جستجوی پیشرفته
نتایج جستجو
نتایج یافت شده 8019
٢.تأویلات طولیّه
تأویل معانی متعددی دارد و هر کدام در آیات و کلمات معصومین که به کار رفته جای خود را دارد. یک تأویل دیگری که الآن مورد نظر ما است، این است که نه معنایی در عرض معنای ظاهر آیه باشد، بلکه آیه شریفه معنایی دارد و ما بدون این که این معنا را کنار بگذاریم، همین معنا ...
نظامات اصل موضوعی در قرآن کریم
نمی شود که وقتی یک نظام اصل موضوعی[1] در این آیه برقرار شد، همه عناصر را از جای دیگر بیاوریم بخواهیم تطبیق بدهیم.وقتی «قتل الانسان» شد امیرالمومنین، آن وقت «اقبره»، «ما اکفره» همه تفاوت می کند. در فضای جدید تاویلی، همه به هم مرتبطند،اما نه ارتباطی که از نظام...
١.القضاء تابع للاداء
[1]دو تا قول است: یکی القضاء تابع للأداء، این را چطور معنا میکنیم؟ میگوییم اساسا اصل امر صلاه، وقت شرطش نیست، تعدّد مطلوب است. «صلّ» یعنی نماز ظهر را بخوان و یک مطلوب دیگر این است که از زوال تا غروب بخوان. حالا اگر بین زوال تا غروب نخوانده باشی فقط یک مطلوب من...
٢.القضاء لیس تابعاً للاداء
این یک جور بیان است، بیان دیگر این است که می گوییم قضا تابع ادا نیست (فرض میگیریم)، نقد نظر دوم وقتی فرض گرفتیم حالا چطور میخواهید یک مطلب خلاف ارتکازی را که اصلا کسی باورش نمی شود، توضیح بدهید؟ بگویید: «اقض ما فات» یک امر جدید است. میگوید: ایها المکلف صلّ ...
٣. الامر بالقضاء توسعه للامر بالاداء
خب اگر اینطور باشد ما یک استظهار جدید می کنیم از عدم تبعیت قضا از اداء. میگوییم درست است قضا به آن معنای قبلی تابع ادا نیست ولی «اقض ما فات»، امر جدید هم نمی آورد می آید لسان حکومت را دارد در امر قضا. یعنی تصرف میکند در امر قبلی و میگوید امر قبلی طوری است که ...
١.مکتب نجف
[1]مرحوم آقای خویی تابع سبکی بودند که ما الآن به آن سبک نجف میگوییم. خطکش میگذاشتند، طبق ضوابطِ روشنِ کالشمس، احتیاط میکردند: وجهش روشن ، فتوا هم میدادند روشن. اخبار ضعیفه: ضم العدم الی العدم ایشان در مصباح الاصول در مورد اینکه عمل مشهور جابر نباشد ف...
٢.مکتب قم
بنابر این مسأله تراکم ظنون، سبکی که به مرحوم آقای بروجردی نسبت میدهند، لا مفرّ منه است. یعنی اصلاً اساس فقاهت به این است. یعنی این طور نیست که فوری بگوییم این روایت ضعیف است پس دستمان خالی است؛ سراغ اصل عملی برویم. انسان خودش، دست خودش را از اماره کوتاه بکند؟...
معنای اعتبار
[1] کلمه اعتبار یعنی چه؟ این کلمهی اعتباری زیاد تکرار می شود؛امّا اگر تحلیل دقیقش به خوبی صورت بگیرد و مبادی این اعتبار برای ما خوب واضح شود ذهن، دائماً در تحلیل مسائل دچار مشکل نمیشود و به روشنی حرکت میکند. اصل لغت اعتبار از ماده «ع ب ر» است و لغت قرآنی ه...
اعتباریّات از دیدگاه محقق اصفهانی رحمهالله
اعتبار در فضای بحث های فقهی حقوقی،به چه معنا است؟ مرحوم اصفهانی در رساله حق و حکم، اول فرمودند: الملک لیس من المقولات العرضیة رأساً و اصلاً[1]. اصلا از مقولات نیست بعد سه دلیل آوردند که ملک از مقولات نیست[2].بعد میفرمایند: ربّما یتوهم أنّ الملک ...
تحلیل عناصر بحث:غرض،ارزش،اعتبار
بررسی مفهوم غرض و ارزش غرض، آن چیزی است که مردم ندارند؛ آن را میخواهند.ارزش یعنی چه؟ یعنی آن چیزی که این غرض را به آن ها میدهد.ارزش آن چیزی است که آن ها را به آن مطلوب و به آن غرضشان میرساند. این تقسیمبندی کلی است. حالا هر مثالی هم بزنید، بعضی مثالهای ح...
