جستجوی پیشرفته
نتایج جستجو
نتایج یافت شده 6487
ادامهی شرح حدیث بیست و ششم
«٢٦ ـ حدثنا أبو العباس محمد بن إبراهيم بن إسحاق الطالقاني رضياللهعنه ، قال : حدثنا أبو سعيد الحسن بن علي العدوي ، قال: حدثنا الهيثم بن عبد الله الرماني ، قال : حدثنا علي بن موسى الرضا، عن أبيه موسى بن جعفر، عن أبيه جعفر بن محمد، عن أبيه محمد بن علي ، عن...
انعکاس روایت بیست و ششم توحید صدوق در دو موضع از کتاب بحارالانوار
چند سال قبل جلسهای بود، شاید روزهای یکشنبه بود، برخی عبارتهای کتاب مبارک توحید صدوق خوانده میشد. از چند سال پیش، به حدیث بیست و ششم در باب دوم رسیده بودیم. اینطور که فرمودند، ظاهراً در حدیث بیست و ششم به این عبارت رسیدیم: «ولم يغب عن علمه شيء فيعلم بح...
تفاوت نسخهی توحید و عیون اخبار الرضا علیه السلام
اولی که من این خطبه را در توحید دیدم، عبارت را رفتم و برگشتم: «ولم يغب عن علمه شيء فيعلم بحيثية …». «یُعلم» بخوانیم یا «یَعلم» بخوانیم؟؛ تعلیقهی مرحوم آسید هاشم را دیدم. ایشان برای نشر این کتاب خیلی زحمت کشیدهاند. تعلیقات خوبی دارند. تعلیقهی ایشان را دید...
تصحیح قیاسی در نسخهی توحید صدوق و اضافه شدن «علمه» به آن
در ضوابط حدیث میگوییم اگر نسخهای اضافی دارد، اصل با آن است. در نسخهی دیگر میتواند افتادگی باشد. اما اینجا از جاهایی است که اصل با این است که «علمه» را اضافه کنیم؟ خیر؛ به گمانم اینجا از آن موارد نیست. چرا؟؛ بهخاطر اینکه در اینجا شبههی قوی قیاسی م...
بهمریختگی سیاق روایت در تصحیح قیاسی
خُب، اگر مقصود این بوده است، اصلاً ریخت عبارت به هم خورده بود. بینی و بین اللّه من نمیدانستم «علمه» در آن نسخه نیست. مدام رفتم و برگشتم. چون قبلش صحبت از درک ما نسبت به خداوند بود. اما حضرت علیه السلام یک دفعه سراغ علم خداوند میروند و میفرمایند: «لم یغب ...
معنای عبارت با وجود قید «علمه»؛ نفی علم حصولی از خداوند
خُب، اگر «علمه» نباشد چه معنایی میدهد و اگر باشد چه معنایی میدهد؟ اگر باشد، احتمالاتی که در ذهنم آمده بود را عرض میکنم. «لم یغب عن علمه شیء»؛ از علم خداوند هیچ چیزی غایب نیست. «فیَعلم» یا «فیُعلم»؟ ظاهر «یغب» این است که «یَعلم» بخوانیم. چون صحبت در این ا...
اهتمام مرحوم مجلسی در ذکر اختلاف نسخ در بحارالانوار
الآن چیزی که در ذهنم هست را عرض میکنم. اگر کلمهی «علمه» نباشد. همانطوری که مرحوم مجلسی فرمودند. ایشان طبق نسخهای که نزد خودشان بوده است، فرمودهاند: «ولم يغب عن شئ فيعلم بحيثية أي لم يغب عن شئ من حيث العلم حتى يعلم أنه ذوحيث»[1]. شاگرد: ایشان از عیون ن...
تفسیر عبارت خطبه در بحارالانوار بدون در نظر گرفتن قید «علمه»
عدم غیبوبت خداوند از مخلوقات، مانعی بر مکانی یا زمانی دانستن او حالا من عبارتشان را بخوانم. مطلب خوبی دارند. میفرمایند: «ولم يغب عن شئ فيعلم بحيثية أي لم يغب عن شئ من حيث العلم حتى يعلم أنه ذوحيث ومكان إذ شأن المكانيات أن يغيبوا عن شئ فلا يحيطوا به عل...
تناقضانگاری بین غیب الغیوب بودن خداوند و علم مخلوقات به او، عامل تصحیح قیاسی و اضافه شدن قید «علمه» به روایت
شاگرد: اینکه این حدیث را در دو جای بحارالانوار آوردهاند و هر دو را از عیون نقل کردهاند، شاید نظرشان این بود که به این اولویت دادهاند و احتمال تصحیف قیاسی در ذهن ایشان بوده است. استاد: بله؛ احتمالش را دادهاند. مرحوم مجلسی در این جهات ما شاء اللّه خیلی ...
دو شاهد از روایات در مورد علم مخلوقات به خداوند و نفی نسخهی تصحیح شده
خُب اگر «علمه» را برداریم معنا به چه صورت میشود؟ شواهدی از سایر خطب امیرالمؤمنین علیهالسلام دارد. خیلی زیبا و عالی! دیگر بیانات امیرالمؤمنین است؛ دون کلام الخالق و فوق کلام المخلوق. واقعاً عباراتی است که آدم بهت زده میشود. «کُلُّ مُسَمًّی بِالْوَحْدَهِ غ...
