جستجوی پیشرفته
نتایج جستجو
نتایج یافت شده 7742
تفاوت حفص و شعبه دو راوی عاصم در قرائت «ارجلکم»، پاسخی به انحصار قرآن در قرائت عاصم بهخاطر نقل از امیرالمومنین
شاگرد: راجع به حفص چه بگوییم؟ استاد: این مصحف را یک بار دیگر آورده بودم. نوشته چاپ فرخ خان امین الدوله، چاپ اول صَفَر هزار و دویست و هفتاد و نه در ایران بوده، تجدید چاپ ذی القعده هزار و سیصد و نود. این مصحف حدود یک سال بعد از تجدید چاپش در بیت مرحوم آقای صد...
نحوه علمکرد شیخ طوسی و علامه مجلسی ذیل قرائت «ارجلکم»
استاد: فرمایش آقا را از خود شیخ طوسی عرض کنم. خیلی جالب است. ببینید شیخ الطائفه در همینجا در تهذیب میفرمایند ببینیم «ارجلِکم» است یا «ارجلَکم». عبارت شیخ در تهذیب این است: میگویند: « إن القراءة بالنصب غير جائزة و إنما القراءة المنزلة هي القراءة بالجر»[1]....
قبول تواتر قرائات توسط عبدالهادی فضلی، علامه طباطبایی و صاحب روضات الجنات
شاگرد: بین تالیفاتی که چاپ شده، کسی را میشناسید که قابل اطمینان باشد؟ الآن یکی از اساتید معروف علوم قرآن خیلی قاطعانه میگفت بین علماء شیعه اجماع بر تحریف قرائات است. قطعاً علماء شیعه قائل به تحریف هستند. استاد: آقای جعفر مرتضی در کتاب بحوث هامة، میگویند ...
مزیت چاپ باغچه سرای قرآن
شاگرد: فرموده بودید باغچه سرا را تحقیق کنیم. باغچه سرا یکی از شهرهای شبه جزیره کریمه است. در دست روسیه تزاری بوده که آن قرآن چاپ شده بود. تحت سلطه عثمانی نبوده. استاد: در همان وقت هم نبوده؟ شاگرد: بله. حافظ عثمان هم چاپ قسطنطنیه در استانبول بوده. اینها از...
چرایی بحث از کتاب «پژوهشی در رسم مصحف»
دو هفته قبل آقا فرمودند که چرا این کتاب پژوهشی در رسم المصحف را میآوری؟ عرض کردم من انتخاب نکردهام. یکی از اعزه به آن جا رفته بودند و آن مؤلف در آن محفل داده بودند، ایشان هم گفته بودند من مطالعه نمیکنم برای تو باشد! وقتی شروع به خواندن کردم خوبی ای که دار...
سؤال از تعدد خط و وجود نقط در زمان ناسخ عثمان و نظر کتاب پژوهشی در رسم المصحف
دو تا سؤال مطرح کردم. یکی اینکه وقتی ناسخ عثمان مصحف را نوشت، آیا در زمان او نقطه و اعراب بود یا نبود؟ طبعش مقدم بر بحث بعدیش است ولی بحث اول مقدماتی را برای بحث دوم فراهم میکند. لذا من سؤال دوم را اول بررسی کردم. سؤال دوم این بود: وقتی ناسخ عثمان مصحف شری...
بررسی فتوای مالک بر « اکتبوا علی الکتبةالاولی »
اگر بعداً خواستید در فدکیه ملاحظه کنید، صفحهای است به نام «سخن مالک بن انس-اکتبوا علی الکتبة الاولی». اگر خواستید این صفحه را نگاه کنید. ببینید من برای این حرف مالک از پنج کتاب قدیمی آدرس دادهام. قدیمیترین آنها تفسیر ابن وهب است. ابن وهب خودش شاگرد مال...
دلیل اول اگر دو خط رواج داشت، سؤال از ابتدا مطرح میشد نه در زمان مالک
تا اینجا عباراتی بود که این آقایان آورده بودند. خُب حالا میخواهد از آنها چه استفادهای کنند؟ در ادامه دو نقل از دانی میآورند. زرکشی[1] میگوید ابن حنبل گفته: «وقال الإمام أحمد رحمه الله تحرم مخالفة خط مصحف عثمان في ياء أو واو أو ألف أو غير ذلك». از ا...
پاسخ به استدلال؛ استفتاء از وجود الف و واو، دلیلی بر امتیاز مصحف عثمانی بر خط رایج آن زمان، نه تکامل خط
استاد: برای اینکه همه وجوه را ببینیم عرض میکنم؛ وقتی اینجا میگوید «احدثه الناس الهجاء»، دو سواال از مالک میپرسیم. یکی میگویند مردم هجائی را احداث کردهاند، طبق آن بنویسیم یا نه؟ یکی دیگر اینکه میگویند در مصحف الف و واوی هست، آن را تغییر بدهیم یا نه؟ ...
