جستجوی پیشرفته
نتایج جستجو
نتایج یافت شده 6487
جزء لایتجزای معنای پایهمحور و اشارهگرها
شاگرد: گاهی بین تعبیر آگاهی، احساس را هم تعبیر میفرمایید، این مقصودتان هست یا نه؟ استاد: بله، یک احساس ظاهری است که همین چشم و گوش و بینی است و یک احساس هم مطلق حوزه مشاعر ما است که در ذهن من خیلی مهم است. از چیزهایی که در قرن بیستم همه فلسفه تحلیلی و منطق...
تفاوت حوزه احساس و درک عقلی
شاگرد: نهایتاً مقصود حضرت عالی در احساس چه شد؟آیا آن هم تقسیم به اشراقمحور و پایهمحور دارد؟ استاد: او(فرگه) که «Sense and reference» میگوید، ریشه «Sense» در لغت آنها یک جور احساس است، اما او بهمعنای احساس به کار نمیبرد و بهمعنای معنا به کار میبرد. چ...
تشکیکی بودن ادراک «من» در برهان طلق ابن سینا
شاگرد: هوای طلق را کودک در بدو تولد دارد؟ استاد: من که یادم نیست. شما باید بفرمایید! شاگرد: اشاره فرمودید برای هر دورهای نیست و در بدو تولد آن را ندارد. استاد: اینها بحثهای خیلی مهمی است. گمان من این است که حتی وقتی روح در چهار ماهگی به جنین تعلق میگ...
نقد رویکرد دوآلیستی در هوش مصنوعی و اشراق روح به آن
شاگرد: بیشتر عکس آن منظور بنده است؛ یعنی فرض کنید اگر هنوز اشراق صورت نگرفته باشد، آیا هنوز آن احساس «انا» را دارد؟ مثلاً ماشین به حدی برسد که هنوز اشراق نباشد ولی به حدی رسیده که پایهاش احساس «انا» را آورده. استاد: اینکه در ماشین اشراق صورت بگیرد، قبلاً ...
نقد داوکینز در پیشنهاد روش انتخاب طبیعی به فیزیک
شاگرد: تکامل، نظریه است، یا …؟ استاد: نه، مسأله تکامل، خیلی بحثبرانگیز است. آنچه که داروین گفته و دیگران گفتهاند، الآن هم سر آن بحث است. بعضی از چیزهای آن به مراحلی میرسد اما بعضی از چیزها محل بحث است. مثلاً خودشان در رشتهها خودشان اشکال دارند و میگوین...
امکان خودآگاهی پایهمحور
بنابراین تا اینجا که آمدیم، عرض شد: خودآگاهی بهمعنای یک احساسی که در یک موجود آگاه هست، کف آن را فعلاً از طریق قطعهبندی زمان و جزء لایتجزی درست کردن، فرض گرفتیم که میشود، آن هم فقط در پایه. شاگرد: شما تجرد را در آگاهی فرض نمیگیرید؟ استاد: تقسیم آن را ق...
تفاوت احساس خودآگاهی پایهمحور با درک معنا
مرحله بعدی چیست؟ اینها را هفته قبل عرض کردم؛ مانعی ندارد که بحثها تکرار شود، ولی بزنگاه حرف من در این جلسه این است: وقتی ما بهدنبال موضوعات فقهی هستیم، آن معضلی که مهم است و خیلی هم باید در اطراف آن تأمل شود، این است که ما معنای پایهمحور داریم یا نداریم؟...
اتصالگرائی در ماشین و محدوده درک معنا
شاگرد: معنا به حوزه عقل مربوط میشود؟ مشاعر عقلی که گفتید، منظور است؟ استاد: بله، اصلاً معانی، طبایع هستند و عقل آنها را درک میکند، لذا این معضل در اینجا سنگین است که آیا میتوانیم یک پایه ظهور معنا فراهم کنیم یا نه؟ به یک نحوی معنا ظهور کند؟ این ممکن هست...
نرمافزار بودن بیت
لذا در نقطهی اولیهای که شروع کردیم، عرض کردم بیت، نرمافزار است یا سختافزار؟ برای ذهن من مثل خورشید روشن است که بیت، نرمافزار است و سختافزار، خیلی فرق دارد. همه این مقدمات را گفتم تا اگر شما در آنها اشکالی دارید با هم بحث کنیم. در ذهن من که خیلی واضح ا...
سه قابلیت در هر نماد
من الآن عرض میکنم: 1(عدد یک)، ا (الف). فرقی بین این دو میبینید یا نه؟ شکلشان که خیلی شبیه به هم است. الف نوشتاری منظورم است. فرق این دو چیست؟ فرقشان این است که میتوانید «۱» را توصیف کنید و از آن حرف بزنید. «۱»، معنا دارد. اما «ا» چطور؟ «ا»، خودش است. «ا» ...
