جستجوی پیشرفته
نتایج جستجو
نتایج یافت شده 6487
اشتراک معنایی «عَمَد» و «أمد» در اشتقاق کبیر
خُب، اگر این احتمال باشد، شاید به ذهن بیاید که باید یک رابطهای باشد. حتی «عمد» به یک نحوی با زمان و امتداد ربط دارد. ستون، یک نحو امتداد را میرساند. خُب، اگر اینطور باشد، هر دو یکی باشند. جلوتر میرویم. اگر «ع» در «عمد» را برداریم، الف در «امد» را بردایم،...
«ع» معنای شدیدتر همزه
این هم معلوم نیست سر برسد. قبلاً بهعنوان محتملات بحث کردهایم. هر کلمهای که همزه در آن بیاید، اگر به جای آن، عین بیاید، عین، همان معنا را، بهصورت محکمتر، غلیظتر، با یک درجهی بالاتری، اداء میکند. یعنی اگر «امد» بهمعنای مدت و امتداد است، «عمد» امتدادی ...
«أمد» امتداد زمانی متصرم و سست، «عمد» امتداد مستحکم
خُب، اگر «أمد» بهمعنای زمان باشد، مد است، اما مدی است که به چشم نمیآید. ستون هم مد است، اما مدی است که سفت است و جسم است؛ بهصورت کامل میتوانیم آن را ببینیم. خُب، اگر به این صورت باشد، تطبیق «عمد» بر ستون، تطبیق بر یک صغری و مصداق است؛ معنای «عمد»، دقیقاً...
نفی دوام زمانی و قیام زمانی در فقرهی «دائم لا بامد و قائم لا بعمد»
«قائم لا بعمد»؛ الآن خیلی خوب شد. دوام خدای متعال زمانی نیست. قیام خدای متعال مکانی نیست. یعنی طوری نیست که ستون فقرات داشته باشد یا یک عصایی داشته باشد که بهآن تکیه بدهد. اساساً قیامی که با «عمد» است، بُعد دارد، امتداد دارد. «امد» و «عمد» در مد مشترک هستند...
ثبات زمان، عامل جلوه قیامتی زمان در «عمد»
شاگرد: دوام زمانی داریم و غیر زمانی؟ استاد: این سؤال ماند. این سؤال، سؤال خوبی است. اگر این احتمال درست باشد که «فِي عَمَدٖ مُّمَدَّدَةِ» بهمعنای عمر است، عمر که قرار شد «امد» و زمان باشد، چرا آیهی شریفه، عمر او را با عین آورده است؟ باید «فی أمد» باشد. با...
سرمدیت خداوند متعال
شاگرد: دوامی که زمان نداشته باشد، در همه زمان موجود است. استاد: برای خدای متعال؟ شاگرد: بله؛ دوامی است که یا اصلاً زمان ندارد یا زمانش موجود است. استاد: بنده مثالی میزنم؛ «وَلِلَّهِ ٱلۡمَثَلُ ٱلۡأَعۡلَىٰ»[1]. الآن شما میفرمایید: دو و دو، چهار میشود. ا...
کتاب «الفین» علامهی حلی
شاگرد: کتابی که مربوط به دلائل عصمت ائمه علیهمالسلام باشد، چیست؟ استاد: الالفین علامهی حلی که دو هزار دلیل برای عصمت میآورند. فخر المحققین که پسر علامهی حلی هستند، در وسط کتاب که داشتند کتاب پدرشان را استنساخ میکردند به جایی رسیدهاند؛ نوشتهاند من که ...
پیشگفتار (چکیده)
شرح فقرهی: «وتحيرت الأوهام عن إحاطة ذكر أزليته»
وجود اختیار غیر استکمالی در بهشت
شاگرد: در روایت حداث الحسین علیه السلام ذیل آیه شریفه «وَسِيقَ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوۡاْ رَبَّهُمۡ إِلَى ٱلۡجَنَّةِ زُمَرًا»[1] هست که آنها بهسوی بهشت کشیده میشوند، ولی آنها میخواهند مجالست با امام حسین علیه السلام را داشته باشند، از این روایت استفاده اختیا...
تحیر در مقابل احاطه
[در حال شرح] صفحۀ هفتاد بودیم. حضرت علیه السلام، چهار جمله فرمودند. ما داشتیم لغاتش را بررسی میکردیم؛ طبق فرمایشاتی که مرحوم مجلسی در دو جلد بحارالانوار داشتند. یکی جلد چهارم و دیگری جلد نود بر اساس چاپ اسلامیه. «قد ضلت العقول في أمواج تيار إدراكه ، وت...