الف) کتاب «اختلاف مصاحف الامصار» ابن عامر
شاهدش در کتابهای بسیار قدیمی است. ابن عامر صد و هجده وفات کرده است. کتابی دارد به نام «اختلاف مصاحف الامصار»، همچنین کتابی در وقف و ابتدا دارد، قبل از او یحیی بن یعمر است. از شاگردان ابوالاسود بود. دو نفر بودند که در نقط الاعجام مصحف نقش دارند.
ب) کتاب «القطع و الوصل» یحیی بن یعمر
او یک کتاب دارد به نام «کتاب القطع و الوصل». یعنی از صدر اول از یحیی بن یعمر شروع شده تا بعد. چقدر کتاب داریم در قطع و وصل. قطع و وصل چه بوده؟ شاید در نجاشی هم از علماء شیعه باشند. یعنی وقتی مصحف مینوشتند مواردی بوده که اگر مردم بنویسند، وصل مینویسند ولی د...
دو مثال «لَأَاْذبَحَنَّهُ» و «وَ لَأَوضَعُواْ»
استاد: در همین صفحه مصحف به نظرم باشد. مثلاً «لَأَاْذۡبَحَنَّهُ»[1] را مفصل در صفحه مصحف آوردهام. اگرمراجعه کنید یک صفحه مفصلی است راجع به نظراتی که چرا به این صورت نوشته شده؛ «لَأُعَذِّبَنَّهُۥ عَذَابا شَدِيدًا أَوۡ لَأَاْذۡبَحَنَّهُۥ»، اولش «لَأُعَذِّبَنّ...
اظهر احتمالات؛ حروف الفبا
اما هجاء به چه معنا است؟ «احدث الناس من الهجاء». فقط در ذهن من پنج احتمال آمده است که در زمان مالک این محتملات بوده. بعضی از آنها ضعیف است و بعضی از آنها قوی در این است که مقصود از مردم از «احدث الناس من الهجاء» آن باشد. اظهر موردش این است: چه زمانی میگوی...
احتمال اول؛احداث خط عروض
خط عروض همین قرن دوم پدید آمده. خود جناب خلیل بن احمد به نظرم قبل از مالک وفات کرده است؛ صد و هفتاد و پنج است. اینها معاصر بودهاند. مبدع علم عروض و خط عروض، خلیل بوده. خط عروض یک نحو هجاء است. هجائی است که مینوشتند. البته این اظهر نیست. هجائی است که هر چه...
احتمال دوم؛ احداث خط قیاسی
خط دیگر، خط قیاسی است. خط قیاسی، باز هم به نظرم اظهر مطالب نباشد. خط قیاسی را در اینجا توضیح دادهاند، وقتی نحو قوی شد، در زمان خود خلیل و ابوعمرو بصری و … نحات ضابطه ای به نام خط قیاسی گذاشتند. یعنی خطی که با شروع و پایان باشد. یک کلمه را میگرفتند و میگفت...
احتمال سوم؛ نقط الاعجام و الاعراب
احتمال دیگر هم باز قوی نیست، این است که مقصود از هجاء، همین نقط الاعجام و نقط الاعراب باشد. یعنی این طوری که مردم الآن با اعراب و اعجام مینویسند، اجازه میدهی؟ گفت نه. بدون اعراب و اعجام بنویسید. این هم احتمال سوم.
احتمال چهارم؛ تبدیل خط حجازی به خط کوفی متاخر
احتمال دیگر هم که در این فضا است، ما دو خط قدیمی داریم، یکی بیشتر در قرن اول بوده که حالا به اصطلاح میگویند خط حجازی است. ماخوذ از آن چیزی است که ابن ندیم در الفهرست گفته است. مثلاً مصحف امیرالمؤمنین که این آقایان در مؤسسه چاپ کردهاند خط کوفی است. رواجش در...
احتمال پنجم؛ تبدیل خط کوفی به خط نسخ
احتمال پنجمی هم هست که در ذهن من طلبه نسبت به سؤال از مالک، اظهر وجوه است. میگوید «احدثه الناس من الهجا»، بالدقه اعراب گذاری که هجا نیست. خط کوفی که مایل بود و آن را تبدیل کردند هم اصلاً هجا نیست و هجایی احداث نشده. هجا همان هجاء است. حروف همان حروف است. هم...
رد احتمال ادخال الف بنابر رسم رایج در مصاحف
شاگرد: بهعنوان یک احتمال هم میتواند این باشد که عدهای در قرآن الف را اضافه کردهاند. یعنی قرآن را بهصورت رسم رایج آن زمان نوشتهاند. استاد: این مطلب خوبی است. بعداً عرض میکنم. ببینید مواردی داریم که اصلاً این احتمال در آن صفر است. چرا؟ چون یک جایی الف ...
نقد توجیه غانم قدوری در رسم «لااذبحنه»
بعداً در آن صفحهای که آوردهام توجیهات آقای غانم قدوری را نگاه کنید. البته در آن صفحه، «ل» که آقای غانم قدوری میآورد، بد چاپ شده است. حروف به جایی برگشت کردهاند که الآن ما مینویسیم. و حال اینکه مقصود غانم قدوری آن «ل» است که قدیم بوده است. «ل» که یک مثل...