وقوع خلط در صوریسازی منطق
خُب این معنا چیست که معنای قراردادی در طبع آن میآید؟ اینجا است که مسأله صوریسازی و کارهایی که در قرن بیستم صورت گرفته، خیلی اهمیت پیدا میکند و متأسفانه خلطهایی شده که به اندازه ذهن قاصرم قبلاً گفتهام. کتابی هست به نام درآمدی بر منطق جدید. صفحه ۹۹ آن را ...
امکان فهم معنای نماد توسط ماشین
شاگرد: در جلسه قبل فرمودید هر طبیعتی در مراتب وجود، یک تجلیای دارد. الآن معنا، در عالم ماده، جزء لایتجزی ندارد؟ استاد: بحث ما همین است که میتوانیم برای ظهور آن بستری مهیا کنیم یا نه؟ شاگرد: آن را برای درکش فرمودید. اما خود معنا که یک طبیعت مجرد است، آیا ...
مدیریت درک معنا با اشارهگرها
شاگرد: برای همین بود که سراغ نمادها رفتید؟ استاد: بله، یعنی این ماشین، نمادبازیکن محض نیست و معنا را هم درک میکند. این ممکن است یا محال است؟ شاگرد٢: نظر خودتان چیست؟ استاد: باید فکرش کنیم تا ببینیم ممکن است یا محال است. آن «pointer» که عرض کردم، برای ای...
عدم منافات خلو حروف از معنا با استفاده معنایی در مراحل بعدی
شاگرد: اینکه حروف بهغیر از نفس خودشان، معنایی ندارند، در روایات برای میم، آمده که مثلاً ملک خدا است. استاد: خیلی بحث خوبی است. در بحث تفسیر سوره ق در سال ۱۳۹۰ بحث کردهایم. منافاتی با این ندارد؛ یعنی طبایعی دارند که آن طبایع، خودش است و معنایی ندارد ولی د...
پیشگفتار(خلاصه)
سلسله درس گفتارهای شرح توحید صدوق در سال ۱۳۹۷ (جلسۀ هفتم)؛ ادامۀ شرح فقرۀ «واحد لا من عدد ، ودائم لا بأمد ، وقائم لا بعمد» / تبیین فقرۀ «واحد لا من عدد»؛ محو طرحی اشیاء در هویت غیبی الهی بیانی در نفی وحدت عددی از ذات الهی، نقدی بر قاعدۀ «بسیط الحقیقه کل الاشیا...
خصوم، به معنای بیانات علمی
در صفحهی هفتادم [از توحید شیخ صدوق] بودیم. در این قسمت از عبارت خطبهی شریفه، فقراتی سهگانه بود. امام علیهالسلام این سه جملات را ردیف فرموده بودند. فرمودند: «قد يئست من استنباط الإحاطة به طوامح العقول ، ونضبت عن الإشارة إليه بالاكتناه بحار العلوم ، ور...
الف) لاثانی له من جنسه، بیان علامه مجلسی
بعد به عبارتی رسیدیم که حضرت علیه السلام فرمودند: «واحد لا من عدد». یادم نیست پارسال چه بحثهایی کردیم. جلسهی قبل هم عرض کردم. مطلبی را در جلسهی قبل گفتم و میخواستم رد شوم، ولی نکاتی را فرمودند، آن را هم تذکر بدهم. ببینید آن هفته، عبارت مرحوم مجلسی در بح...
ب) کفایت تمایز در عملیة العدّ و عدم نیاز به وحدت
نکته این است: در شمارش مجبورید که بگویید دو میوه، دو کتاب، دو گردو. حالا من آن را توضیح بدهم تا لطیف و الطف را هم بگوییم. اگر سر نرسید که هیچ! در این فضا، وقتی میگویید دو میوه، دو کتاب، دو مرد، تا این دو مضاف الیه نداشته باشد، میتوانید بگویید دو؟! دو، معدو...
ج) محو طرحی و عدم قابلیت طرح اشیاء در هویت غیبی الهی و نفی وحدت عددی از خداوند
اینکه ما بگوییم حضرت علیه السلام در همین صحیفه میفرمایند: «وَ اسْتَعْلَی مُلْکک عَلُوّاً سَقَطَتِ الْأَشْیاءُ دُونَ بُلُوغِ أَمَدِهِ»[1]؛ «سقطت الاشیاء دون بلوغ امده» یعنی اشیاء نمیتوانند خدا شوند؟ نمیتوانند به خدا برسند؟ معنایش این است؟! یا خیر، «دون بل...
د) تفاوت قاعده¬ی «صرف الشیء لایتثی» و تعبیر «صرف الشیء لاثانی له»
برای طبایع مثال زدیم. طبیعت انسان، حالا دو طبیعت میشود یا نمیشود؟؛ در زید و عمرو میتوانیم، بگوییم یک انسان زید است و دومی عمرو است. اما طبیعت انسان، طبیعت است؛ صرف الشیء لایتثنی و لایتکرر. بگوییم پس فرد دوم خود طبیعت انسان محال است. اگر کسی اینچنین گفت، ...