۴.تخییر، حکم شرعی؛ بناء عقلائی؟
- اگر دو روایت متعارض باشد در زمان حضور، عقل سریع حکم به «اذن فتخیر» میکند یا میگوید باید توقف کنی؟
وقتی خود امام در روایت میفرمایند «اذا لم یعلم فتخیر»، آیا امام یک امر تعبدی محض را بیان میکنند؟ در زمان خودشان این حرف را مطرح میکنند، نه برای زمان غیبت.
روایاتی که صاحب کفایه نقل میکنند به این نحو است:
منها ما دل على التخيير على الإطلاق كخبر الحسن بن الجهم عن الرضا عليه السلام: قلت يجيئنا الرجلان و كلاهما ثقة بحديثين مختلفين و لا يعلم أيهما الحق قال فإذا لم يعلم فموسع عليك بأيهما أخذت[1]
در اینجا امام ما را متعبّد کرد هاند؟!
- اینجا روایت داریم و ما بحثمان در حکم عقلی مع قطع النظر از روایت است. در اینجا شاید تعبد باشد.
یعنی لسان روایت این طور است که ما را متعبد کرده اند؟
- بله، شاید تعبد باشد. بله، با بناء عقلاء میتوان تخییر را حتی در زمان حضور اثبات کرد، اما اصولیون که در فضای بناء عقلاء نبودند. لذا نباید تخییر را به نحو مطلق بگویند، بلکه باید بین زمان حضور و غیبت تفصیل قائل شوند.
چرا در این روایت حضرت «اذا لم یعلم» را تکرار کردند. او سؤال کرد که «کلاهما ثقه و لا یعلم ایهما الحق»، خب حضرت میتوانستند بگویند «فموسع علیک»، چرا حضرت تکرار کردند «قال فإذا لم يعلم فموسع عليك بأيهما أخذت». مشعر به این است که وقتی علم نیست، شانیت که هست، علم هم که نیست پس «موسّع علیک»، این قاعده اولیه است.
نه ترجیحاتی را ذکر کردهاند و نه سنخ آن سنخ تعبد است، چون «اذا لم یعلم» مشعر به این است که «نمیدانی»، نه اینکه به عنوان مولویت بگوید. علاوه با ضمیمه مطالبی که قبلاً عرض کردم که اصل «اذا لم یعلم»، به اختلاف آن هم میخورد، یعنی به این معنا است که در مواقعی که تو میگویی «مختلفان» هستند، اما وقتی آن را به فقیه بدهند «مختلفان» نیستند. اما بااینحال بر تو سخت نمیگیرم و وقتی نفهمیدی بر تو موسّع است. با اینکه جمع میان آنها دو نزد فقیه روشن است، اما برای تو که نمیدانی موسّع است. از ناحیه مولی الزامی نیست که حتماً باید بین آنها جمع کنید.
[1] كفاية الأصول ( طبع آل البيت )، ص: ۴۴۲
بدون نظر