انواع تشکیک
ببینید چند مورد میتوانم بگویم:
١.تشکیک مراتبی
ماهیّت در مراتبش تشکیک دارد. خب این خوب است و همه مأنوس هستند.
٢. تشکیک طیفی
اما گاهی میگوییم که ماهیت یک طیف[1] تشکیل داده،
٣. تشکیک کف و سقفی
یا تعبیر کف و سقف که به کار میبردم؛ ماهیت یک سقف دارد و یک کف دارد. باز هم اینها آن مقصود تام را نمیرساند. بلکه تنها یک وجهی از آن را بیان میکند.
۴.تشکیک عَرْضی
بگوییم ماهیت، دست راست و دست چپ دارد. ببینید همان مقصود است، میگویم ماهیت یک عرض عریض دارد. عرض عریضی که میتواند محور قرینه داشته باشد. محور قرینهای، دست راست عرض این ماهیت با دست چپ محور قرینه. در اینجا من اصلاً کلمه مرتبه را به کار نبردهام. گفتم مقصود ما در تشکیک در ماهیت چیست؟ عرض عریض دارد. در عرض، شدّت و ضعف هست یا نیست؟ نیست. همه اینها مقصود ما هست.
مقصود ما این است که ریخت ماهیت طوری است که میتواند عرض عریض داشته باشد، طیف تشکیل دهد، سقف و کف داشته باشد، مراتب داشته باشد. همه اینها مقصود ما است. پس اینکه ما کلمه تشکیک را میگوییم به این خاطر است که بحث راه بیافتد.
[1] واژهٔ طیف (پیوستار) یا بیناب کاربردهای گوناگونی دارد. کاربرد این واژه بیشتر برای نشاندادن ساختاری است که در آن بتوان جایگاههایی گوناگون را با ارزیابی بیش و کم _بیآنکه پلهپله و گامبهگام باشند_ در بازهای میان دو پایانهٔ ناسازگار با هم، در دوسوی پیوستار از یکدیگر بازشناخت. برای نمونه طیف (پیوستار) گروههای گوناگون سیاسی در جایی میان بازهٔ دو گروه ناسازگار چپگرا و راستگرا جای دارند. واژهٔ طیف در چندین شاخهٔ دانش امروزی کاربرد دارد.(سایت ویکی پدیا)
بدون نظر