جستجوی پیشرفته
نتایج جستجو
نتایج یافت شده 8253
٢.کتاب «قواعد» علامه حلّی؛ طبیعت یا فرد؟
یک مثال دیگر کتاب «قواعد» است. شما ارتکازِ روشن دارید؛ میگویید «قواعد» ، کتاب علّامه است. الف)آیا آن نسخهای که اوّل به دست خود علّامه نوشته آن، «قواعد» است؟ و اگر بعداً شما استنساخ کردید، دیگر شبیه کتاب قواعد است، کتاب قواعد نیست؟ من که میگویم «قواعد» کت...
روش تفکیک طبیعت از فرد
ستاره های دوگانه ستارههایی در آسمان است که وقتی نگاه میکنید یکی است، آن قدر نزدیک هم هست که شما یکی میبینید. در اصطلاح ستارهشناسی به این ها میگویند ستارههای دو گانه[1]؛ یعنی دو تا ستاره است فاصلهشان از هم در واقع خیلی زیاد است، اما از بس نزدیک هم دیده...
١. علوم شناختی؛ تعریف و مصادیق
[1]الآن یک علم جدیدی است که در مورد آن تفحص بکنید، خوب است. اسمش را علوم شناختی[2] میگذارند: (cognitive science) ۵-۶ تا علم دست به دست هم دادند، به آن ها میگویند «علوم شناختی[3]». زبانشناسی یکیاش است، اعصابشناسیِ مغز یکیاش است، روانشناسی یکیاش است.این...
٢. ارزش گذاری
جهتگیری این علوم: مثبت اصل رویکردشان خیلی خوب است، یک امیدهای حسابی در این است، خیلی عالی است، محتوای فعلی: پر از اشکالات ولی الآن پر از مزخرفات است. برای بعضی از چیزهایی که هنوز مبادیاش فراهم نشده است، دارند نظریهپردازی میکنند، ولی خیلیها که بعضی ...
دو مثال
من بارها مثالش را هم زدم. ١. گوینده رادیو رادیو حرف میزند. یک کسی میگوید که من ماجرا را ول کن نیستم. میروم در تار و پود این رادیو، تا آن آقایی را که درونش دارد حرف میزند، پیدایش کنم. این رویکرد، رویکرد خوبی است. چرا نگران هستید؟ میگویید بابا اگر دنبال...
الف) راهکار تصحیح اشکالات این علوم
ما الآن در فضای علمی هستیم که دقیقاً با همین تلویزیونها و امثال این ها سروکار داریم. ادّعای ما این است که آن چه که ذهن ما درک میکند و آن چه که علما و سایر بشر با آن سروکار دارند، شبیه این دستگاهی است که در دلش کار انجام میدهد، ولی آنتنِ گیرنده هم دارد. یعن...
ب) ادراکات؛ مادّی یا مجرّد؟
اقسام اطّلاعات اطلاعاتی که هر شخصی در عمر خودش، از دِماغ و حافظه دارد؛ با اطلاعاتی که از ژنهایِ در طولِ تاریخش دارد دو سنخ است: دو حوزه است. خیلی چیزها را ما داریم، برایمان هم واضح است، اما از دِماغ نداریم. ١. اطّلاعات دِماغی دِماغ یعنی چه؟ یعنی آن چیزی ک...
مقدمه: اقسام اعصاب
اعصاب بدن، اسمهای مختلف دارد: چند جور است.اعصاب سمپاتیک -مثلاً برای فرار کردن یا حمله کردن -یا پارا سمپاتیک[1] این ها هر کدام تحلیلش جداست. [1] اعصاب سمپاتیک(Sympathetic nervous system) يا (SNS) و پاراسمپاتیک (دستگاه عصبی خودمختار) به عملکرد بخشهای خاصی...
قوای عملی انسان؛ قوای ادراکی انسان
الآن کشف کرده اند که این قوهی عمل کننده؛قوهی فرمانهای دماغ- آنجا که میگوید دستت را بالا ببر یا این کار را بکن- با آن قشر مغز[1] که کارش دیگر فرمان نیست، کارش درک است- قشر خاکستری،کارش درک مطالب است؛ درک معناست-میبینند این با آن در همدیگر تأثیر دارند، به...
