جستجوی پیشرفته
نتایج جستجو
نتایج یافت شده 8253
٣.عدالت رفتاری
عدالت در دیدگاه فقهاء (مسألة ٢٣): العدالة عبارة عن ملكة إتيان الواجبات و ترك المحرمات (١). (١) كما نسب الى المشهور بين المتأخرين، بل الى المشهور مطلقاً، بل الى العلماء، أو الفقهاء، أو المخالف و المؤالف. و عن ظاهر الحلي و غيره: أنها مجرد ترك المعاصي، أو...
۴.عین حقوقی
اساساً کلماتی که ما به کار می بریم، در آن بستری که به کار می بریم، رنگِ تحیّث به آن حیث بستر را پیدا می کند. کاربردهای مفهوم عین الان در فقه وقتی شما می گویید ملک و عین و منفعت و انتفاع؛ عین، عین حقوقی است و عین حقوقی فرق دارد با عین در -مثلاً- فضای فلسفه، د...
ثمره تفکیک فقه از سایر حوزههای شریعت
خب اگر ما این حیثیت را جدا کنیم، چه چیزی بر آن متفرع میشود؟ وقتی صحبت فقه داریم باید شارع مقدس از آن حیثی که مُنشِأ احکام فقه است و حیثیت فقهیه را در نظر دارد نظرش را درک کنیم، نه از آن حیثیتی که صاحب قیامت است و فضای کمالات مومنین و بهشت است، اینها مخلوط ش...
علم زوج به فسق شاهد
خب حالا آمدیم الان یک کسی هست که هیچ کس از او فسق ندیده است؛ در ظاهر اصلا رفتاری نشده که اگر دوربین مخفی هم گذاشته باشید دیده باشید، ولی خود زوجی که دارد طلاق میدهد الان عالم است به این که این شاهد فاسق است، الان آن ملکه را ندارد، عالم است، چه کار کنیم؟ الان...
اجزاء اعمال سابقه
شارع مقدس دارد نظام متشرعه را سامان میدهد و میخواهد امور دینی متشرعه جلو برود، امور دینی میخواهید جلو برود محورش چیست؟ محورش رفتار است، نه در دل افراد. پس مانعی ندارد که در فضای فقه برای نظمِ شریعت و بقای شریعت در بستر اجتماع، شارع مقدس رفتار را برای فقه ...
معانی فعلیّت حکم
[1]کلمه فعلیّت خیلی زیاد کاربرد دارد، لفظ خوبی است؛ اما از بس لفظ خوبی بوده در حوزهها و مقامهای مختلفی، به کار گرفته شده است. [1] متن پیش رو، تنظیم مطالب افاده شده در جلسات درس خارج فقه به تاریخ ۴/ ١٠/ ١٣٩۵ و ١١/ ٧/ ١۴٠١ و ١٢/ ٧/ ١۴٠١میباشد.
فعلیّت در اصطلاح آخوند:
ابلاغ حکم لذا در کفایه یک فعلیّت در مراتب حکم داشتیم که به معنای ابلاغ حکم بود و تنجز به معنای وصول حکم به مکلف بود[1]. این یک نوع اصطلاح بود. به عبارت دیگر وقتی مَلَک وحی به پیامبر میفرماید، فی الجمله ظهوری در بین مکلّفین پیدا میکند؛ یعنی حکم از انشاء و ...
معانی دیگر
١.تحقّق موضوع اصطلاح دیگری که کلمه فعلیّت دارد – که این اصطلاح خیلی مرسوم است -این است که هر حکمِ انشائی در عالم ثبوت، یک موضوعی دارد. یعنی مُنشِئ حکم، مجموعه اموری را در نظر گرفته و حکم را برای آن آورده است. آن چیزهایی که در عالم انشاء جزء موضوع است وقتی د...
تطبیق دو معنای فعلیّت
١.جهل به حکم مولی میفرماید «انقذ الغریق»؛ غریق را نجات دهید. وقتی مکلفی که میتواند غریق را نجات دهد، غریقی را دید چون در خارج هم غریق هست و هم شخصی که میتواند او را نجات بدهد هست، موضوع ثبوتی ای که مولی در نظر گرفته، محقق شده است. اما اگر به وجود غریق علم...
مقدمه: اهمّیّت تراث علماء
این یک مطلب طلبگی در ذهنم است، در بحثهای شفاهی علماء چیزی نیست که گفته نشده باشد. اما متأسفانه بحثهای شفاهی همه جا پیاده نمیشود. در مدوّنات هم ما بهدنبال آن نمی گردیم. آنهایی که تدوین شده قدرشان دانسته نمیشود. خدا رحمت کند مرحوم آقای علاقه بند را؛ آن اس...