نظائری برای امور اعتباری:
١.نقشه کشیدن مهندس ببینید یک مهندس وقتی میخواهد نقشه خانه را بکشد چه کار میکند؟ خیلی شبیه بحث ماست. آیا دارد چیزی را که تکوین ندارد، تکوین میدهد؟! آیا امر تکوینیِ موجود را میبیند و کارش تحصیل حاصل است؟! من میگویم اول، یک واقعیّاتی را میبیند؛ از واقعیّ...
انواع ارزش:ارزش های نفسی؛ارزش های تابعی
تابعِ ارزش یا تزاحم ملاکات صحبت هایی که ما کردیم، فعلاً قدم اوّل است. بغرنجترین جایی که پیش میرویم وقتی است که تابع ارزش تشکیل میدهیم؛ یعنی تزاحم ملاکات. اموری هستند که ارزش منفی دارند، امور دیگری هم در کنارش ارزش مثبت دارد، چه کنیم؟ تزاحم میشود مابین یک ...
وضوح اغراض در معاملات
برخی از موارد را سابقاً مباحثه کردیم که یکی از مواردی که یادم می آید بیع عند النداء است.[1] يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا نُودِيَ لِلصَّلاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلى ذِكْرِ اللَّهِ وَ ذَرُوا الْبَيْع[2] چرا خداوند فرموده بیع را ره...
برهان پذیر بودن اعتباریات
دیدید که بزرگانی از اهل استدلال و فکر و برهان و یک عمر نبوغ، این ها حرفشان بود و صریحاً میگفتند که الاعتباریات لا برهان علیها. عقلا این طور اعتبارمی کنند،اگر نخواهند طور دیگری اعتبار میکنند. واقعاً این بزرگان با آن ذهن های قوی بحث را خیلی جلو بردهاند. همه ...
مقصود از برهان در اعتباریّات
اعتباریّات برهان برمیدارد دقیق[1]؛ اما نه برهانِ فضایِ تکوین و مقولات. این اشتباه دو تا فضاست. تفاوت فضا چیست ؟ تفاوت فضا این است که ما وقتی میخواهیم ارزشها را برای اغراض جهتدهی کنیم اگر خود ارزشها را ببینیم و بخواهیم اوصاف تکوینی آنها را با اعتبار هماهنگ...
روابط نفس الامری؛پشتوانه اعتباریّات
این رابطه جایش کجاست؟ در نفس الامر است[1]. و لذا تا ما بحث از اوسعیت نفس الامر را نفهمیم، تا حل نکنیم اصلاً بحث پیش نمیرود. اگر این را فهمیدیم میبینیم همه برهانبردار است، امّا برهانی که مبادیاش استلزامات است. قضایای شرطیه نفس الامریه است که عقل از رابطه بی...
برهان پذیری اعتباریّات در کلام علامه طباطبایی
در تفسیر المیزان هم ذیل آیه شریفه «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِر...
مباحث اغراض و قیم؛ناظر به عالم ثبوت نه اثبات
بحث ثبوتی غیر از اثباتی است. این بحثهایی که الآن داریم تمامش بحثهای ثبوتی است. همان که اجماع امامیه است. آیا شما در اصول نمیگویید اجماع امامیه بر این است که احکام شرعی تابع مصالح و مفاسد است؟ اجماع است. ما داریم بحث ثبوتی میکنیم، میگوییم ثبوتاً تابع مصالح...
پیوست شماره ١ :الاعتباریات النفس الامریه
حاشیه علی الشفاء محقق خوانساری و أمّا رابعا فقوله: «و يخترع معقولا[1] آخر»، ان أراد به أنّه الاختراع المحض فباطل ضرورة. و ان أراد به[2] أنّه ليس موجودا في الخارج لكن من الاعتباريات النفس الأمرية[3] ، فهو عين قول الخصم. و أمّا القول بأنّه عين الأبوّة فقد عرفت ...
پیوست شماره ٢:«لا واقعیه للاعتباریات و لا برهان علیها» فی کلام العلماء
نهاية الدراية في شرح الكفاية ؛ ج۱ ؛ ص۱۳۴ فان قلت: سلمنا أن البيع هو ايجاد الملكية الحقيقية، إلا أن ايجاد الملكية أمر، و إمضاء العرف أو الشرع أمر آخر، فإن أمضاه الشارع أو العرف اتصف بالصحة، و إلّا فبالفساد. قلت: الملكية الشرعية او العرفية ليست من المقولات ال...