جستجوی پیشرفته
نتایج جستجو
نتایج یافت شده 6487
مقدمه: اهمّیّت تراث علماء
این یک مطلب طلبگی در ذهنم است، در بحثهای شفاهی علماء چیزی نیست که گفته نشده باشد. اما متأسفانه بحثهای شفاهی همه جا پیاده نمیشود. در مدوّنات هم ما بهدنبال آن نمی گردیم. آنهایی که تدوین شده قدرشان دانسته نمیشود. خدا رحمت کند مرحوم آقای علاقه بند را؛ آن اس...
کلام شهید صدر
حالا شبیه همان مطلبی که در نفس الامر عرض کردم و آن روز گفتند و من خیلی خوشحال شدم، حالا در قضیه فاعلیت پیش آمد.
فعلیّت حکم؛ فاعلیّت حکم
یک متنی را از بحوث برای من فرستادند و دیدم که خیلی خوب شد. این عبارت به این قشنگی و به این خوبی است. بحث جلد پنجم، صفحه ٣٣۶؛ ایشان میخواهند جوابی بدهند و مطلبش هم خیلی خوب است. هر طلبهای که چند سال مشغول کتاب و درس و بحث است، به یک ذهنیتی میرسد. بعضی از چیز...
١.بررسی مفهوم «نقض یقین به شک»
حدیث «لا تنقض الیقین بالشکّ[1]» را ببینید. می فرماید: یقین را به شک نقض نکن. سؤال:شکی که نیامده است یا شکی که آمده؟ سؤالی خیلی ساده. شکی که نیامده، مشخص است که نیامده است، من چگونه به وسیله آن یقین را نقض کنم؟! از آن طرف،عدم نقض یقین به شکّی که آمده است ت...
٢. الاستصحاب؛ «اذا جاز العمل به وجب؟»
یک قاعدهای است که ما در فقه کلاسیک، اصول، خیلی موارد آن را داریم و اعمال میکنیم میگوییم: «هذا الامر اذا جاز وجب[1]». نمیشود بگوییم که جائز است ولی واجب نباشد؛مثلاً خبر واحد. اذا جاز العمل به وجب. دوران دارد، یا عمل به خبر واحد حرام است ؛ چون حجت نیست و اگر...
٣.استصحاب؛ اماره یا اصل؟
سؤال دیگر: استصحاب اماره است یا اصل است؟ در اصول الفقه، مرحوم مظفر همین سؤال را فرمودند[1]. من از خیلی سال قبل، این طور تفسیری در ذهنم است که اساساً سؤال از اینکه استصحاب اماره است یا اصل است باطلاقه غلط است. سؤال،غلط است. باید اینطور سؤال کنیم: کدام استصحا...
کلام آخوند خراسانی
[1]فصل دوم[2]، خیلی مطالب پرفایده دارد و خیلی از جاها به درد میخورد. اصل در متعارضین چیست؟ قاعده در متعارضین سقوط یا تخییر است؟ متأخرین اصولیین،کأنه خواستند قاطبةً بگویند که اصل در متعارضین سقوط است[3]. مرحوم شیخ، صاحب کفایه و مرحوم مظفّر قائل به تساقط ش...
بررسی کلمات آخوند
التعارض و إن كان لا يوجب إلا سقوط أحد المتعارضين عن الحجية رأسا حيث لا يوجب إلا العلم بكذب أحدهما[1] تعارض =» علم به کذب احد الدلیلین؟ چیزی که در ذهن طلبگی من خیلی برای من مهم است، این است که شوخی نیست انسان ادّعای علم بکند. این علم از کجا آمد؟ از کجا ...
لوازم قول به تساقط
الف) تخییر، جعل جدید شرعی در اصول الفقه میفرمایند: قد تقدم أن القاعدة الأولية في المتعادلين هي التساقط و لكن استفاضت الأخبار بل تواترت في عدم التساقط غير أن آراء الأصحاب اختلفت في استفادة نوع الحكم منها لاختلافها على ثلاثة أقوال: ۱.التخيير في الأخذ بأحد...
تنبیه
این مساله تخییر کم نیست، بزرگانی که همه آنها بالای سر ما جا دارند، قائل شدند که اصل تساقط است؛ بعد میبینید که این اصل، خیلی مشکل دارد و مکرّرا به مشکل بر میخوریم. تحقیق علمی؛ انانیت و غرور اگر این رفتوبرگشت ها بهگونهای باشد که نه از باب انانیت و تعصّب...