بینونت خداوند متعال با صفات مخلوقین
«الحمد لله الذي لا من شيء كان ، ولا من شيء كون ما قد كان ، مستشهد بحدوث الأشياء على أزليته وبما وسمها به من العجز على قدرته ، وبما اضطرها إليه من الفناء على دوامه ، لم يخل منه مكان فيدرك بأينية ، ولا له شبه مثال فيوصف بكيفية ولم يغب عن علمه شيء فيعلم بحيث...
رابطهی نفی صفات از خداوند و عینیت صفات با ذات او
شاگرد: استدلالی که گفتید برای عینیت ذات و صفات بود، نه برای نفی صفات. استاد: نفی صفات با عینیت صفات، یک مقصود است که بهصورت دو کلاس بیان میشود. نفی صفات، کلاس بالاترِ عینیت صفت است. معمولاً اول انس ما با صفات زائده است. همین جور هم تصویر میکنیم. آنچه که...
ینبوعیت ذات در صفات یا عینیت ذات با صفات؟
شاگرد: فرمودید یکی از علماء این استدلال را گفته است و محقق اصفهانی نپذیرفته است. استاد: آن استدلال دو بخش بود. آن مربوط به مکاتباتی است که مرحوم اصفهانی با آسید احمد کربلائی داشتند. ایشان میگویند ینبوع است، ولی ایشان مدافع عینیت هستند؛ به همان نحوی که بای...
عینیت یک طرفهی صفات با ذات در یک مرتبه و نفی صفات از مقام ذات، در مرتبه بالاتر
شاگرد: در تقدم ذات بر صفات و نفی صفات میتوان برهان علامه را گفت که همواره موضوع بر محمول مقدم است؟ استاد: بله؛ آن برهان خوبی است. اتفاقا از چیزهایی که ایشان بر آن متفرع میکنند و خیلی ظریف است، این است که یک طرفه است؛ یعنی صفات با ذات یکی هستند اما ذات با...
مسبوقیت خداوند بر خزائن؛ «و إن من شیء الا عندنا خزائنه»
استاد: «وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنَا خَزَآئِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ»[1]. خزائن اشیاء که نزد ما است، ذات الهی فوق آن خزائن است. «عندنا خزائنه». وقتی به خزائن آن میرسید، دیگر شیء تمام میشود. دیگر بالاتر از خزائن نمیتواند برو...
عدم تلازم نفی صفات از خداوند با تعطیلی معرفت؛ اشتراک در معنا و تعطیلی در کیفیت
شاگرد: فرمایش شما این بود که نحوه و نسبت صفات با او، مبائن با مخلوقات است، اما ظاهراً این عبارت میگوید که حتی خود صفات هم مبائن هستند. مثلاً وقتی میگوییم عالم، اما او چیز دیگری است. اگر اینگونه گفته شود، اشتراک لفظی و تعطیل پیش میآید. استاد: تعطیل لازم...
شیوهی تجرید خداوند از صفات کمالیهی مخلوقین و تثبیت آنها بهصورت سلبی
استاد: جهل را با علم میشناسیم، بهمعنای فقدان یک چیزی. این فقدان و این نقص، نیست. از عدم ملکه سراغ سلب و ایجاب میرویم. شما میگویید سنگ کور است. میگوییم نمیشود بگوییم کور است. میتوان گفت انسان کور است، چون عدم ملکه است. اول باید بصر را بشناسید و بعد بگ...
رتبهبندی روایات در تبیین رابطهی صفات و ذات
یک وقتی که روایات را مباحثه میکردیم، آنها را دستهبندی میکردیم و بهصورت کلاس در میآوردیم. یعنی به فطرت ذهن بشر میگفتیم کدام یک از اینها جلوتر است. مثلاً عینیت صفات با ذات، یک کلاس بالایی است. سریع نمیتوان به هر کسی گفت و او هم درک کند که عینیت صفات ...
اشتراک صفات خالق با صفات مخلوق در خروجی صفات نه کیفیت آنها
شاگرد: با این روشی که شما جلو رفتید، دیگر تباین صفات معنا نمیدهد. یعنی ما از علم، جهل را شناختیم و بعد این نقیصه را از خداوند سلب کردیم. یعنی آن علمی که در مخلوق شناختیم را برای او ثابت کردیم و میگوییم خداوند آن علم را دارد. آن سمع را دارد. آن بصر را دار...
صفات مخلوقین پُلی برای درک صفات خالق
تعطیل برای این است که شما باید حرف بزنید. اما وقتی تشبیه کنید، ریشهی اصل معارف و خداشناسی را از اول از بین بردهاید. خیلی فرق میکند که انسان ریشهی یک چیزی را از بین ببرد. وقتی در وادی تشبیه رفت، خدا را مخلوق میکند. اما وقتی در فضای تعطیل برود؛ نه بهمعن...