (عليه السلام) في الأخبار المستفيضة: «و إن كان من رمضان فيوم وفّق له»- يدل على أنّ الواقع منه نفس صوم رمضان»؛ این لاریب فیه است و مطلب روشنی است. مرحوم شیخ هم میفرمایند. خب وقتی این روشن است چرا میخواهید از آن عدول کنید؟ فرمودند:
6:42
«الّا أنّ ظاهر قوله: «يوم وفّق له»- في الأخبار- معارض بقوله (عليه السلام)- في بعضها الآخر-: «أجزأ عنه»»؛ وقتی معارضه شد فضا سنگین میشود. خب حالا من در اینجا چند نکته عرض دارم. اول اینکه این معارضه را ضعیف میکند غایة الضعف، این که در روایت سماعه هر دو تعبیر آمده است. ایشان میگویند این روایت با آن روایت معارض است، اما آیا یک روایت با خودش معارض است؟! این چه معارضهای است؟! یا میگویند «فی بعضها الاخر». شاید وقتی این را میفرمودند به این خاطر بوده که تقطیع شده بود. همانطور که روایت سماعه تقطیع شده بود. یکی از چیزهایی که در فرمایش شیخ است، این است که روایات را تام نیاوردهاند. حاج آقا رضا تام آوردهاند. صاحب حدائق تام آوردهاند. اینها خوبی آن کتاب است. اما در کتاب صوم روایت تام نیامده است.
من از وسائل بخوانم؛ روایت سماعه در باب پنجم، حدیث چهارم؛ چون در این روایت تعبیر «تفضل» آمده خیلی مهم است. به نظرم استظهار از این روایت، فصل الخطاب هم دارد. یعنی قرینه داخلیه داریم. اما فعلاً این فضا به پا است.
عن سماعة قال: قلت لأبي عبد الله عليه السلام: رجل صام يوما ولا يدري أمن شهر رمضان، هو أو من غيره فجاء قوم فشهدوا أنه كان من شهر رمضان، فقال بعض الناس عندنا لا يعتد به فقال: بلى فقلت: إنهم قالوا: صمت وأنت لا تدري أمن شهر رمضان هذا أم من غيره؟ فقال: بلى فاعتد به فإنما هو شئ وفقك الله له، إنما يصام يوم الشك من شعبان، ولا يصومه من شهر رمضان لأنه قد نهي أن ينفرد الانسان بالصيام في يوم الشك، وإنما ينوي من الليلة أنه يصوم من شعبان، فإن كان من شهر رمضان أجزأ عنه بتفضل الله وبما قد وسع على عباده، ولولا ذلك لهلك الناس[2]
«عن سماعة قال: قلت لأبي عبد الله عليه السلام: رجل صام يوما ولا يدري أمن شهر رمضان، هو أو من غيره فجاء قوم فشهدوا أنه كان من شهر رمضان، فقال بعض الناس عندنا لا يعتد به»؛ روزه را گرفتی اما چون نمیدانستی «لایعتد به». «فقال: بلى»؛ بلی یعنی یعتد به. چون بلی برای مقابل منفی است. قال ابن عباس لو قال نعم لکفروا[3]. این جمله معروفی است. «أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى[4]»؛ ابن عباس گفته «لو قالوا نعم لکفروا»؛ یعنی نه، خدای ما نیستی. «نعم» به خود نفی میخورد. اما «بلی» برای برگشت از نفی است. «بلی» یعنی هستی.
«فقلت: إنهم قالوا»؛ دلیل کسانی که «لایعتد» گفتند میدانید چیست؟ «صمت وأنت لا تدري أمن شهر رمضان هذا أم من غيره؟»؛ یعنی نمیدانی که. «فقال: بلى فاعتد به»؛ دوباره با بلی تأکید کردند که اعتداد به آن هست. «فإنما هو شئ وفقك الله له»؛ ببینید اگر کلمه «وفق» بخواهد با «اجزأ» متعارض باشد، در یک حدیث میآید؟!
«إنما يصام يوم الشك من شعبان، ولا يصومه من شهر رمضان لأنه قد نهي أن ينفرد الانسان بالصيام في يوم الشك، وإنما ينوي من الليلة أنه يصوم من شعبان، فإن كان من شهر رمضان أجزأ عنه بتفضل الله وبما قد وسع على عباده، ولولا ذلك لهلك الناس»؛ کل این حدیث را در نظر بگیرید. پس اولاً «اجزأ عنه» در این حدیث آمد و «وفقک الله» هم آمد. آیا اینها با هم معارض هستند؟! باید فهم کرد. در یک حدیث است. مرحوم شیخ میفرمایند که اینها معارض هستند.
[1] کتاب الصوم ١١۶
[2] وسائل الشيعة - ط الإسلامية ج۷ص۱۳
[3] مغنی اللبیب ج١ ص١١٣
[4] الاعراف ١٧٢
بدون نظر