دو نکته
١.لزوم اخذ قاعده اولیه از شارع در مواضع متعدّدی خودمان میگوییم که قاعده اولیه این است؛ اما شارع برای ما قاعده ثانویه گذاشته است، در اینجا باید خیلی مواظب باشیم. ما باید قاعده اولیه را از شارع بگیریم، شارع رئیس العقلاء است، اگر چیزی فرموده اصل به قاعده بودن ...
قاعده اولیه:تخییر
آن چه میخواهم در ابتدا عرض کنم این است که چه مانعی دارد وقتی دو خبر متعارض شدند، مخیراً اَحَدُهُمای لامُعیَّن حجت باشد، و اصلاً قاعده اولیه عقلائیه همین باشد. این چه مانعی دارد؟! ما در کتاب های خودمان خوانده بودیم و گویا متأخّرین جا انداخته بودند که اصل اولی...
تخییر در زمان حضور؛ تخییر در زمان غیبت
-آیا عقل حکم میکند که قاعده اولیه حتی در زمان حضور، تخییر است[1]؟ منظورتان قاعده اولیه شرعیه است یا قاعده عقلائیه تعارض در حجج؟ اگر بگوییم که قاعده اولیه شرعیه، همان قاعده اولیه عقلائیه است، زمان حضور و غیر حضور فرقی ندارد. -در زمان حضور توضیح اضافه میخوا...
کشف بناء عقلاء در مرزها
-آیا میتوان گفت در مرزهایی که نزدیک به هم است، بناء عقلاء قابل کشف نیست[1]؟ قابل کشف است. گاهی در بناء عقلاء، یک چیزهای منجّز و الزامی است، از آنها نمی گذرند. اما گاهی -همانطور که گفتید قابل کشف نیست- بناء روی بناء است، که خود بناء گذاری برای احتیاط عقلاء ا...
فتوا به تخییر در متعارضین؟
ثم إنه لا إشكال في الإفتاء بما اختاره من الخبرين في عمل نفسه و عمل مقلديه و لا وجه للإفتاء بالتخيير في المسألة الفرعية لعدم الدليل عليه فيها. نعم له الإفتاء به في المسألة الأصولية فلا بأس حينئذ باختيار المقلد غير ما اختاره المفتي فيعمل بما يفهم منه بصريحه أو...
١. الاصل عدم الحجیه
آخوند فرموده اند: لا يخفى أن ما ذكر من قضية التعارض بين الأمارات إنما هو بملاحظة القاعدة في تعارضها و إلا فربما يدعى الإجماع على عدم سقوط كلا المتعارضين في الأخبار كما اتفقت عليه كلمة غير واحد من الأخبار و لا يخفى أن اللازم فيما إذا لمتنهض حجة على التعيين ...
٢.وجه سوال از روایات متعارض
اگر قاعده اولیه در متعارضین را تخییر بدانیم، پس چرا از امام درباره خبرین متعارضین سؤال کردند[1]؟ همین که سؤال کردند که در خبرین متعارضین چه کار کنیم، دال بر این است که عقل آنها نمیگفت: تساقط میکنند. شما می فرمایید تساقط نمیگفت، اما تخییر را هم نمیگفت چر...
٣. احتمال ردع از سیره
- اگر تخییر سیره عقلاء باشد، نه حکم عقل؛ شارع میتواند آن را ردع کند. در زمان حضور امام، اگر احتمال ردع آن را بدهیم نباید از خود امام یا از واسطه ای بپرسیم؟ این را هم بحث کردهاند. اگر سیره عقلاء محرز باشد، سؤال میشود که آیا شارع باید آن را امضا کند یا عدم...
۴.تخییر، حکم شرعی؛ بناء عقلائی؟
- اگر دو روایت متعارض باشد در زمان حضور، عقل سریع حکم به «اذن فتخیر» میکند یا میگوید باید توقف کنی؟ وقتی خود امام در روایت میفرمایند «اذا لم یعلم فتخیر»، آیا امام یک امر تعبدی محض را بیان میکنند؟ در زمان خودشان این حرف را مطرح میکنند، نه برای زمان غیبت. ...
الف) التساقط
حضرات آیات و علماء اعلام میرزای شیرازی و أما مقتضاه في الطريقين المتعارضين فإنما هو تساقطهما و فرضهما كأن لم يكونا في خصوص مؤدى كل منهما، و الرجوع إلى الأصل الموافق لأحدهما دون المخالف لكليهما.[1] و كيف كان، فحاصل ما يقتضيه تدقيق النظر في تعارض الطريقين تسا...