جستجوی پیشرفته
نتایج جستجو
نتایج یافت شده 8015
فصل هشتم : اعداد
یکی از حقائقی که نفس الامریت دارد ولی نه موجود است و نه معدوم عدد است. می دانیم که مراد از عدد معدود نیست و نیز می دانیم که «کل عدد نوع براسه» از طرفی هم می دانیم که بی نهایت عدد (اعم از طبیعی و گویا و صحیح و ...) داریم. سوال این است: آیا تحقق این بی نهایت عدد...
فصل نهم : ثابت های ریاضی
یکی از مهم ترین مثال ها برای انتقال به اوسعیت نفس الامر از وجود ثابت های ریاضی هستند. هر چند مثال بی نهایت عدد اول بالفعل مثال خوبی است اما انتقال به مقصود غموض خاص خود را دارد به خلاف ثابت های ریاضی که یک عدد ثابت بیش نیستند. آیا ثابت های ریاضی را ذهن ما فرض ...
فصل دهم : حقائق ریاضی
گذشته از مجموعه ی اعداد و اعداد اول و ثابتات ریاضی در مطلق حقائق ریاضی اعم از حسابی و هندسی می توان ادعا کرد که موطن صدق و ثبوت این حقائق (چه حقائق مفرده و چه حقائق مرکبه نظیر قضایای هندسی) جایی غیر از موطن وجود و عدم مقابلی است. مناسب است که از بعضی مثال های ...
فصل یازدهم : تساوقدار کن ایجادی با فیض مقدس و تساوق حوزههای اوسع از دار کن ایجادی با فیض اقدس
دارِ «کن» ایجادی همان دار تشخص و تفرد وجود خارجی است که مقابل آن عدم مقابلی است و به این دلیل نام کن ایجادی را در مورد این حصه از نفس الامر به کار میبریم که خداوند متعال به شیئ «کن» می گوید و آن شیئ ایجاد می شود. آنچه که مورد خطابِ «کن» قرار می گیرد در عین حا...
فصل دوازدهم : طبایع
می دانیم که طبیعت مرسله واقعیتی است که می تواند دارای فردی باشد و می تواند اصلا دارای فرد نباشد. از طرفی موطن وجود و عدم موطن فرد است و محال است که طبیعت متصف شود به «موجودٌ». مثلا وقتی می گوییم انسان موجود است منظور فرد انسان است نه محض الطبیعه ی انسان. محال ...
فصل سیزدهم : نسب و استلزامات و اضافات و معانی حرفیه
معضلی که در این عناوین وجود دارد این است که ما چگونه نفس الامریت آنها را تحلیل می کنیم؟ متفکرین بزرگ موافق فطرت خود این حقائق را واقعیات نفس الامریه دانسته اند ولی در تحلیل آن به طوری که صرفا با وجود تحلیل شوند دچار اشکال تسلسل شده اند. برای توضیح مختصر این اش...
فصل چهاردهم : حرکت
از مواردی که با دقت در آن می توان پی برد که لوح واقع اوسع از لوح وجود است، حرکت است. تحلیل حرکت از مشکل ترین مسائل پیش روی فکر بشر در طول تاریخ بوده است. وقتی می خواهیم حرکت را توضیح دهیم می گوییم «تشابک الوجود و العدم» یعنی وجود و عدم دست در دست هم گذاشته اند...
فصل پانزدهم : اوسعیت نفس الامر از وجود در حدیث شریف تحف العقول
در کتاب شریف تحف العقول از حضرت سید الشهداء علیه السلام نقل شده است: «یصیب الفکر منه الایمان به موجودا و وجود الایمان لا وجود صفة» در این حدیث شریف می بینیم که وجود الایمان برای حق تعالی اثبات و وجود الصفة از آن مقام نفی می شود. چند معنا برای وجود الصفة...
فصل شانزدهم : مبدأ مطلق گستراننده ی نفس الامر
اکنون که مساله ی اوسعیت نفس الامر از وجود تبیین گردید مناسب است که به مساله ی رابطه ی مبدأ مطلق و نفس الامر یا همان ربط خالق به مخلوق نیز پرداخته شود. اصل اساسی در تبیین این رابطه «اثباتٌ بلا تشبیه» است و مراد از تشبیه نیز مطلق تشبیه است. اطلاق مبدأ مطلق می طل...