ادراکات متفرع بر عمل
یکی از پایههایِ این علوم شناختی، این است که بدن تا خودش فعالیت نکند، تا بچه راه نیفتد و یک کارهایی را بدنی نکند اصلاً بعضی چیزها حاصل نمیشود[1]. یکی از مطالب مهمِ علوم شناختی است. یعنی همهاش درک نیست. اگر بچهای افتاده باشد، تا آخرِ کار بعضی چیزها را اصلاً...
مثال
ازدواج و پختگی از مرحوم آقای مطهری یادم است میگفتند خدای متعال یک پختگیهایی هست که راهش را داماد شدن و ازدواج قرار داده است. کسی بگوید من نابغهی اعصار و قرونم؛ اعلم و افقه و این ها راه ندارد[1]. راهش این است. بعضی چیزها راهش عمل است؛ راهش به چیزی تن دادن...
عمل به شرع؛ از اسباب شکل گیری ارتکاز
یکی از چیزهایی که در ضوابطِ ملکاتِ نفسانی است، این است که ملکه، واقعاً درجات دارد. ارتکاز، گاهی است مربوط به یک شأن واحد است که اشتداد و ضعف دارد. غیر از اینکه ملکه، درجاتِ اشتداد و ضعف دارد، یک جور درجات دیگری دارد که نمیتوانم با آن تصوری که الآن دارم، اسم...
حوزه های مختلف شریعت
[1]این چیزی که من عرض می کنم یک مقداری کار میبرد تا کم کم ذهن انسان انس بگیرد.عرض من این است که شریعت اسلامیه همه فنون، علوم، موضوعات مختلف را جامع است ولی معنایش این نیست که چون شریعت جامع است، هر موضوعی را با همدیگر مخلوط میکند، بلکه خود شریعت بما أنّه شری...
حوزه اخلاق: ملکات و حالات نفسانی
یک وقتی است، فضای شما، فضای اخلاق است، فضای علم اخلاق و رذائل و فضائل است، آن جا سر و کارتان با خُلق است، با ملکات و حالات نفسانی است، با سجایا است،
حوزه فقه: حوزه رفتارها
اما وقتی در رابطه انسانها با همدیگر میآیید، در حقوق و فقه و رفتار میآیید، موضوع فقه چیست؟ خُلق مکلفین است یا افعال مکلفین است؟ افعال مکلفین است. درست است که پشتوانه این رفتار اخلاق است اما موضوع فقه چیست؟ رفتار است، فقه با افعال مکلفین کار دارد، با ورای ...
رابطه خلق و رفتار
آن چه که در متن واقع است، این است که علی ایّ حال شخصی که رفتاری از او سر میزند و دارد زندگی میکند «قل کلٌ یعمل علی شاکلته[1]»، نمیشود بدون قصد و خلقیّات و روح کاری را انجام بدهد، عملاً این طوری است که هر کسی دارد یک کارهایی را انجام میدهد خُلق او حاضر است،...
عناوین، تابع اغراض
تکوین این است که هر دو را داریم، خب حالا سر نامگذاری و عنوانگذاری میآیند، عنوانگذاری به اغراض برمیگردد[1]، حیثیاتی که حکمت یک امر آن را اقتضا میکند، الان اگر شما با روح کار دارید، با علمِ صحنه قیامت کار دارید، با برزخ کار دارید، با اعتقادات و کمال کار ...
عناصر فقهی؛ غرض حفظ نظام
اما درست است که ملکات هست که آثار بر آن مترتب میشود اما شما فعلا با صبغه نظام اجتماعیِ ظاهرِ دنیا کار دارید، اینکه شرع و صاحبین شریعت و کسانی که متشرع هستند، یک نظمی داشته باشند. امورشان به راه خودشان برود و از هم نپاشد. شما اگر این جا دارید حرف میزنید این...
١. شرط تکلیف
شما به راحتی میگویید قدرت شرط تکلیف است، علم شرط تکلیف است و حال آن که وقتی دقیق میشویم میبینیم این که علم شرط تکلیف باشد، یک چیز خیلی مبهمی است، شرط تکلیف در کلام فضای کلام و عقوبت را میگویید درست میگویید، در فضای کلام و عقوبت کردن علم به حکم شرط تکلی...
٢. اسلام ظاهری
الان لشکر اسلام آمدند بدون این که اهل مکه خبر بشوند، یک دفعه ابوسفیان چشم باز کرد، دید کل لشکر اسلام کل مکه را احاطه کرده اند، تمام شد، حالا میگوید أشهد أن لا إله إلا الله! آن روز تا حالا هر کاری توانسته بکند تا اساس دین را از بین ببرد، حالا که گیر افتاده این...