وهم، مرتبۀ نازلۀ عقل
شاگرد: میتوان اوهام العقول هم گفت؟ استاد: قبلاً از این مساله، صحبت شد. اگر در روایات «وهم» را بررسی کنیم، خودش یک رساله میشود. انسان، کل روایاتی که «وهم» در آنها به کار رفته است را بیاورد و ببیند لغتی که اهل البیت علیهمالسلام راجع به قوۀ وهم دارند، چیس...
نفی عقل عملی در حدیث «تلک النکراء»
شاگرد: آنچه که در روایت آمده است: «فَالَّذِي كَانَ فِي مُعَاوِيَةَ فَقَالَ تِلْكَ النَّكْرَاءُ»[1]، منظور همین است؟ استاد: در روایت دارد: «قُلْتُ لَهُ مَا الْعَقْلُ قَالَ مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمَنُ وَ اكْتُسِبَ بِهِ الْجِنَانُ قَالَ قُلْتُ فَالَّذِي ك...
ادراک احاطی در وهم و ادراک فنائی در عقل
پس در اینجا مقصود از «وهم» چیست؟؛ همیشه «وهم» احاطه میخواهد. امام علیهالسلام از تناسب حکم و موضوع فرمودهاند که در جاهای دیگر هم میبینید. چرا وقتی اسم خداوند متعال را میبرند، وهم احکام ناجوری میآورد؟ اصلاً کار وهم به احاطه عادت کرده است؛ شانی از روح ا...
فنای نفس در واقعیت استحاله اجتماع نقیضین
این را عرض میکردم، آن عقل صحیحی که خداوند متعال به بشر داده است، آن اندازهای که تکوینا به نحو فنای قدسی جلو میرود، آنجا دارد نفس الامر را ادراک میکند. از آن جهت، وجودی صحیح میشود. از آن حیث دیگر معصوم میشود؛ طبق تعبیری که در روایت هست. یعنی عقل هر بش...
تشکیک در فنای قدسی نفس و مسألۀ عصمت
شاگرد: حاضر است به چه معنا است؟ استاد: یعنی خود نفس الامر استحاله، شانی از شئون این نفس مدرِک است. اما نه از این باب که اضافۀ اشراقیه به نفس داشته باشد. از این باب که نفس، ماده آن صورتِ نفس الامریه است. خیلی تفاوت میکند. گاهی شما یک معانی را درک میکنید و...
النمل الصغار تتوهم أن لله تعالى زبانتين
شیخ بهائی در کشکول میفرمایند که این حدیث کمر اولیاء اللّه را میشکند: «و لعل النمل الصغار تتوهم أن للّه تعالى زبانتين كمالها»[1]؛ مورچهها میگویند محال است که خداوند بتواند بدون دو شاخک عالم را اداره کند. خب، معلوم است او میبیند اگر شاخک نداشته باشد، نمی...
انواع ادراکات اشراقی نفس؛ تدوین ریاضیات
شاگرد: آیا میتوان گفت هر جا ادراک بهصورت احاطهای باشد، وهم میشود؟ یعنی اگر بهصورت اضافۀ اشراقیه باشد، وهم میشود؟ استاد: خیر؛ بسیاری از ادراکات اضافۀ اشراقیه است و وهم هم نیست. یعنی عقول جزئیه، وقتی در درک حقائق متمکن میشود، به نحو علم حصولی حقایق را...
«ذکر ازلیته»؛ درک ازلیته
شاگرد: در تعبیر «ذکر ازلیته»، مقصود از ذکر چیست؟ استاد: مقصود از «ذکر»، قطعاً لفظ نیست. چون تعبیر «احاطه و وهم» آمده است. وهمی که میخواهد احاطه پیدا کند، کاری به لفظ ندارد. حتی اگر بگوییم وهم هم میخواهد به لفظ بیاورد، باز نسبت دادن احاطه به لفظ مشکل است....
«حصر» و «حسر» بهمعنای تعب و واماندگی
«و حصرت الأفهام عن استشعار وصف قدرته»؛ مرحوم مجلسی میفرمایند: «والحصر العي في المنطق وحسر البصر حسورا كل وانقطع من طول مدى»[1]. «والحصر العي في المنطق»؛ وقتی میخواهد حرف بزند نمیتواند، کم میآورد. به این معنا که خسته میشود؟ «عی» بهمعنای خسته شدن ...
حسرت روحی، لازمۀ معنای خستگی و واماندگی
«حسرت» هم همینطور است؛ «وَأَنذِرۡهُمۡ يَوۡمَ ٱلۡحَسۡرَةِ إِذۡ قُضِيَ ٱلۡأَمۡرُ»[1]؛ آن حسرت روحی را که همه میدانیم چیست، اما چرا به حسرت روحی «حسرت» گفته میشود؟؛ شاید از همین باب است. یعنی تا وقتی دارد میتازد، میتازد. روزی که وامانده شد، آن وقت، یوم ا...