فصل هفدهم : واژه شناسی نفس الامر
در زبان عربی کلمه ی «شیئ» که از مشیّت است با امر فرق می کند. در فارسی این فرق را نداریم و برای هر دو معنا کلمه ی «چیز» را به کار می بریم. موطن مشیّت، موطن وجود و عدم مقابلی یا همان فیض مقدس است نه فیض اقدس. شیئ یعنی چیزی که اراده و مشیت به آن تعلق می گیرد اما ...
الف) روش برداشت گام به گام از قرآن کریم
ما در فهم یک معنای آیه باید از آن کف کف شروع کنیم. ١.شروع فهم از ساده ترین معنا یک معنای عرفی که هر کسی نگاه کند، در مییابد این معنا سادهترین معنای عرفی است که با ظاهر آیه صدر و ذیل و همهاش سازگار است. این میشود پله اوّل. میگوییم حالا که این معنای عرفی...
ب) عناصر مهم در استظهار از آیات
١.سیاق تأکید من بر حفظ سیاق است ٢. شأن نزول و شأن نزول.نقش شأن نزول در استظهار از آیه را ما نبایست دست کم بگیریم نیاید ابتدا به ساکن به سراغ خود آیه و معانی تجریدی راقی آن برویم بلکه اوّل باید سری به شأن نزول بزنیم. مخصوصاً آن جایی که سؤالات زیادی ذیل آ...
١.فالصالحات: فاء تفریع
«الرجال قوامون على النساء بما فضل الله بعضهم على بعض و بما أنفقوا من أموالهم... فالصالحات قانتات حافظات لغيب بما حفظ الله و اللاتي تخافون نشوزهن فعظوهن» چه طور شد؟ فاء برای چه ؟ این فاء کجاست؟ ، درست بعد از بما فضل الله و بما انفقوا، فالصالحات قاننات حافظات ...
٢.آیه ی بعد
دوم من گمانم این است آیه بعدی که آمده پشت سر این آیه، دخالت تام دارد در استظهار از همین آیه. اصلاً مفسرین کأنّه آن را به نحو ذکر خاص بعد عام فرض گرفتند و حال آنکه آیه بعد از این دخالت تام دارد در استظهار از همین آیه. چرا؟ چون آیه شریفه الرجال قوّامون این طو...
٣.شأن نزول آیه
النزول قال مقاتل نزلت الآية في سعد بن الربيع بن عمرو و كان من النقباء و في امرأته حبيبة بنت زيد بن أبي زهير و هما من الأنصار و ذلك أنها نشزت عليه فلطمها فانطلق أبوها معها إلى النبي فقال أفرشته كريمتي فلطمها فقال النبي لتقتص من زوجها فانصرفت مع أبيها لتقتص...
• مراد از بعضهم؟
« الرجال قوامون على النساء »[1]، بسیار خوب « بما فضل الله بعضهم على بعض ». این بعض بر بعض، این بعضها چه کسانی هستند؟ - رجال بعض اوّل رجال. بعض دوم نساء. « بما فضل الله بعضهم » یعنی رجال، « على بعض» یعنی نساء. اینجا باید بگویند بعضهم علی بعضهن مثلاً - علی ب...
• بما انفقوا
سؤال دوم بما انفقوا. بما انفقوا یعنی چه ؟ - همین بعض که فضیلت دارند انفقوا.
• تفضیل؛ تشریعی یا تکوینی؟
تازه سؤالات شروع می شود، سؤال سوم این تفضیل، تفضیل تشریعی است یا تکوینی؟ - تکوینی. - تشریعی.
• مرجع ضمیر انفقوا؟
سؤال دیگر انفقوا هم به همهشان برمیگردد؟ بما انفقوا رجال و نساء.
• «هم» در فضل الله بعضهم؟
سؤال دیگر مرجع ضمیر هم در فضل الله بعضهم کیست؟ - بعضی از آقایان پس فقط بعضی از آقایان؟ - فضیلت داده خداوند بعضی از آقایان را به بعضی از زنها. بر بعضی از زنها؟ - بله. الآن کدام هستند این بعض؟ که بعضی تفضیل داده بر بعضی؟ آیه میخواسته ابهام بیاورد؟ - ن...