کلام شهید صدر
حالا شبیه همان مطلبی که در نفس الامر عرض کردم و آن روز گفتند و من خیلی خوشحال شدم، حالا در قضیه فاعلیت پیش آمد.
فعلیّت حکم؛ فاعلیّت حکم
یک متنی را از بحوث برای من فرستادند و دیدم که خیلی خوب شد. این عبارت به این قشنگی و به این خوبی است. بحث جلد پنجم، صفحه ٣٣۶؛ ایشان میخواهند جوابی بدهند و مطلبش هم خیلی خوب است. هر طلبهای که چند سال مشغول کتاب و درس و بحث است، به یک ذهنیتی میرسد. بعضی از چیز...
١.بررسی مفهوم «نقض یقین به شک»
حدیث «لا تنقض الیقین بالشکّ[1]» را ببینید. می فرماید: یقین را به شک نقض نکن. سؤال:شکی که نیامده است یا شکی که آمده؟ سؤالی خیلی ساده. شکی که نیامده، مشخص است که نیامده است، من چگونه به وسیله آن یقین را نقض کنم؟! از آن طرف،عدم نقض یقین به شکّی که آمده است ت...
٢. الاستصحاب؛ «اذا جاز العمل به وجب؟»
یک قاعدهای است که ما در فقه کلاسیک، اصول، خیلی موارد آن را داریم و اعمال میکنیم میگوییم: «هذا الامر اذا جاز وجب[1]». نمیشود بگوییم که جائز است ولی واجب نباشد؛مثلاً خبر واحد. اذا جاز العمل به وجب. دوران دارد، یا عمل به خبر واحد حرام است ؛ چون حجت نیست و اگر...
٣.استصحاب؛ اماره یا اصل؟
سؤال دیگر: استصحاب اماره است یا اصل است؟ در اصول الفقه، مرحوم مظفر همین سؤال را فرمودند[1]. من از خیلی سال قبل، این طور تفسیری در ذهنم است که اساساً سؤال از اینکه استصحاب اماره است یا اصل است باطلاقه غلط است. سؤال،غلط است. باید اینطور سؤال کنیم: کدام استصحا...
کلام آخوند خراسانی
[1]فصل دوم[2]، خیلی مطالب پرفایده دارد و خیلی از جاها به درد میخورد. اصل در متعارضین چیست؟ قاعده در متعارضین سقوط یا تخییر است؟ متأخرین اصولیین،کأنه خواستند قاطبةً بگویند که اصل در متعارضین سقوط است[3]. مرحوم شیخ، صاحب کفایه و مرحوم مظفّر قائل به تساقط ش...
بررسی کلمات آخوند
التعارض و إن كان لا يوجب إلا سقوط أحد المتعارضين عن الحجية رأسا حيث لا يوجب إلا العلم بكذب أحدهما[1] تعارض =» علم به کذب احد الدلیلین؟ چیزی که در ذهن طلبگی من خیلی برای من مهم است، این است که شوخی نیست انسان ادّعای علم بکند. این علم از کجا آمد؟ از کجا ...
لوازم قول به تساقط
الف) تخییر، جعل جدید شرعی در اصول الفقه میفرمایند: قد تقدم أن القاعدة الأولية في المتعادلين هي التساقط و لكن استفاضت الأخبار بل تواترت في عدم التساقط غير أن آراء الأصحاب اختلفت في استفادة نوع الحكم منها لاختلافها على ثلاثة أقوال: ۱.التخيير في الأخذ بأحد...
تنبیه
این مساله تخییر کم نیست، بزرگانی که همه آنها بالای سر ما جا دارند، قائل شدند که اصل تساقط است؛ بعد میبینید که این اصل، خیلی مشکل دارد و مکرّرا به مشکل بر میخوریم. تحقیق علمی؛ انانیت و غرور اگر این رفتوبرگشت ها بهگونهای باشد که نه از باب انانیت و تعصّب...
دو نکته
١.لزوم اخذ قاعده اولیه از شارع در مواضع متعدّدی خودمان میگوییم که قاعده اولیه این است؛ اما شارع برای ما قاعده ثانویه گذاشته است، در اینجا باید خیلی مواظب باشیم. ما باید قاعده اولیه را از شارع بگیریم، شارع رئیس العقلاء است، اگر چیزی فرموده اصل به قاعده بودن ...